
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
800 گرم
داستان «پسر نامرئی» درباره ماجراها و برخوردهای برایان و همکلاسیهایش در مدرسه است. راستش را بخواهید برایان راحت نمیتواند با دوستهایش ارتباط بگیرد و خجالتی است. شاید برای همین نویسنده اسمش را گذاشته پسر نامرئی. دوست دارید از رفتارهای او بدانید؟ مثلا توی کلاس خیلی درگیر ناتان و سوفی میشود. ناتان با قانون کنترل صدای خانم کارلوتی مشکل دارد و وقتی میخواهد چیزی را بگوید با همان صدای بیرون از کلاس و بلند صحبت میکند و سوفی هم وقتی چیزی مطابق میلش نیست، غر میزند و شکایت میکند. ناتان و سوفی بر خلاف برایان توجه همه را به خودشان جلب میکنند. یک برخورد دیگر! زنگ تفریح است و مایک و جیتی به نوبت بچهها را برای تیم فوتبالشان یارکشی میکنند. بهترین بازیکنها زودتر از همه انتخاب میشوند و بعد هم نوبت بهترین دوستان بهترین بازیکنها است و بعد هم دوستان بهترین دوستان. همه انتخاب میشوند به جز برایان. فقط برایان میماند. او هنوز منتظر است و البته امیدوار! اما جیتی به برایان نگاهی میاندازد و به سرعت رویش را برمیگرداند و به بقیهی بچهها میگوید: «ما برای هر تیم به اندازهی کافی بازیکن داریم، بیاین بازی رو شروع کنیم.» برایان تنها میماند. او انگار واقعا نامرئی است. فرقی نمیکند کی و کجا. انگار هیچوقت هیچکس نمیبیندش. برای همین است که ناراحت و دلخور میشود. ...




