
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
وزن خالص:
150 گرم
نویسنده:
یوهانا اسپری
قطع:
رعقی
ناشر:
بهبود
تعداد صفحات:
45
سال نشر:
1398
ابعاد:
رقعی
هایدی و پدربزرگش در دامنه ی کوه های آلپ در سوئیس زندگی می کردند. کلبه ی آنها در سایه ی درختان صنوبر بود و هایدی از صدای غرش باد که شاخه های بلند صنوبر را تکان می داد لذت می برد. تابستان ها همبازی هایدی، پسر کوچک روستایی ای بود که پیتر نام داشت. پیتر، بزچرانی می کرد و به قله ی کوه می رفت. هایدی اسم همه ی گل ها را می دانست و با همه ی بزهای پیتر دوست بود. یک روز عمه دتا به کلبه ی آن ها رفت و دور از چشم پدربزرگ، هایدی را با خودش به شهر بزرگی در کشور آلمان برد تا همبازی دختر بیماری به اسم کلارا شود. در آن خانه، مادربزرگ کلارا، به هایدی خواندن و نوشتن یاد می داد و هایدی پیش کلارا می رفت که روی صندلی چرخدارش نشسته بود...
