از: محمدرضا آقایا، همبنیانگذار و مدیرعامل باسلام
به: اهل ایران

امروز موقع کنار کشیدن نیست
بسم الله الرحمن الرحیم
هو الرّزاق
سلام. محمدرضا آقایا هستم. یکی از ۶ همبنیانگذار باسلام و در حال حاضر مدیرعامل شرکت. این نامه را به بهانه انتخابات پیشرو برای شما مینویسم.
وقتی به مسیری که تا امروز به فضل خدا طی کردیم نگاه میکنم، نقطه عطفها غالبا زمانهایی بوده که در اوج خستگی، ترس، بیپولی، در مرزهای ناامیدی، بهجای اینکه منفعل شویم یا احتیاط کنیم و بزنیم کنار، اتفاقا جسارت به خرج دادیم و به جلو تاختیم. به جای ایستادن یا برگشتن، سرعت گرفتیم. به جای ترسیدن، ریسک کردیم. به جای تسلیم شدن، استقامت کردیم و سرسختی نشان دادیم.
خیلی از سیاست سر در نمیآورم. اما کشورم و آرمانش را بسیار دوست دارم. اینکه کشورم در اوج تحریمهای ظالمانه، از خودش سرسختی نشان میدهد، در اوج فشارها و هجومها و دردسرها وا نمیدهد و در دفاع از مظلومها سمت درست تاریخ میایستد، برایم الهامبخش است؛ نه فقط برای ما، برای بسیاری آدمها در سراسر جهان.
مشکل نداریم؟ حتما داریم. معلوم است قدرت اقتصادیمان شایسته این تمدن، جمعیت، استعداد و ظرفیتها نیست. اما بالاخره چطور میخواهیم به این ناکارآمدیها غلبه کنیم؟
زاویه نگاه بنده به وضعیت امروز ایران، از دریچه تجربه زیسته ناچیزم به عنوان یک کارآفرین کوچک، این است که در ذهن و دل خودم وضعیت امروز ایران را با روزهای سخت باسلام مقایسه میکنم. مثلا آن زمانی که قراردادهای سرمایهگذاری به دلایل مختلف هوا شده بود، در پرداخت حقوق تیم مشکل داشتیم، بحرانهای مالی پشتسر هم، تلاش برای هک و حملههای پیدرپی، اشتباهات خودمان و… . همه اینها به کنار، از چپ و راست هم مدام حرفهای ریز و درشت میخوردیم.
آدمهای کوچک مثل من، پدیدههای بزرگ را از دریچه محدود خودشان میبینند. من هم ایران را از دریچه درک و تخصص و تجربه خودم میبینیم. ایران را مثل یک پلتفرم میبینم؛ پلتفرم همه ما، پلتفرم مادر، زمین کارآفرینی و رشد تکتکمان. تجربه حل مسئله به شیوه پلتفرمی را در باسلام دیدهام. چون ما در باسلام خیلی خوششانس بودیم و هستیم که هر روز با دهها هزار غرفهدار و تاجر و کارآفرین خلاق و امیدوار و پرنشاط از همهجای ایران سر و کار داریم. بسیاری از شهر و روستاهای ایران را وقتی با غرفهداری از آن خطه آشنا میشدیم، شناختیم.
مگر این کشور میتواند بایستد و شکست بخورد؟ با این همه آدم امیدوار و پرتلاش و خلاق؟ تصورش برای من غیر ممکن است.
ایران پلتفرم همه ماست. با تیم مشورت میکردیم که سهم ما در این روزهای کشورمان چیست؟ جمعبندی ما این شد که نامردی است اگر از تجربه زیسته خودمان حداقل با اهالی باسلام حرف نزنیم. ما همه در کنار هم، به فضل خدا باسلام را ساختهایم، مثل یک کارآفرین. یکی از غرفهدارهای خوب باسلام به من میگفت باسلام ارث پدر من است و برای بهتر شدنش میجنگم. من هم به عنوان یکی از هشتاد و چند میلیون جمعیت داخل و خارج از ایران میگویم، ایران، ارث آبا و اجدادی همه مردم ایران است. پلتفرم ماست. مهد کارآفرینی و جوشش و خروش ماست. چقدر آدمها که برای حفظ این وطن و خاک و آرمان و امیدش جان دادهاند. ما هم با کار کردنمان، خلاقیتمان، توسعه، شور، ریسکهای بیشتر و پای کار این کشور ماندن، نقش و تاثیر خودمان را داشته باشیم.
اکنون موقع تسلیم شدن نیست. ایران هم مثل هر پلتفرم پر استعداد و پرظرفیتی که ممکن است با زنجیرهای از بدبیاریها روبرو شود، امروز در دستاندازهایی افتاده است. امروز موقع امید دادن به همدیگر است. چرا ده سال آینده، ایران مهد پر جوش و خروش خلاقترین کارآفرینهای جهان نباشد؟ چرا ده سال دیگر، ایران همان کشوری نباشد که همه دوست دارند سهمی در آن داشته باشند و خودشان را به شتاب رشد آن متصل کنند؟ و سهم ما در تحقق این تصویر و چشمانداز زیبا چیست؟ بهنظرم برویم پای انتخاب. از ساختن ایران، پلتفرم مادر، مهد کارآفرینیمان عقب نکشیم و همچنان از حق انتخابمان استفاده کنیم. به دیگران هم بگوییم:
امروز موقع کنار کشیدن نیست، موقع گاز دادن است، موقع فریاد کشیدن، پر انرژی بودن و پای کار ایستادن.
از: علی محمدقاسمی، همبنیانگذار و مدیر basalam.com
به: اهل ایران

