
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
20 جلد
قطع:
وزیری
ناشر:
کتابک
سال نشر:
1403
رو به روی آینه ایستاد آخرین دکمه ی پیراهن آبی اش را بست و از اتاق بیرون آمد. خاله نگاهی به او انداخت با خودش فکر کرد که چند سال است این پیراهن را بر تن خواهرزاده اش میبیند اخم کرد و گفت: حسین جان این پیراهن رو پونزده شونزده ساله که میپوشی چرا نمیندازیش دور؟ برا تو زشته این پیراهن کهنه رو بپوشی اصلاً خودم برات یه پیراهن میخرم. حسین همین طور که لباسش را مرتب میکرد لبخندی زد و گفت: «نه خاله جون این پیراهن برا من یه دنیا خاطره است. این پیراهن آبی یقه دیپلماتی رو تو دوره ی نوجوونی خریدم به این امید که یه روز دیپلمات بشم این لباس نمیذاره من روزای سخت گذشته رو فراموش کنم این باید همیشه باشه تا یادم بمونه چه سختی هایی کشیدم و از کجا به کجا رسیدم


