توضیحات تصویر
غیرفعال
کتاب سقوط اثر آلبرکامو ترجمه لیلا دژالون کد AR19
توضیحات تصویر

پشتیبانی آنلاین و تلفنی

توضیحات تصویر

ارتباط مستقیم با غرفه‌دارها

توضیحات تصویر

تضمین بازگشت وجه توسط باسلام

توضیحات
  • وزن خالص:

    500 گرم

  • ابعاد:

    رمان سقوط یکی از آثار مهم آلبر کامو نویسنده شهیر فرانسوی است. این کتاب که از زاویه دید دوم شخص روایت شده، داستان مردی است که روزگاری در پاریس وکیل ثروتمند و درستکاری بوده است. اکنون او با سقوطی اجتماعی ناچار به زندگی در آمستردام است. او در طول کتاب افکار و اندیشه های خود را در قالب روایت ها، خاطرات و سخنرانی‌ هایی بیان کرده و خواننده را با نگاه خاص خود آشنا می کند.

  • نویسنده :آلبر کامو مترجم :لیلا دژآلون انشارات:نیک فرجام گروه سنی :بزرگسال درباره کتاب:رمان سقوط رمان سقوط با تک گویی ژان باتیست کلمانس آغاز می‌ شود. وکیل موفق و ثروتمند سابق که اکنون خود را «قاضی تائب» می‌ نامد. او در باری واقع در آمستردام نشسته و از زندگی خود برای «شما» می‌ گوید. «شما» مردی هستید شبیه به او؛ چهل ساله، خوش لباس و اهل پاریس. ژان باتیست تعریف می‌ کند که قبلاً به عنوان یک وکیل موفق در پاریس زندگی می کرد و از کار و زندگی اش رضایت زیادی داشت، زیرا احساس می‌کرد که همیشه در مسیر درست حرکت می‌ کند. هرگز رشوه نمی گرفت و به فقرا احترام می‌ گذاشت. حتی در خیابان خودش را با عجله به افراد نابینا می رساند تا به آنها کمک کند. داستان زندگی ژان باتیست به اینجا می‌ رسد که یک شب در هنگام قدم زدن بر روی پل رود سن صدای خنده‌ ای را می‌ شنود. احساس می‌ کند که صدای خنده از داخل رود می آید. این تجربه او را چنان به وحشت می‌ اندازد که به طرف خانه اش می دود. ژان باتیست تک گویی اش را برای «شما» در شب ‌های بعد و در مکان‌ های دیگر به این صورت ادامه می‌ دهد؛ شنیدن صدای خنده او را به یاد درگیری اش با یک دوچرخه‌ سوار می‌ اندازد. در طی این درگیری، دوچرخه‌ سوار ژان باتیست را کتک زده و تحقیر کرده است. این درگیری تصور ژان باتیست از خودش به عنوان یک شخصیت قابل احترام را تحت تاثیر قرار داده است. او متوجه شده که هدفش از زندگی تنها کمک به مردم نیست. ...

کنارش می‌خرن

تجربه مشتری‌های غرفه

آرشیتکت

مهدی مودت

4از 5
این غرفه الان غیرفعاله؛ اما اگه توی محصولات مشابه بگردی، احتمالا چیزی که می‌خوای رو پیدا می‌کنی.

آرشیتکت

اهوازمهدی مودت

غرفه غیرفعاله