
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 جلد
همه چیز از روزی شروع شد که پدرم تصمیم گرفت با گرگینه ها متحد بشه و این اتحاد با ازدواج من شروع میشد پدرم برای حفظ گونش دست به هرکاری میزد، وقتی بچه بودم منو فرستاد جایی بین انسان ها تا یک گروگان باشم برای صلح بین خون آشام ها و انسان ها ، به عنوان یک بچه هشت ساله زندگی بین انسان ها برام خیلی سخت بود انسانها بار ها سعی در کشتن من داشتن اما موفق نشدن! و حالا بعد سالها وقتی بالاخره به زندگی بین انسان ها عادت کرده بودم پدرم ازم میخواست به قبیله برگردم!🗝🪞 اینبار پدرم ازم میخواست که با رئیس گرگینه ها ازدواج کنم... اما من تن به این ازدواج اجباری نمیدادم ، چرا من همیشه باید وسیله ای برای صلح باشم!؟ پدرم مدام تکرار میکرد که اگر با گرگینه ها متحد نشیم نسل ما به نابودی میره پس چاره ای ندارم جز اینکه با اون گرگینه ازدواج کنم یا اینکه انسانها دونه به دونه خون آشام ها رو سلاخی میکنن، پس این ازدواج یک اجبار بود برای بقا! ...


