بازارچه‌ها

بازارچه‌ها
راسته روغن‌های خوراکی راسته شیرینی، آجیل و خشکبار راسته عسل و فراورده های آن راسته حبوبات و برنج راسته ادویه و چاشنی‌ها راسته اَرده و شیره راسته چای و قهوه و شکر راسته میوه خشک راسته پروتئین و لبنیات راسته زیتون و ترشی و مربا راسته خرما و کشمش راسته نان و غلات راسته غذای خانگی راسته میوه و سبزی راسته سرکه و آبلیمو راسته سبزی خشک
راسته گیاهان دارویی راسته روغن‌های درمانی راسته مرهم‌های گیاهی راسته عرقیات و شربت‌ها راسته سویق و قاووت راسته دم نوش‌ها راسته سبزی خشک
راسته بهداشت فردی راسته پوست و مو راسته آرایشی
راسته زیورسازان راسته کاردستی راسته بافندگان راسته فلزکاران راسته عروسک سازان راسته نجارها راسته دوزندگان راسته قالی بافان راسته چرم دوزان راسته سفالگران راسته شیشه‌گران راسته نگارگری راسته حصیربافان
راسته کیف و کفش راسته پوشاک زنانه راسته پوشاک مردانه راسته پوشاک کودکان راسته لباس ورزشی
راسته کتاب و مجله راسته بازی و سرگرمی راسته خدمات محتوایی راسته لوازم التحریر راسته خدمات و آثار گرافیک راسته اپلیکیشن و بازی رایانه‌ای
راسته لوازم آشپزخانه راسته تزئینات راسته شوینده‌های طبیعی راسته اتاق خواب راسته گل و گیاه راسته اتاق بچه
آلونک سازان
آلونک سازان

آلونک سازان

تولید انواع کمد برزنتی، بند رخت
60٪
نمره غرفه
فروش کل غرفه: +30 تاسیس: 1 آبان 98 آخرین فعالیت: 2 هفته پیش
قم
پیام غرفه‌دار: تولید کننده ی ممتاز کمدهای برزنتی و بند رخت آپارتمانی
gift
10 هزار تومان هدیه دریافت کنید

