
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 عددی
نویسنده:
لئو تولستوی
قطع:
رقعی ( چاپ دیجیتال)
تعداد صفحات:
310
ناشر:
رادوگا
از داستان دو افسر هوسار: در سالهای 1800، در آن روزگاریکه نه راه آهن بود و نه جاده شوسه نه چراغ گاز بود و نه شمع استئارین، نه کاناپه های پست فنری بود و نه مبل لاک نخورده، نه از جوانان مایوس و عینکی اثری بود و نه از زنهای لیبرال فیلسوف و نه از مادام کاملیاهای زیبا که در دوران ما اینهمه فراوان شده اند - در آن دوران ساده ایکه هنگام مسافرت با گاری یا کالسکه از مسکو به پتربورگ یک آشپزخانه کامل از اغذیه خانگی همراه می بردند و هشت شبانه روز در راه پوشیده از گرد و غبار نرم یا مستور از گل و شل راه می سپردند و به کتلت های پاژارسکی و به زنگوله ها و نان قندی والدای ایمان داشتند - در آن روزگاری که شمعهای گچی در شبهای دراز پاییزی کانونهای بیست نفری و حتی سی نفری خانوادگی را روشن می کردند و در شمعدانهای مجالس رقص شمعهای مومی و کافوری می نشاندند، هنگامی که مبلها را متقارن میچیدند، هنگامیکه پدران ما تنها بپاس نداشتن حتی یک آژنگ و یک موی سپید پیر بشمار نمی رفتند بلکه بخاطر زنان تیر می انداختند و برای بلند کردن دستمالی که یا عمداً و یا بدون عمد بزمین می افتاد از اینگوشه به آن گوشه اطاق میدویدند، هنگامیکه مادران ما لباس سهایی با بالاتبه کوتاه و آستینهای بسیار بزرگ می پوشیدند و مسائل خانوادگی را با فال ورق حل می کردند، هنگامیکه مادام کاملیاهای زیبا از روشنایی روز پنهان می شدند، در روزگار بی پیرایه لژهای فراماسونها و مارتینیستها و توگندبوندها، در دوران ...
عالی، سپاس
کتاب چند داستان و حکایت اثر لئو تولستوی ترجمۀ گامایون (سیف الدین همایون فرخ) بازچاپ نسخه قدیمی، 310 صفحه، رقعی، شومیز
خریدقسطیباماهی217٬581
کوپنهای غرفه



