درباره خودمون و غرفه‌مون چه‌جوری بنویسیم؟


|

|

2,339

زمان مطالعه: 1 دقیقه

به نام خدا

سلام

بگذارید همین پشت‌بند سلام بگویم که : “قبول، نوشتن آنقدرها هم راحت بنظر نمی‌رسد”

خیال‎‌تان راحت شد؟

حالا خوبید؟ اوضاع کسب و کار روبه‌راه است؟

هوای شهرتان،

آب‌های سفره‌های زیرزمینی،

آخرین فامیل‌تان که مریض شده بود،

آن آقایی که از بوق زدن‌های ممتدش پشت چراغ قرمز حدس زدید که اعصاب به‌هم ریخته‌ای دارد،

 گنجشگ‌هایی که تمام زمستان یادتان رفته بود ببینیدشان،

و دوست‌های شش‌دانگ‌تان

خوبند؟

و اما غرض از مزاحمت؛ “لطفا بنویسید!”

آن جمله‌ی بعد از سلام را هم جدی نگیرید چون:

یکم: شما آدمِ کارهای سختید، وگرنه کسب و کار راه نمی‌انداختید.

دوم: اگر نوشتن راحت به‌نظر نمی‌رسد، دارد اشتباه بنظر می‌رسد! خیلی راحت‌تر از تصور شماست.

نگاهی به احوال‌پرسی بیندازید!

“کمی سرتان را که بالا بگیرید”، یا “چشم بچرخانید به اطراف‌تان”  و یا “چشم‌تان را ببندید” و اولین‌هایی که به ذهن‌تان می‌آید را روی کاغذ بیاورید، می‌شود چیزی شبیه به احوالپرسی بالا!

نوشتن را اینطور ببینید!

با این حساب هرچیزی می‌تواند سوژه و منبع نوشتن باشد؛

خودتان، کسب و کارتان، تشویق‌ها و تنبیه‌هایی که شده‌اید، شکست ها و پیروزی‌هایی که تجربه کرده‌اید، محصولی که تولید می‌کنید، اجزاء تشکیل‌دهنده و مواد اولیه‌اش، همکاران و رقبایتان، علائق‌تان، حساسیت‌هایی که دارید، جایی که در آن زندگی می‌کنید، مردمی که در کنارتان هستند، آدم‌هایی که دوست دارید محصولتان به دست‌شان برسد، کارهای دیگری که بلدید …

این همه سوژه برای نوشتن دایره‌المعارف هم کافی‌ست!

حرف الان ما، نوشتنِ نوشتنی‌های غرفه‌ی خودتان است.

طبیعی است که شما بیشتر از ما درباره‌ی کسب‌و کارتان می‌دانید و به همین خاطر بهتر می‌توانید درباره‌اش بنویسید. لذا این کار را بکنید.

نمی‌گویم روی ما حساب نکنید، اما شاهکارهای ما هم وقتی رقم می‌خورد که منبعش نوشته‌های خودتان باشد.

برای “درباره‌ی من”، درباره‌ی خودتان بنویسید:

اینکه “اسم و رسم‌تان چیست؟ چکاره‌اید؟ چرا اینکاره‌اید؟ کجا زندگی می‌کنید؟  و حس و حال تان نسبت به شغل‌تان چیست؟” حداقل‌هایی است که این بخش از غرفه را پر می‌کند!

مثلا اینطور:

( من پروانه هستم، علیزاده!

اینجا دست آفریده‌های شیشه‌ای‌ام را عرضه می‌کنم . شغل‌م اسم خاصی ندارد اما شما می‌توانید، هنرمند صدایم کنید.

هنرم” طراحی، ترکیب شیشه و رنگ، برش و مونتاژ” است که روی هم محصولاتی را می‌سازد که این زیر می‌بینید!

“تحصیلاتم در هنرستان”، “کانونی که تابستان‌ها به آنجا می‌رفتم” و “دخترخاله‌ی هنرمندم”  وقتی کنار ذوق و شوق‌م برای آفرینش هنری و عرضه‌ی آن قرار گرفت، این شغل را برایم دست و پا کردند.

