
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
وزن خالص:
209 گرم
نویسنده:
رضا مصطفوی
قطع:
رقعی
ناشر:
عهد مانا
تعداد صفحات:
132
سال نشر:
1398
ابعاد:
14*21
ویژگیهای قبلی:
قطع: رقعی - ناشر: عهد مانا - تعداد صفحات: 132 - ابعاد: 14*21 - سال نشر: 1398 - نویسنده: رضا مصطفوی
کتاب حاضر، داستان جوانی است که به دنبال کیمیا از این شهر به آن شهر می رود و در پی کسی است تا بتواند علم کیمیا را از او بیاموزد. اما دست تقدیر او را درگیر ماجرایی می کند و در نهایت مس دلش تبدیل به کیمیا می شود. او با دختری به نام نورا رو به رو می شود گزیده کتاب یونس خانه را از پشت پنجره ورانداز کرد. انگار گردی از زمان بر همه جای آن نشسته بود. چشمش افتاد به حوضی که آبش از فرط ماندگی رو به سیاهی می رفت. از کنج حیاط ظرف کهنه مسی را برداشت و افتاد به جان حوض، اما حواسش جای دیگری بود؛ به حرف های نورا... نورا خیره به آسمان، داشت ستاره های بی شمار را می کاوید. - یک شب قبل از آمدن این جوان، در خواب دیدم که ستاره های آسمان ریخته بودند توی حیاط خانه. غرق ستاره ها بودم که از سمت ماه صدایی به من گفت: «کیمیا را عرضه کن!» جابر کتاب را بست و بوسید. با تعجب پرسید: «کدام کیمیا؟» می دانست وقتی نورا زبان باز می کند، شنونده که عاقل باشد، می فهمد این زبان وصل به سینه ای ست مطمئن و پر از دانش. نورا نگاهی به حیاطی انداخت که با چند ساعت قبل قابل مقایسه نبود. - بالاخره حیاط این خانه هم از ماتم درآمد!
لذت بردم آموزنده وجالب مخصوصا قسمت های مناظره هاش خیلی آموزندست

