
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
وزن خالص:
180 گرم
نویسنده:
مهدی پیرهادی | سید علی سیدی فرد
قطع:
رقعی
ناشر:
راه یار
تعداد صفحات:
144
سال نشر:
1402
سن که زیاد میشود دیگر نمیشود از پاسخ دادن به بعضی پرسشها فرار کرد. شاید در پانزدهسالگی در پاسخ «چی بلدی؟» یا «شغلت چیه؟» بپیچید به بازی؛ اما در سیسالگی نه. کار نه فقط موضوع اصلی این کتاب، که اگر از بزرگترها بپرسید میگویند: «عزیزم موضوع اصلی زندگیه.» بعد هم به افق خیره شده و ادامه میدهند: «کار آدم رو میسازه.» اگر مخالفید، یک لحظه چشمتان را ببندید و بپرید به همان مثلاً سیسالگی خودتان. به چیزی دست نزنید، فقط فکر کنید هیچ چیزی بلد نیستید؛ نه مهارتی و نه شغلی. ترسناک است؟ موافقم بیایید فرار کنیم. توی این کتاب چهل داستان از کارکردن هم سنوسالهایمان میگوییم از آنهایی که از نوجوانی مهارتدار شدهاند و دیگر از پاسخدادن به آن دو پرسش نمیترسند و سرشان بالاست. آنهایی که مزه بزرگی را توی نوجوانی چشیدهاند. البته چون کار موضوعی تخیلی نیست، این داستانها هم از واقعیت گرفته شدهاند، پس مثلاً وقتی داستان «دیگه تفنگ بادی نمیخوام» را خواندید نگویید «جورابفروشی آخه؟!» بالاخره یک روزی باید با پول توجیبی برای آخرین بار روبوسی کنیم و از زندگیمان شوتش کنیم بیرون. خدا برای دنیایش قانونهایی گذاشته و نخواسته همینجوری پول بریزد روی سرمان. دنیای خودش است به ما چه؟! اما انصافاً اگر این قانون نبود تا به حال نسل آدمیزاد هم رفته بود پیش نسل دایناسورها سیزده بهدر. ...