محصولات هنری‌ام را در اهواز می‌سازم و از همینجا برایتان می‌فرستم. زیر کولری که همیشه روی دمای 18 درجه تنظیم شده است چون اینجا زمستان‌هایش هم دمای زیر 30 درجه ندارد!

چیزهایی که می‌سازم برایم محترم‌اند، چون هر کدام‌شان یک آفرینش‌اند که با دیگری فرق دارند، شما هم بد بهشان نگاه نکنید)

 برای “قصه‌ی غرفه”، از شغلتان، محصولات و مزیت‌های آن بنویسید

  درباره ی شغل‌تان بنویسید:

اینکه “چه مراحل اصلی‌ای دارد؟”، “اصالتا کجایی و چند ساله است؟” و “چه مواد اولیه‌ای برایش لازم است”، کمترین چیزهایی است که اینجا می‌توانید بگویید:

مثلا اینطور:

( راستش شیشه‌گری، دنیای خاص خودش را دارد. چند چیز را با هم قاطی و بعد ذوب  و بعدتر سردش می‌کنند، می‌شود شیشه.

این وسط‌ها هم که هنوز سرد نشده و شکل‌پذیر است، شکل‌ش می‌دهند. برای بیشتر دانستن درباره‌اش بروید به این آدرس اما کار من یک مرحله بعد از این شغل شروع می‌شود. من اول می‌نشینم و طراحی می‌کنم، بعد شیشه‌های رنگی متناسی با طرحم را می‌خرم.

در مرحله‌ی بعد اجزا طرحم را روی شیشه‌های رنگارنگ می‌برم و دست آخر هم آن‌ها را با تکه چسبانی روی یک شاسیِ ترجیحا شیشه‌ای می‌چسبانم.

حمیدخان هم که برادرم هستند، آنها را قاب می‌گیرند.)

درباره ی محصول‌تان بنویسید:

آیا منِ خریدار یا بازدید کننده حتی نباید بدانم که “محصو‌ل‌تان چیست” و ” به چه دردی می‌خورد؟”

بنویسیدش.

مثلا اینطور:

(قاب‌های شیشه‌ای من،  تابلوهای زینتی‌اند.

 آنها یکی از جلوه‌های تکنیک کلاژ (تکه چسبانی)‌اند که جنس تکه‌هایش، از شیشه‌های رنگی و درخشان است.

مناظر، شخصیت‌ها، خط گرافیک و هرچه در تابلوهای دیگر می‌بینید می‌توانند دراین قاب‌ها هم نمایش داده شوند (اما بالاغیرتا توقع مینیاتور استاد فرشچیان با آن همه جزئیات را نداشته باشید که اصلا برش‌های به آن کوچکی، روی شیشه، کار دست نیست!)

چند نمونه از این قاب‌ها را که به سلیقه من نزدیک‌ترند این زیر می‌بینید. اما نگران سلیقه‌تان نباشید، طرح ها یا نوشته‌های شما را هم می‌توانم کلاژ شیشه کنم.

کاربرد زینتی‌ها، زینت است دیگر. پس می‌توانید بچسبانید روی دیوار نشیمن، یا بگذارید روی میز کار و یا کادو پیچش کنید برای هدیه‌ی تولد دوست‌تان”

درباره‌ی مزیت‌های محصولات‌تان بنویسید:

باید دیگران بفهمند که خرید و ارتباط با شغل شما “ارزشش را دارد”

لذا حداقل از “خوبی‌هایتان در تولید”، “کیفیت محصولات‌تان” و یا “آثار خوبِ رونق کسب و کارتان روی زمینی که ما هم در آن زندگی می‌کنیم”، بگویید.

مثلا اینطور:

( من کارم را دوست دارم. و خودم را هم!

