
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 جلد
نویسنده:
بهزاد دانشگر
قطع:
جیبی
ابعاد:
10 در 16 سانت
تعداد صفحات:
224
ناشر:
تلاوت آرامش
برند:
انتشارات عروج ایمان
این کتاب نگارشی است بر اساس واقعیت که برگرفته از خاطرات خانم لیلا. غ که نویسنده توانمند، آقای بهزاد دانشگر آن را تبدیل به رمانی داستان گونه، باور پذیر و قابل تجربه نموده است. در واقع با استفاده از ذوق و خلاقیت خود ضمن اینکه به اصل ماجرا وفادار بوده از قدرت داستان پردازی خود به منظور جذاب تر کردن و کشش بیشتر ماجراها و حوادثث به خوبی کمک گرفته است. بخشی از متن کتاب: بخاری ماشین را روشن کرد و آمد نشست صندلی عقب. من کمی کنارتر نشستم. از کنار چشم به بیرون نگاه کردم. همه جا تاریک بود وِ کسی در پارکینگ پارک نبود. دستم را گرفت، خواستم عقب بکشم که نگذاشت. محکم دستم را گرفت. فکر کردم اگر اصرار کنم دستم را رها کند، ممکن است دلخور شود! حالا دستم را هم بگیرد، طوری نمیشود که. بعد فکر کردم خب اگر بعدش فقط به گرفتن دستم قانع نشد و بیشتر خواست چه؟ نه، مسعود چنین آدم هوسبازی نبود. خودش چندبار گفته بود فکر بدی درباره من ندارد و هروقت درباره ازدواج حرف زده بودم، او هم تأیید کرده بود. در همین فکر و حال و هوا بودم که متوجه شدم صورتش دارد به صورت من نزدیک می شود. نگاهش وحشی بود و دیگر داغی نفسش را هم حس میکردم. یک چیزی توی دلم جیغ زد: این بود چیزی که از عشق میخواستی؟! تا به حال اینطوری نگاهم نکرده بود؛ چشمانش برق میزد. دستم را گذاشتم روی سینهاش. هرچه زور داشتم، جمع کردم و پرتش کردم آن طرف. ...
خوب
عالی
عالی بود به موقع رسید به دستم





