
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 عددی
«سال بلوا» یکی از رمان‌های مهم «عباس معروفی» است. این رمان در فاصله‌ی سال‌های 1368 تا 1371 نوشته شد. داستان رمان از زبان دختری روایت می‌شود که پدرش یک سرهنگ است. سرهنگ هیچ‌وقت نتوانسته است به آرزوی خودش برسد و در کارش پیشرفت کند. رمان به سبک جریان سیال ذهن نوشته شده است. در توضیحات پشت جلد می‌خوانیم: «"گفتم آب، و ساعت لنگری‌مان گفت: دنگ دنگ دنگ." فاصله‌ها از میان برداشته شده‌اند و حال و گذشته در هم آمیخته‌اند: حسینای محسورشده با زلفی آشفته ایستاده است، اما نه بر پله‌های شهرداری که در ذهن نوشافرین؛ دکتر معصوم طناب دار حسینا را می‌بافد و با قنداق موزر به مغز نوشافرین می‌کوبد؛ سرهنگ در پی پیمودن پله‌های ترقی از شیراز به سنگسر می‌افتد؛ ملکووم آلمانی در کار ساختن یک پل بزرگ از کوه پیغمبران به کافر قلعه است؛ و سروان خسروی در پی آن است که همه‌ی کوچه‌های شهر به خیابان خسروی ختم شوند. اما همه یک داغ به پیشانی دارند؛ همان که سال بلوا را آغاز می‌کند. همان که همه ناچار به انتخابش بوده‌اند. ...
