
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 جلد
ابعاد:
12×19
نویسنده:
داوود امیریان
قطع:
رقعی
ناشر:
سوره مهر (مهرک)
تعداد صفحات:
219
سال نشر:
1403
جنگ ایران و عراق شروع شده و داوود و رفقایش شناسنامههایشان را دستکاری کردند تا بزرگتر شوند و بتوانند برای آموزش نظامی ثبتنام کنند و به جبهه بروند. آنها موفق شدند و وارد پادگان آموزشی شدند. خوان مرحله اول را که رد کردند به خوانهای بزرگتر و سختتر رسیدند. توی هر خوان چند نفر از رفقایش کم آوردند تا اینکه به خوان آخر رسیدند. خوان آخر هم فرار از چشمها و نگاه فرمانده بود تا از روی چهره متوجه سن کم آنها نشود. چشمهایشان را دزدیدند تا نگاه فرمانده به آنها نیفتد اما فرمانده اسمشان را خواند و آنها را از بقیه جدا کرد. چه اتفاقی برایشان افتاد؟ فرمانده آنها را کجا برد و به آنها چه گفت؟ چند روز بعد آنها کجا بودند؟ در خانه زیر پتو یا در سنگر در جبهه؟


