
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 عددی
نویسنده:
چارلز بوکوفسکی
تعداد صفحات:
198
اشتباه میکردم. هیچکس توی دفتر نبود. دور میزم چرخیدم و پشتش نشستم. احساس غریبی داشتم. خیلی چیزها با هم جور درنمیآمدند. منظورم دفتر وکیل است؛ چرا آن مردک داشت روزنامهاش را برعکس میخواند؟ آن آدم جایش توی مطب روانپزشک بود. شاید فقط صفحهی اول روزنامه برعکس بود و صفحههای لایی سرجایشان بودند. آیا خدا وجود داشت؟ گنجشک قرمز کجا بود؟ کلی مسئله بود که باید حل میکردم. صبح از خواب بیدار شدن مساوی بود با روبهرو شدن با دیوار سفید کائنات. شاید باید به میخانه میرفتم و یک پنجم دلاری خرج میکردم. سعی کن همه چیز را فراموش کنی. شاید باید به یک مسابقه بوکس بروم و ببینم که دو حریف چهطور دمار از روزگار هم درمیآورند. ولی مشکلات و رنج تنها چیزهایی هستند که یک مرد را زنده نگه میدارند. یا شاید هم اجتناب کردن از مشکلات و رنج. خودش کاری تماموقت است. بعضی وقتها آدم موقع خواب هم آسایش ندارد. آخرین خوابی که دیدم این بود که زیر یک فیل خوابیدهام. نمیتوانستم تکان بخورم و آقافیله هم داشت یکی از بزرگترین سندههایی را که تا حالا دیدهای بیرون میفرستاد. سنده داشت میافتاد پایین که گربهام – همبرگر – پرید روی سرم و بیدار شدم. اگر این خواب را برای روانپزشک تعریف کنی چیز وحشتناکی ازش میسازد. چون داری پول زیادی به او میدهی باید حتما مطمئن شود که حالت را به اندازه کافی بد کرده. ...
دریافت اعتبار خرید قسطی
ممنون ازتون سالم و به موقع دستم رسید

