اینجا شهر قصههاست؛
روزی که با «باسلام» و اهالی خوشذوقش آشنا شدم، مدت زیادی از شروع کارشان نمیگذشت. رفته بودم به ساختمانشان تا از نزدیک ببینمشان، گپ بزنیم و گمان میکردم با یک بازار اجتماعی طرفم که فقط به فکر سود است و فروش و مشتری بیشتر. اما نیم ساعت از گپ و گفتمان که گذشت یقین کردم باسلام، سرشار است از قصه، از نفس آدمهایی که هر کدام در گوشهای از این مرز و بوم، با ویژگیهای منحصر به فرد شخصیتی، خانوادگی و فکری مشغولند به زندگی، به کسب و کار.
و از آن روز، تا اکنون هر جا نام باسلام را میشنوم، قصهی بکر آدمهای در ذهنم زنده میشود که مثل و مانندشان را کم دیدهام، من بارها باسلام را با قصهی غرفهدارانش به دیگران معرفی کردهام، قصهی بیبی قمر، قصهی غرفهی سوسیس و کالباس مهربانو، «گالری کیف و گیوه هنر»،«پارچهسرای رزاق» و…
کسب و کار خانوادگی راه بنداز
همکاری و همدلی، یکی از ویژگیهای غرفهداران باسلام است. خیلی از غرفهها خانوادگی اداره میشوند، خانوادهها در تولید محصولات، بستهبندی و ارسال و… با هم هستند، همدل و همراه. ما بارها در مورد محصولات بهرام و اینکه توانستهاند از پخت و پز در آشپزخانه کوچکشان به کارخانهای بزرگ برسند شنیدهایم و باسلام کم از این موارد ندارد. گاهی که از دیگران میشنوم دچار مشکل مالی شدهاند، یا دستشان تنگ است و نیاز به شغل دارند یاد خانم و آقای افشار، زوج پرتلاش و همدل باسلامی میافتم که با حمایت یکدیگر و کمک گرفتن از آموزشهای اینترنت و تکیه بر تجربههای خود وارد تولید سوسیس و کالباس خانگی شدند. قصههای غرفهداران باسلام به من یاد داده، شروع یک کار همیشه نیاز به تجهیزات حرفهای و انبار مواد اولیه ندارد، اگر همت را با چاشنی دقت و همکاری گره بزنی آن وقت میتوانی قدمهای اول را برداری، و قدمهای اول مهمترین قدمها هستند. شاید قرار است محل کار ما، خانهمان باشد و همکارانمان خانوادهمان، شنیدن قصهی باسلامیها به من ثابت کرده لذت یک کسب و کار خانوادگی از دردسرهایش بسیار بیشتر است.

بیتفاوت نباش!
من قصههای زیادی از غرفهداران باسلام نوشته و خواندهام، با بعضیهایشان از نزدیک گپ زدهام و عصارهی این قصهها برایم این بوده:«بیتفاوت نبودن» خیلی از غرفههای باسلام، با زنده شدن صنایع دستی، یا محصولات غذایی محلی و هنرهای بومی یک منطقه جان گرفته و بانوان روستایی و هنرمند را صاحب شغل کرده است. البته که در اکثر موارد، پا گرفتن چنین کسب و کاری در گرو مهربانی و ایثار یک نفر است، یک نفر مثل خانم قلندری که هتلدار بود و مردم مستمند شهرش گمان میکردند میتوانند با مراجعه به هتل کمی از مشکلاتشان را کم کنند، با دریافت غذا یا پول یا… تا اینکه یک روز، یکی از خانمهایی که قبلاً کمک ناچیزی از خانم قلندری دریافت کرده بود یک تولک حصیری برایش هدیه میبرد. و ایده تولد غرفهی حصیرداز از آنجا شکل میگیرد. مهربانی و برنامه ریزی و حمایت خانم قلندری از بانوان منطقهاش و شناختن ظرفیتهای موجود و تلاش برای معرفیشان موجب شد زندگی مردم دهستان رمشک از شهر قلعه گنج کرمان را زیر و رو شود، اگر خانم قلندری یا صاحبان بسیاری از غرفههای دیگر که گروهی از افراد محلی را به کار وا داشتهاند نسبت به دیگران و منطقهشان بیتفاوت بودند، شاید این روزها چراغ صدها غرفه در باسلام خاموش میشد. شما ظریفیتهای روستایتان را می شناسید؟ خوراکیهای منحصر به فرد منطقهتان را چطور؟ دوست ندارید کارآفرین باشید و دست دهها نفر را بند کار کنید؟! تصمیم با شماست!

