
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
وزن خالص:
180 گرم
نویسنده:
رضا مصطفوی
قطع:
رقعی
ناشر:
عهد مانا
تعداد صفحات:
136
سال نشر:
98
ابعاد:
14×21
معرفی کوتاه کتاب: داستان دختری به نام نورا (از کودکی شاگرد امام صادق علیه السلام بوده) که در قصر هارون به مناظره با دانشمندان عصر خود مینشیند و با بیان و منطق قوی همه را محکوم میکند. ولایت حضرت امیرالمومنین علیه السلام را اثبات کرده و به کمک بعضی از یاران علی بن یقطین به سوی مدینه فرار میکند. سه ماه از انتشارش توسط نشر عهد مانا گذشته که به چاپ دوازدهم رسیده است. زبان قوی و صحنه پردازی های ماهرانه با نثری جذاب و شیرین این رمان را خواندنی کرده است. این اثر ماندگار و زیبا 136 صفحه دارد. جملاتی زیبا از کتاب: یونس خانه را از پشت پنجره ورانداز کرد. انگار گردی از زمان بر همه جای آن نشسته بود. چشمش افتاد به حوضی که آبش از فرط ماندگی رو به سیاهی میرفت. از کنج حیاط ظرف کهنه مسی را برداشت و افتاد به جان حوض، اما حواسش جای دیگری بود؛ به حرفهای نورا ... شهر سرزنده بود و مردم در تکاپو. آفتاب ملایمی میتابید. نسیم خنکی که بوی درختان و سبزهزار و نمِ دجله را با خود به همراه داشت، به صورتش زد. یونس یکشبه شده بود مرید جابر و آدمِ نورا. گاهی با خودش فکر میکرد که از بصره تا بغداد را آمده دنبال کیمیا، آنوقت مثل شیفتهها افتاده دنبال کارهای جابرِ بازرگانِ بیچیزِ رافضی! یونس انگار هنوز داشت وزن ابراهیم را لابهلای سلولهای ذهنش میسنجید. ...


