
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 جلد
ابعاد:
10*6
نویسنده:
هواردپایل.. ادیب
قطع:
جیبی
ناشر:
پارسه
سال نشر:
1399
نویسنده: هوارد پایل مترجم: پروین ادیب ناشر: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه ********** سرانجام روزی که قرار بود الن زیبا ازدواج کند از راه رسید. رابین قسم خورده بود که او تنها باید با آلن دیل ازدواج کند. رابین ریاست گروه را به ویل اسکارلت سپرد و به همراه چند تن از همراهان وفادارش از جمله، جان و ویل استوتلی به سمت کلیسای کوچک به راه افتاد. او خودش را بهشکل نوازندههای دورهگرد در آورده، لباس سرخ و سبز و زردی به تن کرده و از سرتاپایش روبانها و نوارهای رنگارنگ آویخته بود. رابین و همراهانش بعد از پیادهرویای طولانی در سایۀ دیوار به استراحت پرداختند. او به دیوید دون کاستر مأموریت داد تا از بالای دیوار جاده را زیر نظر داشته باشد. بعد از مدتی پرسید: «دیوید جوان، چه میبینی؟» – «چند تکه ابر سفید و سه تا کلاغ سیاه درحال پروازند.» پس از مدتی سکوت، رابین که بیحوصله شده بود دوباره همان سوال را پرسید و دیوید جواب داد: «آسیابهای بادی دارن میچرخن و درختهای سپیدار پیچوتاب میخورن.» بعد از آنکه مدتی دیگر گذشت، رابین باز هم از دیوید پرسید چه میبیند: «میبینم که باد ساقههای جو رو تاب میده. یک راهب پیر هم داره از بالای تپه بهطرفِ کلیسا میآد.» در این لحظه آلن دیل، تاک راهب را که پای دیوار خوابیده بود و خرناس میکشید تکان داد. رابین کنار تاک زانو زد و گفت: «راه بیفت. ...



