بازارچه‌ها

بازارچه‌ها
راسته سبزی خشک راسته گیاهان دارویی راسته عرقیات و شربت‌ها راسته سویق و قاووت راسته مرهم‌های گیاهی راسته روغن‌های درمانی راسته دم نوش‌ها
راسته میوه خشک راسته شیرینی، آجیل و خشکبار راسته پروتئین و لبنیات راسته حبوبات و برنج راسته عسل و فراورده های آن راسته خرما و کشمش راسته زیتون و ترشی و مربا راسته غذای خانگی راسته میوه و سبزی راسته نان و غلات راسته چای و قهوه و شکر راسته روغن‌های خوراکی راسته ادویه و چاشنی‌ها راسته اَرده و شیره راسته سرکه و آبلیمو راسته سبزی خشک
راسته نجارها راسته سفالگران راسته حصیربافان راسته زیورسازان راسته شیشه‌گران راسته بافندگان راسته نگارگری راسته قالی بافان راسته عروسک سازان راسته فلزکاران راسته دوزندگان راسته چرم دوزان راسته کاردستی
راسته خدمات محتوایی راسته بازی و سرگرمی راسته کتاب و مجله راسته اپلیکیشن و بازی رایانه‌ای راسته خدمات و آثار گرافیک راسته لوازم التحریر
راسته کیف و کفش راسته پوشاک کودکان راسته لباس ورزشی راسته پوشاک زنانه راسته پوشاک مردانه
راسته پوست و مو راسته آرایشی راسته بهداشت فردی
راسته تزئینات راسته گل و گیاه راسته اتاق خواب راسته اتاق بچه راسته لوازم آشپزخانه راسته شوینده‌های طبیعی
ارسال رایگان ویژه سفارش‌های داخل اپلیکیشن
دریافت لینک دانلود اپلیکیشن

کتاب از لس آنجلس تا پنجره فولاد

کمتر از 10 فروش
آماده ارسال از 1 روز دیگر
ارسال رایگان از قم
به سراسر ایران
با حداقل 1,000,000 ریال خرید

از لس آنجلس تا پنجره فولاد

کتابگاه:
وقتی می‌خواستم به قم برگردم، به جوانی که روزهای اول در منزلشان به سر می‌بردم، پیشنهاد دادم که بعداً به قم بیاید:(گفت: پول ندارم. اگر کرایه راه را به من بدهید، می‌آیم.) از آن جا تا قم با اتوبوس حدوداً دوازده ساعت راه بود.کرایه رفت و برگشت را به او دادم. شب آخر یکی از جوانان روستای مجاور از من خواست به منزل آن‌ها بروم. صبح زود حدود ده کیلو میوه از باغ‌ شان جید و به من هدیه داد! سپس هر دو برای خداحافظی و برداشتن وسایل به مسجد آمدیم. تقریباً ساعت نه صبح بود که یکی از جوان‌ها از بلندگوی مسجد، مردم را برای خداحافظی دعوت کرد و این شعر را به عنوان زبان حال من خواند: اگر بار گران بودیم رفتیم اگر نامهربان بودیم رفتیم صحنه‌ای ایجاد شد که هرگز نمی‌توان آن را ترسیم کرد. کاش دوربین‌های فیلمبرداری بودند و ابراز عواطف مردم را ضبط می‌کردند. جمعیت زیادی از زن و مرد برای خداحافظی جلوی مسجد جمع شدند و شروع به گریه کردند. مدتی پیش نیز مردم در همین مکان جمع شده بودن تا شاهد کشته‌شدن من به دست یکی از جوان‌های روستا باشند. اما این بار همه، حتی همان جوانی که آن شب به قول خودش برای ریختن خون من آمده بود، گریه می‌کردند.

ویژگی‌های محصول

  • وزن خالص: 472 گرم
  • وزن با بسته بندی: 482 گرم
  • نویسنده: ....
  • قطع: وزیری
  • ناشر: بوستان کتاب
  • تعداد صفحات: 472
  • سال نشر: 1396
  • ابعاد: وزیری

7 روز ضمانت بازگشت پول
پرداخت امن از درگاه بانک
ارتباط مستقیم با فروشندگان
راهنمای خرید راهنمای هزینه ارسال به صرفه راهنمای عودت وجه

فروشنده این محصول

قم

مرکز پخش کتاب

2 سال در باسلام
٪82 رضایت مشتری

پیام فروشنده:
کتاب های مورد نیاز خود را با ما در میان بگذارید.
با خرید بالای 100 هزار تومان هزینه پست را میهمان کتابگاه باشید.


محصولات دیگر کتابگاه


کسی هنوز نظری نداده!


سؤالی دارید؟ همین حالا بپرسید.

مطلبی برای این محصول نوشته نشده!


این محصول چطور بود؟

350000 ریال
فقط 5 عدد باقی مانده
گفتگو با غرفه دار