
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
وزن خالص:
190 گرم
نویسنده:
مرثا صامتی
قطع:
رقعی
ناشر:
شهید کاظمی
تعداد صفحات:
128
سال نشر:
1399
ابعاد:
000
روایتی داستانی از عشق و انتقام در مسیر زیارت ابا عبدالله(ع) رمانی با عطر و بوی پیاده روی اربعین، بوی اسپند موکب ها، شیرینی چای عربی و نگاه پر مهر ارباب. این کتاب ماجرای داستان مردی به نام رحیم است که دل در گرو عشق دختری عرب به نام سلیمه دارد و برای به دست آوردنش ناگزیر به انتخاب میشود. داستان در همسفری دو زائر میگذرد که یکی جز به مقصد و حرم امام چشم ندارد و دیگری دسته چاقو را در دستانش میفشارد. در برشی از کتاب میخوانیم: دخترک، اول خودش را جمع میکند؛ اما دستهای ازهمبازشدت من را که میبیند میآید جلوتر. یا علی میگویم و روی دستم بلندش میکنم و میگذارم پشت گردنم. برای چندلحظه تمام عضلاتش سفت میشود و خودش را محکم میگیرد. با ترس خم میشود و دستهایش را گره میکند دور گردنم و نگاه میکند آن پایین به صورت خواهرش. وقتی لبخند خواهر بزرگتر را میبیند، انگار خیالش راحتتر میشود و دستهایش را شل میکند. عبایش افتاده روی شانههایم و پاهایش را از دو طرفم آویزان کرده؛ درست مثل آن روزهای رحیم که مینشست و پاهایش را آویزان میکرد دو طرفم. دست آن یکی دخترک را محکم میگیرم و آرام راه میافتیم. ...
