
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 جلد
ابعاد:
14×21
نویسنده:
حمید داودآبادی
قطع:
رقعی
ناشر:
شهید کاظمی
تعداد صفحات:
260
سال نشر:
1402
کتاب دیدم که جانم می رود خاطرات شهید مصطفی کاظمزاده میباشد.این شهید در 9شهریورماه1344 در محلۀ شاهپور متولد شد. ماجرای بین حمید و مصطفی از همین برادریهاست که دو نوجوان کمسنوسال باهم راهی جبهه میشوند و درنهایت نیز شهادت مصطفی او را از حمید، که برادر واقعیاش شده بود، جدا میکند. نویسندۀ این اثر خود راوی و همرزم و همراه شهید است، از زمان اولین برخورد، حضور در چادر وحدت برای مقابله با گروههای منافقین و معترضین جمهوری اسلامی، گرفتن رضایت خانواده و حضور در جبهه جنگ، اعزام به منطقۀ سومار و شهادت مصطفی... شرح این رفاقت آنقدر شیرین است که وقتی به لحظۀ جدایی آن دو میرسد، حمید میگوید: «دیدم که جانم میرود.»
عالی بود 😍
برخورد خوب غرفهدار، زود ارسال شد و همچنین ازشون خواستم یه متن برام بنویسن که با خط خوب هم نوشته بودن ممنونم