درباره

غرفه آلونک سازان

قصه محصول

حدود 7 سال قبل یه کمد اتصالاتی خریدم که فقط 6 ماه کار کرد چون اتصالات کمد پلاستیکی بود و اکثرشون شکستند. این کمد ساخت کشور چین بود و بنابراین یدک قطعات پلاستیکی هم توی بازار ایران وجود نداشت. پولم از دست رفت ولی یه ایده به ذهنم رسید.
خودم خیلی فنی نبودم ولی چند نفر از آشناها که فنی بودند را دم دست داشتم که بعد از اتمام پروژه های مسکن مهر دیگه کار و بار درست درمون نداشتن. و بهشون پیشنهاد کار جدید دادم. خیلی امید نداشتم که پایه ی کار باشن ولی یکیشون که دومادمون بود از فرداش پیگیر شد و چند شاخه لوله فلزی خرید و با وسایل و ابزار آلاتی که داشت توی پارکینگ منزل مسکونی با آزمون و خطا چند تا نمونه را برش دادیم و بعد سوراخ داری و....بردیم بیرون نمونه ها را جوش دادند و دوباره برای رنگ کوره سراغ کابینت سازا رفتیم که به سختی تونستیم نمونه ها را بعد چند روز رنگ شده تحویل بگیریم. اینا که تو چند سطر نوشتم دوهفته زمان برد ولی هنوز هیچ کاری انجام نشده بود. تازه فشار و استرس داشت حاکم میشد و مدام افکار و انرژی های منفی سراغم میومد چون همه چی مجهول بود و ما هم ناشی و نابلد. با کدوم سرمایه شروع کنیم؟ چه مجوزی باید بگیریم؟ کجا کارگاه تولیدی بزنیم؟ چقد فضا نیاز داریم؟ غیر از فلز چه مواد و ابزارآلاتی نیاز داریم؟ بعد از کجا تهیه کنیم؟ بازار یابی را چه کنیم؟ جواز و کارگر و بیمه و.........
سرمایه ی ما دونفر برا شروع کم بود و به سه نفر دیگه پیشنهاد دادیم البته غریبه نبودن ولی بیکار بودن. یکی با وام و یکی با فروش طلا و یکی فروش ماشین و... خلاصه هر کدوم یه مبلغی جور کردن و به من سپردن. فشار و فکر مسائل مربوط به کار کم بود،فشار مسئولیت سرمایه و کار شرکا هم اضافه شد. گاهی امیدوار بودم و گاهی ناامید.یا همون خوف و رجا.
یه قلعه ی قدیمی که حومه ی شهر بود را با نرخ مناسب اجاره کردیم. حدود 250 متر مساحت داشت. از فکر مجوز بیرون اومدیم چون هنوز مطمئن نبودیم که این کار جواب میده. 5 نفر بودیم و قرار بود خودمون کار کنیم پس بیمه را هم فعلا بی خیال شدیم تا یه مقدار کار جون بگیره بعد.
البته کار دوخت و دوز هم برای کاور کمدا داستان پیچیده ای بود. چند تا نمونه دوختیم و خراب شد. برش پارچه جور در نمیومد و.... تا اینکه یه خیاط حرفه ای افغانی کمک کرد مسائل را حل کنیم ولی قرار شد کارا را فقط خودش بدوزه و به کس دیگه ای ندیم. کار کم کم داشت شکل میگرفت ولی با شیب ملایم پیش میرفت. سعی داشتیم به شب عید برسونیم ولی بعد گذشت 4 ماه از شروع کار، هنوز خط تولید راه نیافتاده بود. دستگاهها و ابزار نقص داشتند، سایز پارچه و فلز با هم جور در نمی اومد و... سرمایه مون هم رو به اتمام بود. توان خرید کوره رنگ الکترواستاتیک و دستگاه های مربوطه را نداشتیم و کارا هم باید رنگ میشد. لوله ها ی فلزی که آماده ی رنگ بودند باید بار وانت میشد و میرفت جای دیگه رنگ میشد و دوباره برمیگشت. زمستون بود و لوله ها خیس میشد. فورا تمیز میکردیم که مبادا داخلشون زنگ بزنه. واقعا عذاب آور بود. ولی با معرفی برخی دوستان نمونه ی اولیه را بدون بسته بندی به بازار تهران بردیم. خبر خوب این بود که به خاطر افزایش نرخ ارز، واردات کمد چینی کم شده بود و محصول ما میتونست جایگزین خوبی باشه. قرار شد تعدادی نمونه ی نهایی و بسته بندی شده را بعد از عید به یکی از توزیع کننده های بازار تهران برسونیم. البته با سود ناچیز از ما خرید می کردند ولی مجبور بودیم تا با همین سود کم ادامه بدیم....
این خلاصه ای از شروع راهی بود که هنوز ادامه داره و چندین نفر را صاحب خونه و زندگی کرده.........

درباره یک زندگی

ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس (Bill Gates) رئیس و موسس شرکت مایکروسافت.
در حال حاضر مایکروسافت با بیش از چهل هزار کارمند در شصت کشور جهان و با درآمد خالص 25.3 میلیارد دلار در پایان سال مالی 2001 یکی از موفقترین شرکتهای ایالات متحده امریکا و یکی از راهبران صنعت کامپیوتر بوده است.
بیل گیتس در 28 اکتبر سال 1955 در یک خانواده متوسط در شهر سیاتل امریکا متولد شد.پدر بیل , ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشنایان شهر سیاتل است و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضا هیئت مدیره United Way International بود که در امور خیره نیز فعالیت داشت. بیل گیتس در این خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد.گیتس در کودکی بیشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تاثیر بسیار گرفت. او از همان دوران کودکی خود روحیه رقابت طلبی خود را نشان داد و سعی می کرد تا در هر زمینه ای از دوستان خود پیش باشد.

