گفتوگوها
سبد خرید

پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
توضیحات
مقدار:
1 عددی
«ابراهیم با چشمهای خیسش آسمان را نگاه کرد و گفت: «محمد! ماه را ببین». محمد با دیدن ماه کاملی که در نهایت درخشندگیاش بود گفت:« چقدر قشنگ! ماه امشب درخشانتر از همیشه است.» ابراهیم با بغض گفت:«از اول عملیات دقت کردم. هر جایی لازم بود که از دید دشمن پنهان باشیم، ابرها جلوی ماه را میگرفتند و هرجایی لازم بود بچه ها جلوی راهشان را ببینند ماه از پشت ابرها بیرون میآمد و مسیر را روشن میکرد. میبینی محمد جان؟ میبینی خدا چقدر مراقب ماست؟»
تجربه خریدها
5از 5
1 دی 1404



