
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
وزن خالص:
190 گرم
نویسنده:
فرانتس کافکا
قطع:
رقعی
ناشر:
پیرامید
تعداد صفحات:
160
سال نشر:
1398
در بخشی از کتاب مسخ میخوانید: پدر همیشه توضیحات خود را از سر نو شروع میکرد؛ برای این که جزئیات فراموش شده را دوباره به یاد بیاورد و یا به زنش بفهماند. زیرا در اولین لحظه به مطلب پی نمیبرد. گرهگوار از نطقهای او به اندازه کافی فهمید که باوجود همه بدبختیها پدر و مادرش از دارایی سابق خود مقدار وجهی اندوخته بودند؛ گرچه مختصر، اما از منافعی که روی آن رفته بود زیادتر شده بود. از همه پولی که گرهگوار ماهیانه به خانه میپرداخت و برای خودش فقط چند لورن نگه میداشت، همه را خرج نمیکردند و این موضوع به خانواده اجازه داده بود که سرمایه کوچکی پسانداز بکند. گرهگوار سرش را پشت در از روی تصدیق تکان میداد و از این مالاندیشی غیرمترقبه خوشحال بود. بیشک، با این پساندازها ممکن بود، قرضی را که پدرش به رئیس او داشت، خیلی زودتر مستهلک بکند. و این امر خیلی زودتر تاریخ نجات او را نزدیک میکرد. ولی با پیشامدی که اتفاق افتاده بود خیلی بهتر شد که آقای سامسا به همین طرز، رفتار کرده بود. بدبختی اینجا بود که این وجه کفاف خانوادهاش را نمیداد که با منافع آن زندگی بکنند؛ فقط یکی دو سال میتوانستند گذران بکنند و بس. این پسانداز، تشکیل مبلغی میداد که نمیبایستی به آن دست بزنند و باید آن را برای احتیاجات فوری دیگر بگذارند. اما پولی که برای امرار معاش بود، بایستی فکری برای به دست آوردن آن کرد. ...

