
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 عددی
در برشی از کتاب عایده می خوانیم: فردای آن روز دیدم علی در پیام رسان عکسی از کتفش فرستاده که انگار خونی است. نوشتم: «چه شده علوشی؟!» باز با دقت نگاه کردم خال کوبی نقش مادری بود که بچه کوچکش را توی بغلش گرفته و زیر آن هم نوشته بود: «عیده» پرسیدم مامان چرا این کار را کردی؟ کتفت خون آمده درد داری دلم نمی آید خونت را ببینم گفت: عایده من و رفقایم با هم رفتیم خال کوبی هر کدام اسم کسی را که دوست داشتند روی بدنشان تتو زدند. من به استاد تتوکار گفتم میخواهم برایم خال کوبی یک مادر را بزنی که بچه اش را بغل کرده وقتی بچه بودم مریض شدم و مادرم یک سال و نیم درست و حسابی نخوابیده او همیشه مرا یک وری توی بغلش می گرفته تا بتوانم خوب نفس بکشم میخواهم با این کارم از او تشکر کنم اسم مادرم را هم زیرش بنویس این خال کوبی تازه تمام شده ولی خوب از آب درآمده از دیدن عکس گریه ام گرفته بود. گفتم: «مامان علی تو داری همه اش گریه مرا در می آوری عایده وقتی شهید بشوم توی قبرم تو تنها کسی هستی که با من و نزدیک قلبم هستی برای همین روی کتفم اسمت را نوشتم تو اصلاً از دل من بیرون نمی روی که نمی روی حتی اگر شهید بشوم... معرفی کتاب کتاب عایده روایت مادری است از دیار مقاومت. خانم عایده سرور متولد سال ۱۹۷۱ میلادی. ...