زنِ خانهدارِ شاغل!
یکی از بزرگترین گروه های مشغول در غرفههای باسلام، بانوان هستند. زنان و مسائل مربوط به آنها همیشه مورد توجه بوده چرا که آرامش و حال خوبِ زنها، حال خوب خانواده و جامعه را تامین میکند. بسیاری از زنان به سبب نقشها و مسئولیتهای مانند مادری و همسری، با توجه به تواناییهای تحصیلی و هنری شرایط حضور در محل کار بیرون از خانه را ندارند اما، باسلام به ما نشان داده که برای دست و پا کردن یک کسب و کار نیاز نیست حتما کارمند یا کارگر جایی باشیم. خانم الهام علی آبادی، مصداق خوبی برای این مسئله است، او که با معدل نوزده، فارغالتحصیل شده بود، مثل خیلی از خانمهای خانهدار دلش میخواست کسب و کاری داشته باشد برای خودش. یکبار تصمیم گرفت ده کیلو گوجه بخرد و خشک کند و بفروشد، او با ناامیدی گره خورده با شوق کارش را شروع کرد ولی امروز روز، از ده کیلو گوجه خشک رسیده به تولید ماهانه یک تن محصول خشک! خانم علیآبادی، صاحب غرفهی آسا تحصیلاتش را با علاقهاش پیوند زد و از درون خانهاش شروع کرد به کسب درآمد. قصهای بسیاری از غرفهداران باسلام به ما ثابت میکند کافیست تلاش کنیم برای بهبود شرایط و عادتهای ملال آور را کنار بگذاریم، آن وقت شاید شدیم یک خانم خانهدارِ شاغل!

به رویات پر و بال بده
جوان است و رویا پردازی، اصلا جوانها با رویا پردازی زندهاند با بافتن خیالهای شیرین به هم. در زندگی روزمره جوانها بارها و بارها از والدین و مربیان و… میشنوند که آدم باید عاقلانه رفتار کند و گاهی این عاقلانه رفتار کردن مساوی است با خط زدن رویاها و آروزها. باسلام اما غرفهدارانی دارد که جلوه تمام قد، تحقق رویا هستند. جوانانی که با ایده ای غیرمنتظره پا در بازار کار گذاشتهاند و نشان دادهاند میشود رویا پرداز بود و موفق شد. مثلا گروه فلاوینا سالها پیش وقتی با از خواص هسته خرما آگاه شد، تصمیم گرفت محصولاتی بر پایه هسته تهیه کند، شدنی بود؟ به نظر نه! اولین بار کارشان با یک جعبه خرما شروع شد، جعبهی خرمایی که هستههایش را جمع کردند و هاج و واج ایستادند به تماشا، که چطور هستههایش را پودر کنند. آنها جوانهای بودند پر امید که میخواستند به رویاهایشان رنگ حقیقت بزنند و بالاخره پس از آزمون و خطای بسیار و یادگیری مداوم موفق شدند شغل موردعلاقهشان را بسازند. یا دیگری جوانی بود دانشجو که پشت بام خانهشان بلدرچین پرورش میداد، و هنوز مزهی گوشت ترد و تازه بلدرچینش زیر دندان من است. قصهی غرفهداران باسلام، مثل یک قصهی عسلی و دوست داشتنی میتواند مایه قوت قلب باشد برای جوانهایی که سر بی سودا دارند و دل پر امید.

هدیه منحصر به فرد تولد
در کنار همهی قصهی خوب غرفهداران باسلام، باسلام برای من یک خاطره شیرین همیشگی به همراه دارد. پنج سال پیش، روز تولدم همسرم با بستهای که از نظر ابعاد در تصورم نمیگنجید به خانه آمد و گفت:«بفرمایید، کادوی شما.» من با شعف کادویم را باز کردم و تابلوی مقابل چشمانم نقش بست از یک حوض پر از گلهای نیلوفر با ماهیانی باله بلند و چشم نواز. من دلباخته این تصویر شدم و هدیه تولد آن سال من که هنوز بر دیوار اصلی خانهمان قرار دارد هنر دست یکی از غرفهداران باسلام بود. خوشی من وقتی تکمیل شد که فهمیدم بانوی هنرمند باسلامی، طرح تابلو ویترای را بر اساس توصیفات همسرم نقش زده و مانندش هیچ کجا پیدا نمیشود.
از من به شما نصیحت، حین چرخ زدن در غرفههای باسلام، روی اسم و عکس فروشندهها دقیق شوید، باور کنید هر کدامشان دنیایی هستند ناشناخته، کشف نشده… و چه لذتی دارد کشف این قصهها!


