برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

گرانی خرما را چاره کنیم!

 خرما یکی از ارزشمند‌ترین اقلام مصرفی در سبد غذایی ما ایرانی‌هاست. حالا وقتی پای ماه مبارک رمضان در میان باشد و بعد از یک روز روزه‌داری و تمام شدن انرژی، بخواهیم پای سفره بنشینیم و خرمایی نباشد که دهان‌مان را با آن شیرین کنیم تا با همان شیرینی اندکش، موفقیت در انجام تکلیف عبادی‌ خود را در دل‌مان جشن بگیریم، حقا و  انصافا باید گفت: خیلی ستم است! بخصوص اگر بدانیم که کشور خرماخیزی داریم و نخلستان‌های پربارمان فراوان است ولی عاملی به اسم گرانی باعث می‌شود این میوه پرخاصیت از سفره بعضی اقشار، ناخواسته پر بکشد یا حضور کم‌رنگ‌تر و هر از گاهی داشته باشد.

دلایل گرانی خرما

برای گرانی خرما دلایل گوناگونی از زبان افراد مختلف گفته می‌شود که زیاد شدن هزینه‌های تولید، بسته‌بندی، نگهداری و توزیع از جمله آن‌هاست. وقتی هزینه تمام‌شده کالایی افزایش یابد طبیعی است که با قیمت بیشتری نسبت به گذشته به دست مصرف‌کننده نهایی برسد.

ولی آیا قابل‌باور است که هزینه‌های تولید محصولی یکباره و در آستانه ورود به ماه رمضان زیاد شده باشد؟ آیا این گرانی به دلیل عدم عرضه کافی محصول به بازار و به بیان روشن‌تر به دلیل احتکار آن توسط عده بخصوصی نیست؟! یعنی همان افرادی که خرما را مستقیم یا به واسطه همکارانشان، به قیمت نازلی از کشاورز و نخل‌دار خریده‌اند و حالا نبض بازار را در دست گرفته‌اند؟ آیا در این گرانی، واسطه‌ها نقش کلیدی ندارند؟

هر چقدر هم که بخواهیم هزینه‌های حمل و نقل، بسته‌بندی و انبارداری محصولی مثل خرما را با تورم و گرانی عمومی حاکم بر کشور توجیه کنیم باز هم به وضوح می‌بینیم که جای یک عنصر مهم و اساسی در این معادله چند مجهولی خالی است و آن هم چیزی نیست جز نقش واسطه‌ها در خرید و فروش خرما. و این همان عاملی است که با عدم نظارت کافی نهادهای مسئول بر عملکرد بازار، تقویت شده.

نقش محوری واسطه‌ها

در یک زنجیره تولید تا مصرف، واسطه‌ها نقش مهمی دارند. آن‌ها کسانی هستند که محصول را از دست تولیدکننده گرفته و به دست مصرف‌کننده می‌رسانند.

تولیدکننده‌ای که به دلایل متعددی از ارائه محصولش به مشتری نهایی ناتوان است؛ مثلاً به دلیل حجم زیاد تولید در حد تُناژ یا عدم دسترسی به انبار برای نگهداری محصول و یا حتی نیاز به فروش سریع محصول و دریافت پول برای تأمین هزینه‌های جاری زندگی و یا پرداخت بدهی‌های ناشی از تولید؛ و مصرف‌کننده‌ای که به دلیل دوری راه از دسترسی به تولیدکننده ناتوان است و خوشحال می‌شود اگر کسی به جای او زحمت تهیه محصول را بکشد.

با این حساب، وقتی کسی پیدا شود و واسطه بین تولیدکننده و مصرف‌کننده باشد، گاهی ممکن است حتی تا حد یک ناجی در چشم‌ها بالا برود!

نخل‌داری را تصور کنید که یک‌سال تمام برای به بار نشستن نخل‌هایش زحمت کشیده و انواع سختی‌ها را تحمل کرده و وقتی محصول خرمایش را روی درخت‌ها می‌بیند، بیشتر از آن‌که خوشحال شود غمی بر دلش می‌نشیند و آن چیزی نیست جز این‌که چطور این خرماها را بفروشم و به پول برسم؟

فروش محصولی در حد چند ده تن تا چند صدهزار تن کار ساده‌ای نیست. همچنانی که نگهداری این میزان از محصول هم کار بسیار سختی است. بخصوص اگر جایی هم برای انبار کردن نداشته باشند. پس خوشحال می‌شوند کسانی بیایند و این محصول را از آن‌ها بخرند تا روی دست‌شان نماند و حاصل دسترنج یکسالشان، در گرمای جنوب و شرایط نامناسب نگهداری از بین نرود.

