دسته: بازار هزار قصه

پدر ژپتوی حرفه‌ای

رحیم پرکم دانش و مهارت و هنر ساخت اسباب‌بازی چوبی را دارد. علاقۀ کودکی‌اش را آرام و باحوصله تراشیده تا به امروز برسد.

رقص رنگ‌ها روی شیشه

نقاشی با ویترای روی شیشه‌ها مهم‌ترین سرگرمی مریم شادی‌بخش است. سرگرمی‌ای که تبدیل به کار و کاسبی شده.

کارگاهِ تک‌نفره در پارکینگ

خانم بذرافکن هم در گره‌چینی با چوب ماهر است و هم در گره زدن صنایع‌دستی مردم مناطق کم‌برخوردار به بسترهای آن‌لاین.

حیاط عمودی

با چوب روسی استند گل و فلاورباکس می‌سازد و حیاط را به خانه می‌آورد.

شیفتۀ نقش فرش

با فرش ترکمن بزرگ شده و این روزها بازار فرش ترکمن را بزرگ می‌کند.

مقابلۀ زیبا با ظروف سمی

خانم یعقوبی دربارۀ ظروف سفالی و لعابی که آن‌ها را می‌پوشاند خیلی چیزها می‌داند. این دانش در کنار دغدغه‌های سلامتی و محیط‌زیستی و زیباشناسانه شده گالری رنگ و لعاب.

تار امروز بر پود گذشته

گلیم‌بافی در زنجان کمرنگ شده و خانم محمدی رنگ تازه‌ای بر آن می‌پاشد، رنگی بی‌همتا.

خشک کردن میوه، زیر سایۀ مادر

خشک کردن میوه بدون اینکه کیفیتش را از دست بدهد کار آسانی نیست. آقای قمی مرد کارهای سخت است.

در کتاب یافت می‌نشود

داستانِ درکام از ماجراجویی‌های تعدادی جوانِ علاقه‌مند به سفر و خوراکی‌های محلی آغاز می‌شود. پلی می‌زنند میان روستا و شهر.