گفتن ندارد. همه میدانیم که سینما همیشه وامدار ادبیات داستانی بوده. تا حالا هم فیلمهای سینمایی زیادی با اقتباس از رمانها و داستانها ساخته شده است. این روزها هم که با پیشرفت تکنولوژی و تکنیکهای فیلمسازی، حتی فانتزیترین داستانها هم این شانس را پیدا کردهاند که تبدیل به فیلم شوند.
البته تفاوتهای اساسی این دو مدیوم، یعنی سینما و کتاب، باعث شده تا این آثار تفاوتهای نسبتا زیادی با کتابهایشان داشته باشند. اما غیر از این هم نمیتوان انتظار داشت. چون در چنین آثاری فیلمساز بیشتر به دنبال الهامگرفتن است، نه روایت تکتک جزئیات کتاب.
فهرست:
در این مقاله با شش فیلم موفق که از روی دست کتابها ساخته شدهاند، آشنا میشوید.
۱. ارباب حلقهها نوشته جرج آر. آر. تالکین
کمتر کسی پیدا میشود که هوادار داستانهای فانتزی و تخیلی باشد و اسم جورج تالکین را نشنیده باشد؛ نویسندهای انگلیسی که با نوشتن سری کتابهای پرفروش «هابیت» و «ارباب حلقهها» در ژانر فانتزیحماسی، توانست به شهرت چشمگیری برسد.
پیتر جکسون فیلمهای سهگانهی ارباب حلقهها و هابیت را از روی دست رمانهای تالکین ساخته است. انصافا هم خوب از پس کار برآمده و دوتا از ماندگارترین آثار تاریخ سینما را خلق کرده است. این را هم بگویم که تازگیها یک سریال هم با اقتباس از این اثر ساخته شده است اما به نظرم نتیجه کار خیلی خوب از آب در نیامده و بهتر است برای حفظ خاطرات خوبتان از ارباب حلقهها به همان نسخه فیلم اکتفا کنید!

۲. غرور و تعصب نوشته جین آستن
غرور و تعصب یکی از معروفترین رمانهای کلاسیک در ژانر عاشقانه است. جین آستن نویسندهی انگلیسی این رمان، آن را در ابتدای قرن نوزدهم نوشته است. آستن بیشتر به دلیل توصیفهای دقیق زنانهاش از زندگی خانوادههای انگلیسی معروف است.
اولین اقتباس سینمایی از این اثر در سال ۱۹۴۰ روی پرده سینما آمد. اقتباس دوم اما – که از قضا معروفتر هم است – در سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جو رایت ساخته شد.

۳. گتسبی بزرگ نوشته اسکات فیتز جرالد
فیتزجرالد فکر میکرد «گتسبی بزرگ» شکست خورده است. چون نتوانسته بود توی کتابفروشیها توفیقی به دست بیاورد. اما گذر زمان خلافش را ثابت کرد و این رمان پس از مرگ نویسندهاش ناگهان به شهرتی جهانی رسید!
گتسبی بزرگ داستان مرد ثروتمندی است که با برگزاری مهمانیهای باشکوه، دنبال معشوقهی قدیمی خود میگردد. اقبال عمومی به این رمان باعث شده تا کارگردانها چهار بار از آن اقتباس کنند. مشهورترین اقتباس گتسبی بزرگ مربوط به سال ۲۰۱۳ است؛ اقتباسی به کارگردانی باز لورمن استرالیایی و بازی لئوناردو دیکاپریو.

۴. بادبادکباز نوشته خالد حسینی
خالد حسینی، نویسندهی افغان-آمریکایی با نوشتن بادبادکباز توانست نام خود را سر زبانها بیاندازد. کتاب ماجرای پرفراز و نشیب داستاننویس مهاجری به نام امیر است که برای یافتن پسر دوستش، از آمریکا به افغانستان باز میگردد.
روایت خالد حسینی از این ماجرا که بیانگر رنجهای مردم افغانستان است، پرکشش و هیجانانگیز است. بادبادکباز توانست در مدت کوتاهی نظر منتقدان را به خود جلب کند و رکوردهای فروش را جابجا کند. مارک فورستر در سال ۲۰۰۷ فیلمی از روی این کتاب ساخت که مثل خود اثر طرفداران زیادی دارد.

۵. ریتا هیورث و رستگاری در شاوشنگ نوشته استفن کینگ
قسمت دوم عنوان، یعنی «رستگاری در شاوشنک» برایتان آشناست، مگر نه؟ دلیلش واضح است: چون فیلمی به همین نام از روی این کتاب ساخته شده است؛ فیلمی که بعد از سالها هنوز در فهرست ۲۵۰تایی وبسایت IMDB صدرنشین است.
فرانک دارابونت این فیلم را درسال ۱۹۹۴ ساخت. کتاب ماجرای هیجانانگیز زندانیهایی را تعریف میکند که در فکر فرار از زندان هستند اما در این میان با مسائل خطرناک دیگری نیز درگیر میشوند. این البته تنها اقتباس سینمایی از آثار کینگ نیست و آثار دیگری مثل «مسیر سبز» و «درخشش» نیز از روی رمانهای این نویسنده پرکار ساخته شدهاند.

۶. مزایای گوشهگیربودن نوشته استیون شباسکی
خوششانسی بزرگی است: اینکه بتوانید رمانی بنویسید که به سرعت پرطرفدار شود و بعد هم خودتان فیلمی از روی آن بسازید که مثل رمانش توجه طرفدارها را به خود جلب کند! این همان شانسی است که نصیب استیون شباسکی، نویسنده آمریکایی شده است.
شباسکی «مزایای گوشهگیربودن» را در سال ۱۹۹۹ منتشر کرد و خیلی زود با اقبال جوانترها روبهرو شد. بعد در سال ۲۰۱۲ تصمیم گرفت فیلمی از روی رمانش بسازد که از قضا این یکی هم پرفروش شد. البته فیلم «مزایای گوشهگیر بودن» با رمانش تفاوتهای جزئی و ریزی دارد که خود شباسکی آنها را اعمال کرده است.


