گفتوگوها
سبد خرید

پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
توضیحات
مقدار:
1 عددی
مجموعه قصه شازده ساكت شد. دهانش كف كرده بود. كمرش سائيده به ديوار. تا شد. وارفت. فرو رفت انگار. نشست. خاك ريخت روي سرش. آدم ها جمع شده بودند. نگاه مي كردند. شازده زوزه كشيد. بعد جيغ زد. قيه كشيد. دستش را گذاشت روي گلويش. فرياد زد. بلند شد. زوزه مي كشيد. بلند. كوتاه. خواست روي پايش بايستد. نشد. نتوانست. تلو خورد. خم شد. پاهايش خيانت كردند. شكست. شازده افتاد. سرش خورد به زمين پاهايش تكان خورد. چند بار. دستهايش را كشيد روي زمين. با پنجه هايش خاك كوچه را چنگ زد. با نوك پايش زمين را خراش داد. بعد، ناگهان ماند. بي تكان. آدمها جمع شدند. دايره تنگ شد


