
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
250 گرم
ابعاد:
14/5×21
زمان همه گونه رؤیایی میبیند. از دوست شدن با شاعرها تا داشتن جایی در زمستان با دختری در کنارش. او میگوید که بیروحی زندگی روزمره مردم را میکشد در حالی که او میتواند زندگی اش را به هرشکلی که بخواهد در رویاهایش درآورد. در پایان سخنان برانگیزنده اش ناستنکا همدردانه به او اطمینان میدهد که اومی تواند دوستش باشد. داستان ناستنکا ناستنکا در بخش سوم داستانش را برای راوی تعریف میکند. او با مادربزرگ سختگیرش که او را بسیار حفاظت شده بار آورده بود زندگی میکرد. از آن جایی که پانسیون مادربزرگش بسیار کوچک بود آنها بخشی از خانه را اجاره داده بودن تا درآمدی به دست آورند. هنگامی که مستاجر پیشین میمیرد علیرغم خواست مادربزرگش با مردی جوانتر، نزدیک به سن و سال ناستنکا جایگزین میشود. مرد جوان یک رابطهٔ خاموش با ناستنکا آغاز میکند، اغلب کتابی به او میدهد تا بلکه او عادت کتابخوانی را در خود گسترش دهد. در نتیجه او به کتابهای سر والتر اسکات و الکساندر پوشکین علاقهمند میشود. یک روز مرد جوان او و مادربزرگش را به تئاتری که در آن نمایش " آرایشگر سِویل " اجرا میشود دعوت میکند. در شبی که مستأجر جوان قرار است از سن پترزبورگ را به قصد مسکو ترک کند، ناستنکا از دست مادربزرگش فرار میکند و او را ترغیب میکند که با او ازدواج کند. ...