گیتس تحصیلات ابتدای خود را در مدرسه عمومی Lakeside پشت سر گذاشت و در آنجا بود که با کامپیوتر آشنا شد.در آغاز یکی سالهای تحصیلی مسئولان مدرسه Lakeside تصمیم گرفتند با کمک خانواده دانش آموزان, یک ترمینال کامپیوتر اجاره کنند و در اختیار دانش آموزان قرار بدهند. در این هنگام بیل گیتس با کامپیوتر آشنا شد و به سرعت در استفاده از آن مهارت کسب کرد و در سیزده سالگی اولین نرم فزار خود را که یک بازی ساده بود نوشت. گیتس به همراه دوست خود پل آلن (Paul Allen ) که دو سال از گیتس بزرگتر بود و در زمینه سخت افزار کامپیوتر هم مهارت داشت , بیشتر وقت خود را به برنامه نویسی در اطاق کامپیوتر Lakeside میگذراند.
گیتس در سال 1973 وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استیو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر رئیس قسمت اداری مایکروسافت است آشنا شد. گیتس زمانی که در هاروارد بود یک نسخه از زبان BASIC را برای کامپیوتر MITS Altair طراحی کرد.
بیل گیتس در سال 1975 به همراه دوست دوران کودکی خود پل آلن شرکت کوچکی بنام Microsoft با شعار "در هر خانه یک کامپیوتر" ایجاد کرد.مایکروسافت انواع زبانهای برنامه سازی را برای کامپیوترهای مختلف تولید میکرد. در آن زمان مایکروسافت فقط 40 کارمند داشت که شبانه روز بشدت کار میکردند و کل فروش آن فقط 2.4 میلیون دلار در سال بود.
در سال 1980 شرکت IBM برای اینکه از بازار کامپیوترهای شخصی عقب نماند تصمیم گرفت تا کامپیوتر خود را که PC نام گرفت و کامپیوترهای امروزی نیز مبتنی بر آن هستند , بسازد و وارد بازار کند. IBM تصمیم گرفت تا کار نرم افزار آن را به عهده شرکت دیگری بگذارد. این بود که شاهین خوشبختی بر دوش مایکروسافت نشست و IBM قراردی با شرکت کوچک مایکروسافت بست تا نرم افزارهای سازگار با کامپیوترهای شخصی IBM تولید کند.کامپیوتر های جدید IBM از پردازنده های 16 بیتی 8088 شرکت اینتل استفاده میکرد.
بنابراین مایکروسافت برای فروش زبانهای برنامه سازی خود به یک سیستم عامل 16 بیتی نیاز داشت.در آن زمان شخصی بنام تیم پاترسون در کارگاه خانه خود یک کامپیوتر 16 بیتی کوچک ساخته بود و برای آن یک سیستم عامل ساده 16 بیتی نوشت که نام DOS 86 را برای آن انتخاب کرده بود. بیل گیتس کلیه حقوق سیستم عامل DOS 86 را با قیمت 75 هزار دلار بدست آورد. بیل گیتس و پل آلن سیستم DOS 86 را متناسب با کامپیوتر های شخصی IBM تغییر دادند و امکانات بیشتری را به آن افزودن و از آن یک سیستم عامل قوی 16 بیتی ساختند.
مایکروسافت این سیستم عامل را MS-DOS نامید. MS-DOS برروی کامپیوترهای شخصی IBM جای گرفتند و IBM درصدی از فروش کامپیوترهای PC خود را برای استفاده از MS-DOS به مایکروسافت می پرداخت. و رفته رفته امپراتوری آقای بیل گیتس بر روی MS-DOS بنیان نهاده شد. بعدها مایکروسافت با تولید سیستم عامل گرافیکی Windows و محصولات موفق دیگر گامهای بزرگتری بسوی موفقیت برداشت.طبق آخرین آمار بیش از 95 درصد از دارندگان کامپیوترهای شخصی در سراسر جهان از محصولات مختلف مایکروسافت استفاده میکنند.
درحال حاضر بیل گیتس با بیش از 50 میلیارد دلار, ثروتمندترین مرد دنیا شناخته شده است.او این مقام را چندین سال است که حفظ کرده. یکی از دلایل موفقیت مایکروسافت به گفته خود گیتس استخدام افراد با هوش در این شرکت است.گیتس زمانی که فقط 19 سال داشت مایکروسافت را مدیریت میکرد.او بقدری کار میکرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمی کرد و به همراه کارمندان خود بسختی برروی پروژه های مختلف و سفارش مشتریان کار میکرد.

