
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 جلد
قطع:
رقعی
ناشر:
راه یار
ابعاد:
14*21
تعداد صفحات:
208
نویسنده:
هدا مهدیزاد
کتاب دختر تبریز خاطرات دختر جسور و پر جنب و جوشی به اسم صدیقه است که از دل حوادث و ماجراهای تلخ و شیرین دهه ی 60 میگذرد و جوانی و میانسالیاش دستخوش ماجراهایی آموزنده و جذاب است. صدیقه صارمی، رزمنده، مربی نهضت سوادآموزی و مربی پرورشی دهه 60 شهر تبریز است که در این کتاب خاطرات و تجربههایش را از روزهای سخت جنگ با شما درمیان میگذارد. بخشی از کتاب دختر تبریز: در تمام دورۀ ابتدایی درسخوان بودم و هر سال معدلم بیست میشد. هر سال مبصر میشدم. این انتخاب، پوششی بود تا شیطنت و شلوغیام زیاد به چشم نیاید. هرچند فایدهای هم نداشت. وسط کلاس که هوایِ آبخوردن به سرم میزد، چنانچه معلم اجازه میداد بروم حیاط، قضیه حل بود، وگرنه با یک بهانهای میرفتم بیرون. مثلاً تختهپاککن را بهانه میکردم که باید خیس شود و چون مبصر کلاس بودم هیچکدام از بچهها اعتراضی نمیکردند. ناظمهای مدرسه به مرتب بودن صفها و نظافت کلاسها خیلی اهمیت میدادند و همیشه از مبصرهای نمونه با جوایزی مثل مدادرنگی و پاککن تقدیر میکردند. من هم سالی یک یا دو بار از این جوایز سهم میبردم. بچهها خیلی از من حساب میبردند. سر صف همه به یک خط میایستادند و باید دستشان را چفتشده پشت کمرشان میگرفتند. سر کلاس هیچکس حق نداشت روی زمین آشغال بریزد. اگر هم زیر نیمکتِ کسی کثیف بود، ساعت آخر قبل از ترک کلاس باید با دستمال پاک میکرد و میرفت. ...