سلام و عرض ادب و تسلیت به مناسبت عزای سالار شهیدان اقا اباعبدالله الحسین علیه السلام
متن بسیار عالی بود البته باید داستانی هم در مورد خریداران باسلام نوشت .خریدارانی که به دلیل مشغله و داشتن فرزند خردسال قادر به گشتن در بازارها و خرید حضوری نیستند و البته با تنوع کالا و قیمت بسیار بهتر از خرید حضوری و با لبخند رضایت خرید میکنند. از همه دست اندر کاران و البته غرفه داران عزیز ممنونم.ممنون.🥰🥰🥰🥰
سخنتون کاملا درسته 😊👌
سلام خسته نباشین واقعاچقدر متن قشنگی ممنون بابت مطالب
من هم بیش از دوسال هست به عنوان یک تولید کننده نقل و حلوای ارومیه در باسلام فعالیت دارم واقعا باسلام فراتر از یک بازار هست احسن
خیلی زیبا بود 🌸 و دلچسب خیلی ممنون از نویسنده عزیز 🌸🙏
سلام و عرض ادب، متن زیبا و قلم زیباتر، و یک فکر سرشار از نور و امید، بعد از نماز صبح حالم رو خوب کرد، امیدوارم تلخی و تندی دنیای واقعی، هیچوقت نتونه وارد این بازاری که شما بانوی خوش ذوق،تصویرش کردین، وارد بشه و همه مردم تجربهها و داشتههای قشنگشون رو با هم قسمت کنن، مراقب کلماتمون باشیم، شاید هیچوقت همدیگه رو نبینیم، ولی دلها با کلمات میشکنن و آدمها تلخی اهانت رو از کلمات میفهمن، بماند…. موفق باشید
✍🕺🏃♀️🏃♂️🕊… باور زندگی؛ امید، تلاش، و موفقیت، شکوفائی، و آرامش 🖐 ….
سلام. ممنون از مطلب بسیار زیباتون
سلام بر بانوی نویسنده واقعا مطالب شما فوق العاده زیبا بود امیدوارم قصه های شما سرمشق زندگی کاهلان نیز باشد وبه زنگیشان از طریق باسلام سرو سامان دهند
سلام و احترام. بسیار ممنونم که وقت گذاشتید و خوندید.
ممنونم از مقاله زیباتون
ایران کشور بزرگیه با هزاران هنر و میلیونها هنرمند.
هر زنی و مردی در سکوت هنر قوم و قبیله خودش زنده نگه داشته بدون سر و صدا و های و هوی.
امیدوارم اینجا جایی باشه که دیده بشن.
ممنونم که خوندید نوشته من رو. بله قطعا همینطوره و با سلام محل خوبیه برای دیده شدن هنرهای اصیل
با سلام و عرض ادب
چه متن دل نشینی .چه قلم پویا و پر از امیدی. خیلی عالی بود. چه نویسنده ی خوش ذوقی.
این بستر یک رویایی بوده که به حقیقت پیوسته.
نه تنها خانومهای خانه دار بلکه کلا کسب و کارها رو دگرگون میکنه. این جا همون مصداق فارغ از مکان و زمان رزق و روزی میرسه بدون اینکه حتی دانش خاصی در مورد سایت و فضای مجازی داشته باشی.تشکر میکنم و سپاسگزارم از تک تک اعضای تیم با سلام .پیروز باشید.🌺
سلام و احترام. ممنونم ازتون. لطف دارید به من. همینطوره که می گید، بی مرز با باسلام 🙂
بااا سلااام… متن دلنشینی بود … خیلی ذوق کردم …چه قدر دوست داشتنی بود قصه های باسلام…به وجود تک تک هم میهنام افتخار میکنم…بازارشون پر رونق
از مجموعه با سلام با راه انداختن این برنامه و ایده ی زیبا هم تشکر میکنم.
ممنونم پرستوی عزیز؛ کنار همین قصههاست که این ما (باسلام) شکل گرفته؛ مانا باشی :))
باسلامی عزیز
قلم بسیار زیبایی دارید، شیوا و دلنشین
تلاش شما و همکاران گرانقدرتان قابل تحسین است
بنده بعنوان صاحب کسب و کاری که در باسلام غرفه دار هستم و از طریق باسلام وارد پلتفرم بله شدم ،مطلبی دوستانه عرض میکنم تجربه ثابت کرده برای دیده شدن و فروش در باسلام گزینه «ارسال رایگان» بسیار تاثیر گذار است، اما آشنایی با بسترهایی مانند فروشگاه بله بدون کارمزد و از طرفی افزایش روزانه هزینه های پستی که فشار زیادی به غرفه دار وارد میکند دیر یا زود به سمت بله خواهد رفت
بنده به قدرت بستر وب آشنایی دارم و مزیت های باسلام قابل مقایسه نیست اما متاسفانه وقتی کارمزد و هزینه پست دست به دست هم فشار بیاورد چاره ای نمی ماند
خواهشمندم دوستان اتاق فکر و تصمیم گیرنده ها در مورد این موضوع فکر اساسی بکنند
شاید بشود با رایزنی با اداره پست کد تخفیف دریافت کرد و یا …
باسلام بستری ارزشمند برای غرفه دار و مشتری هست ولی محدودیت ها رو باید جدی گرفت
باتشکر – غرفه دار
سلام جانم. ممنونم که وقت گذاشتید و خوندید. قصه های باسلام برای خود من، همیشه شیرینه. مثل حکایت های هزار و یک شب