گیتس در سال 1994 با ملیندا فرنج گیتس ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر (متولد سال 1996) و یک پسر (متولد سال 1999) بوده است.بیل گیتس راه مادر خود را ادامه داد و بهمراه همسر خود چندین موسسه خیره در سراسر دنیا تاسیس کرد.هم اکنون بیل گیتس همراه همسر و فرزندان خود در شهر سیاتل ساکن است.

درباره یک مکان

چهرقان روستایی است از توابع شهرستان کمیجان در استان مرکزی. این روستا در دهستان خسروبیگ در بخش مرکزی این شهرستان قرار دارد. همسایه‌های چهرقان عبارت‌اند از: روستاهای وفس، آمره، استهری، طرلان و راستگویان که از توابع استان همدان است. واژه چهرقان معرب چهرگان می‌باشد. اهالی چهرقان تات هستند و زبان تاتی را با گویش وفسی سخن می‌گویند روستای چهرقان طبق تقسیمات اخیر کشوری، ازتوابع دهستان اسفندان و بخش مرکزی شهرستان کمیجان می باشد. این روستا بامختصات جغرافیایی 49 درجه و 34 دقیقه طول شرقی و 57 درجه و 43 دقیقه عرض شمالی درشمال غربی استان مرکزی قراردارد.فاصله روستای چهرقان تا مرکز شهرستان 20 کیلومتر می باشد. طبق سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت چهرقان در سال 1390 تقریبا برابر با 2000 نفر بوده است. این روستا تقریبا 450 خانوار دارد روستای چهرقان روستایی است که قدمتی دیرینه دارد ودر ابتدا به عنوان چراهگاه استفاده میشده اما بعلت اینکه مکان سرسبزی بوده ومنابع ابی زیادی را در دل خود جای داده است ونیز منطقه ای کوهستانی است که در ان زمان یک امتیاز محسوب میشده کم کم عده ای در انجا سکنا گزیدند و این اغاز تمدن چهرقان بود. نام این روستا در ابتدا چراگاهان بوده است که بعدها به چهرگان ودر اخر به نام چهرقان کنونی در آمد. موقعیت جغرافیایی روستایی با120کیلومتر فاصله از مرکز استان مرکزی (اراک) و20کیلومتر فاصله تا مرکز بخش(کمیجان)در شمال غربی شهرستان اراک در منطقه وفس قرار دارد. چهرقان از سمت شرق باروستاهای وفس وآمره و استهری واز سمت شمال به روستای راستگویان از توابع بخش فامنین همدان واز سمت غرب با روستای طرلان همجوار میباشد. فاصله ی چهرقان تا جاده اصلی ساوه-همدان 40 کیلومتر است که مقدار 9 کیلومتر از این مسیر از چهرقان تا راستگویان جاده ای خاکی است. دراین مسافت 20 کیلومتری (چهرقان تا کمیجان) مسافتی حدودا دو کیلومتر وجود دارد که جاده ی آن روی گردنه ای پیچ وخم دار است که در زمستان خالی از خطر نیست وافرادی که برای اولین بار این گردنه را می بینند میترسند اما این گردنه از لحاظ دید در موقع رانندگی قابل قبول است اما اگر از گردنه وفس عبور کرده باشید متوجه میشوید در گردنه چهرقان خطر بسیار کمتری متوجه