
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 عددی
(داستان های فارسی،قرن 14) عاطی یک زن جوان است، زن جوانی که در زندگی مشترک با مردی نامعقول که دائم مست است و گاهبهگاه به جانش میافتد گرفتار شده است. او گمان میکند که شاید اگر مادرش افسانه، پنج سال پیش، پدرش را ترک نمیکرد و نمیرفت، الان حال و اوضاعش بهتر بود و ارسلان، همسرش، رفتار دیگری داشت. روزها میگذرد و زن در زندانی که همسرش برایش ساخته تنها زنده میماند؛ اما در نهایت عاطفه این قدرت را در وجودش خودش مییابد که خودش را از جهنمی که ارسلان برایش ساخته رها کند. او از زندگی سیاهش دور میشود و درحالیکه در حسرت و درد و ناامیدی دست و پا میزند پذیرای عشق جوانی به نام حامد میشود. روزگار میرود که روی خوشش را به عاطفه نشان بدهد و عشق و دوستداشتن را به زندگیاش پیوند بزند که حضور سرزدهی شاهپور شکیبا، همهچیز را رنگوبوی دیگری میبخشد.