دلالی یا واسطه‌گری؟ مسئله کدام است؟!

شاید در نگاه اول، دو واژه دلالی و واسطه‌گری مترادف به نظر برسند ولی حقیقت این است که از جهت شرافت نفس و پاکی درون، این دو واژه، فرسنگ‌ها با هم فاصله دارند!

واسطه‌ها را می‌توان افراد شریفی نامید که در درجه اول به کمک تولیدکننده می‌شتابند و محصول او را با قیمت مناسبی خریداری می‌کنند؛ به گونه‌ای که بیشترین سود را به او برسانند تا نه‌تنها هزینه‌های تولیدش تأمین شود بلکه امید به ادامه فعالیت تولیدی با شدت و قوت بیشتری در قلب و جانش ریشه بدواند و برای تولید در سال‌های بعد انگیزه محکم‌تری پیدا کند.

و در درجه بعدی، یک واسطه خوب و منصف، به مصرف‌کننده خدمت می‌کند. چون کالایی را که مصرف‌کننده به آن دسترسی نداشته، با کمترین هزینه برایش تأمین می‌کند و برای این خدمت، پس از کسر هزینه‌های متعارف حمل و نقل، انبارداری و احیانا بسته‌بندی و توزیع، کمترین میزان سود را برای خودش در نظر می‌گیرد؛ چون هدفش سرکیسه‌کردن و تیغ زدن مردم نیست.

به عبارت دیگر، یک واسطه منصف کسی است که برای پر کردن جیب خودش، تولیدکننده را در تنگنا و مصرف‌کننده را در فشار قرار نمی‌دهد؛ بلکه فقط سودی متناسب با زحمتی که کشیده را دریافت می‌کند تا هم تولیدکننده و هم مصرف‌کننده سود ببرند؛ به علاوه آن‌که چرخ اقتصاد هم به درستی بچرخد و پول بیشتر به جیب کسی برود که کار تولیدی انجام داده و نه توزیع.

دلالی؛ بلای جان خرما

آن چیزی که از دیروز تا امروز به بازار خرما و سایر اقلام مصرفی در مقیاس‌های تناژ ضربه زده، واسطه‌گری منصفانه نیست؛ بلکه دلالی است.

دلال با واسطه تفاوت‌هایی دارد. دلال را می‌توان کسی نامید که به دور از انصاف و به دور از در نظر گرفتن شرایط اقتصادی اقشار مختلف مردم، فقط به فکر پر کردن جیب خودش است؛ حالا به هر ترفندی که شد، شد! چه با تبانی با سایر دلال‌ها برای پایین نگه داشتن قیمت خرید عمده از نخل‌دار و چه با احتکار خرما در انبار و خالی کردن بازار به وقت وجود تقاضا! تا قیمت‌ها را به دلخواه جیب خود و با افزایش چندبرابری به دست مصرف‌کننده برساند؛ آن‌هم در حالی‌که خودش قیمت ناچیزی را به تولیدکننده پرداخته.

ولی حقیقت این است که این نان‌ها خوردن ندارد. دلال‌جماعت این را دیر یا زود خواهند فهمید. اگر در این دنیا نشد، در آن دنیا یقیناً اتفاق خواهد افتاد.

چرا دلالی به وجود می‌آید؟

دلالی به وجود می‌آید چون جای حضور دیگران خالی است. کسانی باید باشند که مدیریت فضا را به عهده بگیرند و برای محصولی که هر سال در حجم یک میلیون و سیصدهزار تن در کشور تولید می‌شود چاره‌ای بیندیشند تا عرصه به دست دلال‌جماعت نیفتد.

خرید مستقیم‌تر خرما از کشاورز

کاش همه کشاورزهای سرزمین‌مان به اندازه کافی در دسترس بودند که بتوان تک‌تک محصولات را از خودشان خرید و به سلسله دلال‌ها نیازمند نبود. البته در این میان می‌توان به معدود جوانمردانی امیدوار بود که بین کشاورز و مصرف‌کننده نهایی واسطه می‌شوند و در این معامله، خدا را در نظر می‌گیرند. هم قیمت مناسبی به کشاورز می‌پردازند و هم محصول را به قیمت مناسبی به مصرف‌کننده می‌فروشند. از این افراد در بازار باسلام پیدا می‌شوند.

قیمت خرما | خرید بی واسطه خرمای ایران

بیشتر بخوانید