شماست. موقعیت طبیعی از نظر موقعیت طبیعی چهرقان در میان کوه های مرتفع منطقه قرار گرفته ودارای زمستان های بسیار سرد است وبه سبب کوهستانی بودن بخش اعظم زمین های کشاورزی دارای شیب بوده وبه صورت دیم قابل کشت می باشد. منبع تامین آب روستا عبارت است از چهار رشته قنات ویک دهنه چشمه که متاسفانه هر ساله آب آن کاهش میابد. محصولات کشاورزی بیشتر شامل غلات (گندم و جو)و حبوبات (نخود و عدس )بوده و باغات روستا نیز شامل درختان زرد الو سیب گردو سنجد وانگور و درخت های غیر مثمر می باشد. اکثر اهالی چهرقان به کشاورزی ودامپروری مشغول اند البته در این میان شغل های دیگری هم از نظیر صنایع ساختمانی و فروشندگی و….. هم رواج یافته اند. وضعیت فیزیکی چهرقان بافت ساختمانی روستا اغلب همان بافت قدیمی و سنتی است و مصالح به کار رفته در ساختمان ها همان چوب و خشت و سنگ است. اما امروزه ساخت خانه های محکم که با استفاده از مصالح امروزی ساخته شده است متداول شده است و از این قبیل خانه ها در روستا زیاد به چشم میخورد. اغلب کوچه های چهرقان خاکی اند وتنها قسمت اندکی از این کوچه ها اسفالت اند. چهرقان دارای اب برق و تلفن است اما چهرقان گاز ندارد ضمنا در چهرقان ایرانسل انتن نمیدهد اما چند سالی است که انتن خطوط همراه اول در چهرقان نصب شده است. چهرقان تا قبل از انقلاب از امکانات قابل توجهی برخوردار نبود اما پس از انقلاب کار های عمرانی خوب وقابل توجهی در چهرقان صورت گرفته است مثلا در سال 1378 دفتر مخابراتی 256 شماره ای در چهرقان تاسیس شد. در حال حاضر تعداد 4 باب مسجد. یک باب حسینیه.2 باب واحد اموزشی (مدرسه راهنمایی و دبستان ). دفتر مخابراتی. پست بانک و درمانگاه مجتمع های عمومی چهرقان را تشکیل می دهند. چهرقان مدرسه دبیرستان ندارد ودانش اموزان مجبورند در مرکز بخش ثبت نام کنند یا به شهر های مجاور نظیر اراک همدان قم یا … بروند و به ادامه تحصیل بپردازند. طبق اخرین امارگیری(سال 1385)جمعیت چهرقان 1669 نفر بوده است.البته جمعیت کنونی این روستا در حدود 2000 نفر میباشد. زبان وگویش زبان مردم چهرقان گویش تاتی است ویا به اصطلاح گویش وفسی میباشد گویش تات از گویش های قدیمی ایران زمین است که به زبان دوره ماد شبیه است. گویش تات را میتوان در اشعار بعضی از شاعران بزرگ ایرانی نظیر باباطاهر یافت.برای نمونه بیتی را بیان کرده ام. دلی دیرم خریدار محبت/کزو گرم است بازار محبت که در اینجا دیرم به معنای دارم میباشد.
این غرفه در سراسر اینترنت

نظرات کاربران

غرفه آلونک سازان
محمد رضایی
18 آذر 98
خیلی مشتی هستی
صنایع فلزی آلونک
شما لطف دارید🌸🌸
گفت‌و‌گو با غرفه دار
صنایع فلزی آلونک