
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
115 گرم
نویسنده:
مسلم ناصری
قطع:
رقعی
ناشر:
جمکران
تعداد صفحات:
135
سال نشر:
1397
ابعاد:
.
این کتاب در حال و هوای پیاده روی اربعین بوده و نام آن به آخرین ستون این مراسم معنوی که منتهی به حرم سید الشهدا(ع) می شود، اشاره دارد. گزیده ای از کتاب: در نجف سرگذشت اثیب و پسرانش را خوانده بودم؛ یعنی سه شب در زیرزمین مهمان پدر این دو جوان بوده ام. زهی عالم بی خبری! وقتی رفته بودم به زیارت پدرش، سرنوشت او را بر تابلویی خوانده بودم و حالا در عالم واقع با پسرانش روبه رو شده ام. سری تکان می دهم، ولی نمی توانم حرفی بزنم. شگفتی من از آن دو بیشتر است. وقتی به خود می آیم که دو جوان تابوت را روی جهاز شتر بسته اند و می خواهند راه بیفتند. به سختی بلند می شوم و در کنارشان می ایستم. پسر کوچک تر که گویی ترسیده، به چشم جاسوس نگاهم می کند. کوله پشتی ام را جابه جا می کنم و می گویم: «می دانید ما با فاصله چند قرن همدیگر را می بینیم؟» آهسته زمزمه می کنم: «از زمانی که شما راه افتاده اید اتفاقات بسیاری رخ داده.» برادر بزرگ تر با ناراحتی می گوید: «به گمانم تو جنی، و گر نه از کجا اسم پدر ما را می دانی؟» سرم را پایین می اندازم. اشک در چشمانم حلقه می زند و می گویم: «چند روز است که من برای زیارت پسر دوست پدرتان در راهم.» – یعنی تو هم می خواهی او را ببینی؟ اشک بر گونه هایم جاری می شود. صورتم هنوز خیس است و لب هایم ترک برداشته. با اندوه برایشان شرح می دهم که پس از دفن پدرشان بر فراز تپه صفا، دوست او چگونه در مسجد ضربت خورد و کشته شد. ...
