10 نفر از فعالان صنف پوشاک در ساختمان باسلام جمع شده بودند. غرفه‌هایی که شاید اولین بار بود همدیگر را می‌دیدند ولی جالب بود که وجه اشتراک زیادی در روابطشان با آدم‌های بیرون از باسلام داشتند مثل لجستیک، بسته‌بندی و دفتر پیشخوان همین‌طور تامین ملزومات کسب و کارشان. بعد از خوردن افطار، صحبت‌های رسمی‌تر شروع شد. ابتدا برای آَشنایی بیشتر، همه خودشان را معرفی کردند و توضیح مختصری از کسب وکارشان دادند.

در معرفی غرفه‌ها، آقای مرادی و حلاجیان از غرفه پوشاک امیر محمد با خنده رو به آقای دانش از غرفه‌ی کفش بی واسطه گفتند: ما از همه دیرتر عضو باسلام شدیم ولی فروشمان با اختلاف کمی در حال رسیدن به کفش بی‌واسطه است.

آقای آقاجانی از غرفه چادر سرای مادر گفت: بعد از تبلیغات تلویزیونی اوضاع خیلی خوب شده است و حتی اطرافیان هم سوال می‌کنند که این همان باسلامیست که در آن کار می‌کنی؟! 

زوج‌های غرفه‌داری که در جلسه حاضر شده بودند آقا و خانم رمضانی از غرفه‌ی ترمه و آقا و خانم رحیمی از غرفه رحیمی  بودند. آقای محدثی از باسلام از این زوج‌ خواستند که در مورد مدیریت غرفه‌شان بیشتر توضیح دهند که از به چه صورت غرفه را اداره می‌کنند؟! 

آقای رمضانی گفتند که همسرشان پاسخگویی آنلاین 24 ساعته دارند و حتی در نیمه شب هم اگر پیامی از طرف مشتریان باسلام دریافت کنند پاسخگو هستند. خانم رمضانی ادامه دادند: میانگین پاسخگوی‌مان زیر 5 دقیقه است. حالا مشتری هر ساعتی که خرید بزند، روز و شبش فرقی ندارد، من بلافاصله جواب می‌دهم. خانم رحیمی گفتند: اگر باسلام نبود کارمان با شکست مواجه می‌شد.

آقای رحیمی از مشتری‌هایی که خارج از ایران داشت گفت: ما تولیدات‌مان را به خارج از ایران هم می‌فرستیم. در مورد پاسخگویی به مشتری اشاره کردند که بلافاصله بعد از خرید به مشتری پیام می‌دهیم و برای راحت بودن مشتری ،همسرم یا خواهرم پاسخگو هستند. ایشان در مورد کیفیت پارچه‌ای که در محصولات‌شان استفاده می‌کنند توضیحات کاملی گفتند که آقای آقاجانی از باسلام از ایشان پرسیدند که آیا این توضیحات را درباره‌ی محصولتان در باسلام هم با همین جزییات وارد کرده‌اند؟! چون قطعا مشتری این اطلاعات دقیق را از محصول داشته باشد راحت‌تر اعتماد می‌کند.

آقای مرادی و آقای حلاجیان از غرفه پوشاک امیرمحمد در مورد رمز موفقیت‌شان با جدیت تمام گفتند «توکل بر خدا». آقای مرادی ادامه دادند: ما نزدیک حرم مغازه داشتیم. با ورود کرونا، اوضاع کسب و کار ما بهم ریخت. مشتری نداشتیم و مسافر هم نبود، تصمیم گرفته بودیم کار پوشاک را جمع کنیم و سراغ سوپر مارکت برویم. یکی از دوستان باسلام را به ما معرفی کردند. اول خیلی جدی نگرفتیم ولی چند روز بعد شروع به تعریف محصول در باسلام کردیم و شکر خدا کارمان رونق گرفت.

آقای مرادی از معیارهای موفقیت‌شان هم چند نکته گفتند اینکه قیمت‌گذاری مهم است و سعی کرده بودند قیمت رقابتی تعریف کنند. دوم اینکه عکس باید جوری باشد که کیفیت محصول را هم نشان بدهد و خودشان برای عکس محصولات‌شان از پیج جورابینگو الگو گرفته بودند.

در ادامه آقای دانش از کفش بی‌واسطه تجربیات‌شان گفتند: 2 ادمین دارم که 20 ساعته مشغول چت و گفتگو هستند. فیلم از محصولات خیلی عالیست. با اداره پست قرارداد بستیم و هزینه‌هایمان نصف شده است و به همه توصیه می‌کنم شما هم این کار را انجام دهید.

آقای دانش از ابزارهایی که باسلام در اختیارشان گذاشته بود هم گفتند که از ابزار لیست‌سازی چه استفاده‌هایی می‌کنند. ایشان مشکل سایز و رنگ را تونسته بود با امکان لیست‌سازی محصولات حل کند. همچنین این امکان کمک کرده بود تا بتوانند در سرچ، همه‌ی محصولاتشان را به مشتری نشان دهند.

آقای دانش در ادامه صحبت‌هایشان گفتند: ما از پنل وی کن برای ارسال پیام انبوه و از مشاوره آقای قنبری در کاربلد در این مدت نهایت استفاده را کرده‌ایم.

خانم افشاری از غرفه کودک ایلی لند گفتند: پاسخگویی سریعم در چت، در موفقیت غرفه‌ام نقش داشته است. گاهی پیش آمده است که از 2 نیمه شب تا 4 صبح با مشتری چت کرده‌ام تا از خریدش مطمئن شود. همیشه سعی کرده‌ام بسته‌بندی محصولم عالی باشد جوری که پیش آمده که مشتری از خریدش راضی نبوده ولی به خاطر بسته‌بندی خوب به من 5 ستاره داده و ثبت تجربه خوبی کرده است و همین باعث شده مشتری‌هایم دوباره خرید کنند.

آقای آقاجانی از غرفه چادر سرای مادر هم گفتند: من قبلا عکس‌های اینترنتی را کپی می‌گرفتم ولی بعدها خودم تصمیم به عکاسی گرفتم تا بتوانم جزییات محصول را خوب به مشتری نشان دهم.

خانم کریمی از غرفه مارک که در طرح و فروش ویژه توانسته بودند فروش خیلی خوبی داشته باشند و گلایه‌مند بودند از برداشتن این طرح‌، حالا بعد از شنیدن صحبت‌های دوستان، گفتند که شاید دلیل افت فروشم همین باشد که برای کسب و کار باسلامی‌ام وقت کم گذاشته‌ام و تصمیم دارم برای رونق کسب و کارم دوباره تلاش کنم.

هر کدام از غرفه‌دارها نکته‌های ارزشمندی می‌گفتند که همه را به فکر فرو می‌برد. تعامل بین غرفه‌داران شکل گرفته بود. فرصت کم بود و حرف‌ها زیاد. دوستان غرفه‌دار احساس رضایت خودشان را از جلسه اعلام می‌کردند. خداحافظی سخت بود بنابراین دوستان تصمیم گرفتند برای ادامه‌ی بحث‌های ناتمام‌شان در یک گروه واتساپ دور هم جمع شوند.


غرفه های حاضر در جلسه:

همکاران باسلامی که مهمان این دورهمی بودند:آقای محدثی، آقای آقاجانی، خانم نظری، خانم علیمردانی، خانم جانقربان، خانم پریا خلج، خانم غزل یوسفی، خانم محمدی.