
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
وزن خالص:
300 گرم
ابعاد:
۲۱×۱۴
نویسنده:
نیکلای گوگول
قطع:
رقعی
تعداد صفحات:
80
داستانِ کوتاه «شنل» اثر «نیکلای گوگول»، دربارهی کارمندی دونپایه به نام«آکاکی آکاکی یویچ» است. آکاکی یویچ زندگی یکنواخت و کسالتآوری دارد. او سر به زیر است و خجالتی و فردی منزوی و همکارانش نه تنها او را جدی نمیگیرند که دستش هم میاندازند. اگر بخواهم او را با اصطلاحات امروز توصیف کنم باید او را «معتاد به کار» دانست. یویچ به لباس و سر و وضعش هم اصلا اهمیت نمیدهد. اما در آن سرمای زمستان از سوز سردی که حس میکند متوجه میشود مشکل از شنلش است. از آنجا که او پول پای لباس نمیدهد برای چندمین بار شنل را نزد خیاط میبرد تا رفو کند. اما خیاط به او میگوید امکان رفو وجود ندارد و باید یکی تازه تهیه کند. اما یویچ همچین پولی ندارد. نهایتا وادار میشود پول جمع کند. چند ماهی گرسنگی میکشد و مدیر به پاس سالهای طولانی به او پاداش میدهد و پول جور میشود و او میتواند صاحب یا شنل نو شود. سر از پا نمیشناسد. یک آن زندگیاش غرق شعف و یا حتا باور به تغییرات بزرگتر میشود. اما در یک مهمانی شبانه شنل نو او را میدزدند و پای او را به ادارهی آگاهی باز میکنند. آنجا حسابی از جانب یک تیمسار تحقیر میشود و نهایتا بر اثر سینه پهلو یا شاید از شدت درد فقدان شنل و تحقیر شدن میمیرد


