اگر به لیست آرزوهای کارآفرین‌ها نگاه کنید. یک تبلیغ بر روی بیلبورد، یک برنامه تلوزیونی باحال و یا یک قرعه‌کشی با جایزه‌های عجیب! فرقی نمی‌کند، بالاخره ریشه‌های این تفکر را پیدا می‌کنید که کسب و کارها بر روی بیلبورد پول پارو می‌کنند.

راستش را بخواهید زهی خیال باطل! آخرین باری که چشمتان را یک بیلبورد گرفت چه زمانی بود؟ آخرین باری که در زمان تبلیغات تلوزیون گوشی خود را چک نکردید کی بود؟! احتمالاً گوشی‌تان شارژ تمام کرده بوده یا کنترل فاصله‌اش بسیار زیاد بوده!! آخرین باری که در حین رانندگی از تلفن همراه خود استفاده نکردید کی بود؟! امیدوارم متوجه شده باشید.


فرض کنید شما می‌خواهید 10 هزارتومان پول تبلیغ بدهید، کدام بهتر است:

  • 10 هزارتومان به شرکت تبلیغاتی بدهید که او 6 هزارتومان آن را به چاپخانه فلان بدهد که تراکتی برای شما چاپ شود و خوشبینانه دو مشتری جذب کنید.
  • 10 هزارتومان به 2 مشتری بدهید تا خدماتتان را امتحان کند.
  • پولتان را صرف تبلیغ از طریق تلفن همراه کنید.

قانون عرضه و تقاضا را به یاد می‌آورید؟ همان که می‌گوید قحطی باعث گرانی می‌شود! ماجرای هزینه‌های سرسام‌آور بیلبوردهای محیطی و تبلیغات‌های تلوزیونی نیز همین است. صاحبان کسب و کارها فراموش می‌کنند که باید قدر توجه مخاطب را بدانند؛ به جای آن پول خود را به واسطه‌های بیشمار می‌دهند تا مخاطب را با وعده‌وعید به کسب و کارشان جذب کنند!

مختصر و مفید بگویم. اگر شما کسب و کاری دارید، الآن توجه مخاطب شما در تلفن همراهش است. مثالی که همیشه می‌زنم: تلفن همراه همانند تلوزیون، و شبکه‌های اجتماعی همانند شبکه یک، دو، سه و … هستند. همانطور که الآن تبلیغات در تلوزیون هزینه بالایی دارد، شبکه‌های اجتماعی نیز یک روز گران می‌شوند و باید دوباره دنبال توجه مردم در جایی دیگر باشید.