لذا سعی می‌کنم تک تک محصولاتی که می‌سازم را مثل امضایم، تمیز و شخصی و جدی بگیرم. شیشه‌هایم از نوع فلان است که رنگش در محیط‌های بیرونی نمی‌پرد. گوشه‌های شیشه‌های برش خورده را با سوهان ریزی لبه‌گیری کرده‌ام که دست‌تان را نبرد. چوب‌های قاب هم، چوب‌اند! یعنی طبیعی‌اند!

چند تقدیرنامه هم گرفته‌ام که نشان می‌دهد غیر از خودم، دیگران هم جدی‌ام می‌گیرند.

راستش را بخواهید، دخترهای فامیل را هم جمع کرده‌ام و آموزش داده‌ام، که سفره‌مان اگر بزرگ‌تر شد، جای خالی نداشته باشد)

حالا می‌خواهید بپرسید که همین‌ها را چطور بنویسم؟

به دور و برتان نگاه کنید،

منابع و سوژه‌ها را در نظر بگیرید،

حداقل سوال‌هایی را که باید جواب بدهید جلوی چشم‌تان بگذارید،

آن وقت می‌بینید که کلمه اضافه هم می‌‎آورید. نوشتن همینقدر راحت است. اما اگر باز هم با آن احساس راحتی نکردید، غمی نیست.

یک پیشنهاد دیگر هم دارم.

همه‌ی حرف‌های قبلی را در نظر بگیرید و اینبار به‌جای نوشتن، در موردش بگویید . (نمی‌خواهید بگویید که بلد نیستید در مورد کارتان و سوال‌هایش حتی حرف هم بزنید؟!)

وقتی دارید “می‌گویید” صدای خودتان را ضبط کنید.

صدای ضبط شده‌تان را پیاده کنید و یک‌بار ویرایشش کنید.

نتیجه درخشان‌تر از آنی خواهد شد که حتی حدسش را بزنید!

آیا این نوشته برای شما مفید بود؟

دیدگاه ها

17 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
گلی
11 ماه قبل

سلام من دو روزیه غرفه زدم ولی هنوز نمیدونم باید چکارکنم که فروش داشته باشم

فاطمه
1 سال قبل

سلام متشکرم خیلی عالی بودآدم خیلی احساس راحتی وصمیمیت میکنه. واقعاممنونم. اجرتون باحضرت زهراس چقدرراحت وصمیمی همه چیزیادمیدین راستش من تازه یکی دو روزه غرفه زدم. واقعامتشکرم انشاءالله عاقبت بخیرورستگاربشید همه تون

داریوش
1 سال قبل

فکر کنم همه اینجا همین مشکل رو داریم

داریوش
1 سال قبل

سلام به همگی

مطهره خدابند
1 سال قبل

سلام من تازه غرفه زدم چجوری بفروشم

فرشته درویش
1 سال قبل

سلام فرشته هستم من تازه غرفه زدم اما غرفم بازدیدی نداره اشکال کار کجاست لطفا راهنمایی بفرمایید ممنون میشم🙏

فریبا
1 سال قبل

من تازه غرفه زدم چطوری باید بفروشم

دایانا
1 سال قبل

چطور نام برای غرفه بزارم

نسرین
1 سال قبل

سلام وقت بخیر من نمیتونم بفروشم میشه راهنمایی کنین چیکارکنم ؟؟

زهرا
1 سال قبل

سلام متنش خیلی دوستانه وعاشقانه بود ولی خیلی میخواد حس بگیری که همچنین چیزی بنویسی من دوران نامزدی هم اینقدر عاشقانه متن ننوشتم. برای راه اندازی غرفه و عکسها و وزن گیری محصول موقع بسته بندی بیشتر راهنمایی کنید. من خودم محصولات دستی دارم ویک خانم خانه دار هستم اینجوری باید همش سرم تو گوشی باشه و دیگه نمیرسم به کارهای دیگم. خودتون میتونید با گرفتن مبلغی متن برامون بنویسید

پرش به بالا
17
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x