امیدواریم و پیش میرویم
باسلام به سختی پا گرفت؛ در نخستین روزها به جز جمع انگشتشمار خودمان کسی «باسلام» را نمیشناخت. بعضی از معدود کارشناسانی هم که میشناختند، به آیندهاش امیدی نداشتند. اما شکر خدا زمان طور دیگری گذشت و آدمهایی که صدایی نداشتند، دارایی کم و اعتماد زیادشان را برای ساختن این بازار به میان آوردند؛ مثل بیبی قمر. باسلام به تدریج رونق گرفت و در نهایت بازاری بر اساس اعتماد، با صدها هزار غرفه، میلیونها مشتری و بیشمار ارتباط ساخته شد. شما آنچه را که غیرممکن به نظر میرسید، ساختید و البته دنیایی از فرصتها هنوز پیش روی این بازار است.
بیشتر آدمها در زندگیشان تجربه چشیدن طعم تلخ و شیرینِ ساختن، شکست خوردن و دوباره ساختن را دارند. کارآفرینها این حرف را بیشتر لمس میکنند. اگر کارآفرین هم نباشیم، احتمالا از نزدیک، کار و کسب پدر و مادر، خواهر و برادر و دوستانمان را دیدهایم و حسی از فراز و فرودهای «ساختن» داریم. در همه این فراز و فرودها، امید است که آدمها را سرپا نگه میدارد. حرکتها زمانی به توقف دچار میشوند که امید از بین میرود. «ساختن»، امید میخواهد و کارآفرینها امیدوارترین آدمها هستند.
بسیاری از دوستانم و من در تیم باسلام، مانند میلیونها ایرانی دیگر، این روزها به آینده فکر میکنیم. ما بچههای دهه ۶۰، ۷۰ و ۸۰ در تجربه زیسته کوتاهمان دیدهایم که شرایط ایران در دورههای مختلف، بسیار متفاوت بوده است. به همین خاطر برایمان کاملا مهم است که در چهار سال آینده، فرمان به دست چه اندیشهای خواهد بود. احتمالا شما هم این روزها به آینده فکر میکنید.
میگویند شرط لازمِ حرکت، امید است. از امیدواری است که توانستن زاییده میشود. من امیدواری و توانستن را دوست دارم. با امیدواری میشود کار کرد، پیش رفت و ساخت؛ چه یک کشور را، چه یک شهر را و چه هر چیز دیگری را. حداقل میتوانم بگویم تجربه محدود و کوچک ما در مسیر ساختن باسلام، عمیقا چنین نگرشی را تایید میکند. به همین خاطر امیدواریم اندیشهای با برنامه، تلاشگر و امیدوار، تصمیمگیر سالهای پیشرو بشود، تا با تصمیم و طراحی درست، ایران را پیش ببرد. ما انتخاب کردهایم، امیدواریم و پیش میرویم. اینها حرفهایی بود که این روزها با بهترین دوستانم مطرح کردهام. دوست داشتم با شما هم در میان بگذارم. امیدوارم شما هم انتخاب کنید. هم انتخاب کنید و هم دعوت.
با تقدیم سپاس و احترام

آفرین به شما که در اون برهه حساس برای آبادی و سرفرازی کشورمون بی تفاوت نبودید
به نظرمنم الان وقت کنارکشیدن ودشمن شادکردن نیست.بله واقعا مردم گرفتارن ولی بزارین اول دست دشمن ازاین جنگ رسانه ای خالی بشه بعدمسله های خودمونو توخودمون حل کنیم.نه اینکه یه کشور دیگه خودش دنیای مشکل روداره بیاد برای ماتصمیم بگیره
قیمت خط خورده یا همان تخفیف را به باسلام بازگردانید لطفاً
سلام خداقوت عالی ممنون از سایت مفیدوکاربردی باسلام
خیلی عالی بود واقعا از ته دلش و دلسوزی به آینده دیگران ای حرف زد ممنونم
دستتون درد نکنه ممنونم ازهمراهیتون بامردم🌹🙏
واقعا عالیه برنامه
عالی بود اجرتون با حضرت زهرا سلام الله علیها
احسنت و شاکر خداوند هستم که هموطنانی مثل شما دارم به شما افتخار میکنم امیدورام البته زیاد تلاش کردم و شکست خوردم در سن ۵۰ سالگی نمیدانم دوباره میتوانم سر پا شوم و یک سر پناه برای بچهایم تهیه گنم یا خیر ولی امیدم زیاد شد
عالیه،حرف نداره