
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
700 گرم
نویسنده:
محمدپناهی سمنانی
قطع:
رقعی شومیز
ناشر:
ندا
تعداد صفحات:
305
سال نشر:
1375
سلطان جلال الدین” جوشن از پشت باز اندخت و اسب در آب اندخت و بر مثال شیر غیور از “جیحون” عبور کرد… “چنگیز خان” چون آن حال مشاهده کرد روی به پسران آورد و گفت: از پدر پسر مثل او باید … جلال الدین خوارزمشاه: “جلال الدین خوارزمشاه” یکی از سرداران بزرگ و دلاور ایران زمین است که در تاریخ کهن ایران نامش به نیکی یاد شده است. “جلال الدین خوارزمشاه” پسر “محمد خوارزمشاه” است. در زمان این سردار رشید بود که ایران با رخداد نافرجام “چنگیز مغول” روبرو گردید و “جلال الدین خوارزمشاه” با دلاوری های خود خدمت های درخشان به سرزمین ایران و کشور خود نمود. “چنگیز” که در ظاهر برای تجارت و در نهان برای جاسوسی و کسب اطلاع از ایران در سال 615 هجری قمری در حدود چهارصد و پنجاه نفر از پسران و ملازمان خود و تجار “مغول” را با سرمایه ای زیاد به ایران فرستاد، ولی این عده در شهر “اترار” کشته شدند. همینکه این خبر به “چنگیز” رسید از “محمد خوارزمشاه” خواست که حاکم “اترار” را به وی تسلیم کند ولی “محمد خوارزمشاه” به این درخواست اعتنایی نکرد. لذا “چنگیز” سخت دگرگون شد و عازم نبرد با “خوارزمشاه” شد. “محمد خوارزمشاه” چون از مقصود “چنگیز” آگاه شد به “ماورا النهر” آمد و در همان هنگام “جوجی خان” پسر “چنگیز” با یکی از حکمرانان “ترکستان” به آن نواحی آمده بود. ...
