گفتوگوها
سبد خرید

پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
توضیحات
مقدار:
1 عددی
برند:
جمال
شابک:
6789642029365
قطع:
رقعی
ناشر:
جمال
ابعاد:
21در14در1
تعداد صفحات:
128
نویسنده:
محسن نعماء
اسماعیل فقر شدیدی داشت.توی نداری دست و پا می زد.یکبار پیش امام جواد نشست و سفرۀدلش را بازکرد.شروع کرد ازفقرش حرف زدن. امام جواد سجاده ای که کنارش بود را کنار زد.یک مشت خاک از زمین برداشت و توی دست اسماعیل ریخت.اسماعیل متعجب شدکه امام جوادچرا این کار کرد و اصلا این مشت خاک چه ارزشی دارد؟! اسماعیل نگاهی دوباره به کفِ دستش انداخت.آنچه می دیدخاک نبود.طلا،رابردبازار و فروخت.شانزده مثقال بود.همۀ مشکلات مالی اش حل شد.باهمان یک مُشت خاک.فهمیدچه باب الجوادی است جواد







