
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 جلد
قطع:
پالتویی
ناشر:
شهید هادی
تعداد صفحات:
96
نویسنده:
جمعی از نویسندگان
می خواهم بگویم که این جنگ یک گنج است . آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم یا نه؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم . امام سجاد توانست همان چند ساعت گنج عاشورا را استخراج کند . امام باقر و ائمه ی بعد از ایشان هم استخراج کردند و آن چنان این چشمه جوشان را جاری نمودند که هنوز هم جاری است و همیشه هم در زندگی منشا خیر بوده ، همیشه بیدار کرده همیشه درس داده و یاد داده که چه کار باید کرد الان هم همین طور است الان هر کدام از ما هر جمله ای از عبارات امام حسین را که برایمان مانده می خوانیم به یاد می آوریم و احساس می کنیم که روح تازه ای می گیریم و حرف تازه ای می فهمیم. در بخشی از متن این کتاب می خوانیم: رسیدم بالای تپه . رفتم داخل سنگر با تعجب دیدم که هر سه نفرشان غرق خون افتاده اند. ترسیده بودم . ترکش های خمپاره به سر و دست و پای علیرضا اصابت کرده بود . او بی هوش روی زمین افتاده بود. سریع منتقلشان کردیم پایین با یک نفر بر رفتیم عقب. چند روزی در بیمارستان اهواز بودیم . زخم های علیرضا پانسمان شد . اما برای بهبودی کامل ، با بقیه رفقا راهی اصفهان شدیم . رسیدیم توی محل . محمد آقا ، برادر علیرضا که خودش عملیات قبلی مجروح شده بود را دیدیم. سر کوچه بود . با تعجب جلو آمد و با همان لهجه همیشگی گفت: علی جون ، دادا چی شده؟! علیرضا هم گفت : هیچی ، چند تا زخم سطحیه. محمد آقا با تعجب سر تا پای علی را برانداز کرد. ...






