از کارمندی تا کارفرمایی


|

|

815

زمان مطالعه: 1 دقیقه

مرخصی تمام شد

سال 97 بود و مرخصی زایمان من رو به اتمام. تصمیم داشتم رشد کنم پس دیگه به کار کردن توی شرکت قبلی که یک فعالیت ثابتی داشت فکر نکردم. آگهی‌های استخدامی رو برای کار توی کارخونه جدید دنبال می‌کردم اما حقوق‌ها خیلی کم بود و منی که بیشتر از ده سال در نقش مسئول کنترل کیفی مواد غذایی توی کارخونه فعالیت کرده بودم اهل در خانه نشستن و نداشتن یک فعالیت اقتصادی نبودم.

تصمیم به تغییر

من به دنبال یک کاری بودم که خلاقیت و نوآوری داشته باشه؛ خیلی دلم می‌خواست خودم کارفرمای خودم باشم. دیگه نمی‌خواستم در جایی فعالیت کنم که از ایده‌های جدید استقبالی نمیشه. نمی‌خواستم یک ساعت مشخص برم شرکت، یک ساعت مشخص برگردم و برای یک روز مرخصی با مدیرعامل چک و چونه بزنم. دوست داشتم ایده‌های خودم رو عملی کنم؛ دلم می‌خواست محتویات درونی مغزمو در قالب محصول جدیدی تولید کنم، دوست داشتم از قید و بند آدم‌های دیگه رها باشم. سعی کردم به اطلاعات و دانش قبلی خودم اضافه کنم و مدام در حال پردازش ایده‌هایی بودم که به ذهنم خطور می‌کرد. از یک طرف همیشه صدای پدرم توی گوشم بود که سمیه، تو که ارشد مهندسی صنایع غذایی هستی سعی کن فکر کنی و کسب و کار خودتو راه بندازی؛ از اون طرف آخرین مکالمه من با کارشناس اداره غذا و دارو توی ذهنم تکرار می‌شد که” دیگه دنبال کار توی کارخونه نگرد، به قدر کافی تجربه کسب کردی، الان موقع استارت زدن کار خودته؛ اصلا زشته با این سابقه بازم برای بقیه کار کنی”. این نجواها یا شاید بهتر بگم این سرنخ‌ها منو هر روز به سمت سرچ کردن ایده‌های جدید صنایع غذایی هل می‌داد. دائم سایت‌های خارجی رو دنبال می کردم، در پینترست کلی وقت می‌گذروندم تا پیدا کنم اون ایده‌ دلخواه خودم رو.


 ظهور ایده 

من از بچگی اغلب با گیاهان دارویی مداوا میشدم و از سال ۹۳ هم دوره‌های متنوعی رو در این زمینه آموزش دیده بودم. به خودم گفتم چی بهتر از ترکیب آموخته‌های من در رشته تحصیلیم در کنار گیاهان دارویی که نتیجه اون بشه دمنوش کیسه‌ای. این جوری شد که حضوری رفتم اداره غذا و دارو و شرایط لازم یک واحد تولیدی برای دمنوش کیسه‌ای رو جویا بشم. اما شرط راه انداختن این کار، داشتن حداقل یک سوله  ۵۰۰ متری با ماشین آلات تمام اتومات بود که هزینه اون موقع دستگاه ها در سال ۹۷،  ۵۰۰ میلیون می‌شد. چون سرمایه بالایی می‌خواست قید کار در این حجم رو زدم. در همین حین که ناامید شده بودم، کار ویرایش کتاب فراورده‌های آردی رو که قبلا ترجمه کرده بودم به اتمام رسوندم و اولین کتابم در سال ۹۸ به چاپ رسید.

به رسم هر روزه

طبق عادت هر روزه اینستاگرام رو باز کردم و پیج عموپورنگ اومد بالا؛ دیدم اقای فرضیایی از سایتی صحبت می‌کنن که برای حمایت از کسب و کارهای کوچک هست. چون ناامید بودم اون پست رو نشان‌دار کردم تا یک روز سر فرصت بخونم. حالم که بهتر شد رفتم سراغ اون پست. دیدم سایت باسلام سایتی هست که از محصولات خانگی و محلی و دست‌ساز کارآفرین‌ها حمایت می‌کنه.

اولین کلنگ

با خودم گفتم این جا می‌تونه همون جایی باشه که من باید کارمو شروع کنم. اینجوری شد که اولین کلنگ غرفم‌و در باسلام زدم. چون هزینه تهیه ماشین‌آلات رو نداشتم ابتدا کارم رو با درست کردن شمع‌های تزیینی که خیلی علاقه داشتم شروع کردم و حدود یک سال ادامه دادم. اما دلم به دنبال استارت زدن کاری مرتبط با تحصیلاتم بود. بعد از اونجایی که همچنان به جستجو برای ایده‌های جدید ادامه می‌دادم، به سایتی رسیدم که ماشین‌آلات بسته بندی دمنوش رو عرضه می‌کرد پس گوشی رو برداشتم و تماس برقرار شد؛ آقایی گوشی رو پاسخ داد و بعد از این که هزینه‌ ماشین‌آلات رو اعلام کرد من مجدد در سکوت فرو رفتم؛ اما ایشون در ادامه گفت که اگر نمی‌تونی دستگاه‌ها رو تهیه کنی ما فیلترهای آماده هم تولید می‌کنیم و در اختیارتون می‌ذاریم. اینجوری شد که امید در دل من جوونه زد و برای ابتدای کار ۵۰۰ عدد کیسه سفارش دادم. بعد رفتم سراغ دانسته‌های خودم برای فرموله کردن دمنوش‌ها؛ این جا بود که نام کاربری غرفه رو تغییر دادم و هلنانو جایگزین هلناکندل شد. من مسیرمو پیدا کرده بودم. اوایل بسته‌بندی به صورت دستی تا دو سال ادامه پیدا کرد اما خدا قدم به قدم منو جلوتر برد و این کار از حالت دستی خارج شد. در ابتدا کارم رو با دمنوش کیسه‌ای سرماخوردگی، دمنوش رفع حساسیت فصلی و دمنوش رفع یبوست شروع کردم اما الان ۶۸ محصول دارم با ۱۲۶۵ سفارش ثبت شده و مشتریان ثابتی که با هم کلی رفاقت داریم و مسیرهای نرفته‌ای که درهاش یکی یکی به سمتم باز میشه. دیگه دمنوش‌ها فقط به دمنوش درمانی ختم نمیشه، حالا غرفه من پر هست از دمنوش‌ها و شربت‌های تک نفره خوشمزه‌ای که میتونه روز هر فردی رو بسازه؛ دمنوش‌ها و شربت‌هایی که هیچ رنگ و نگهدارنده و افزودنی نداره و مصرف‌کننده میتونه با خیال راحت از طعم مختلف گیاهان بهره ببره.

این که سایت باسلام در یک جایی وسط ناامیدی من معرفی میشه همون روزنه نوری هست که در تاریکی میری دنبالش و اگه بخوای توی نور بمونی باید تلاش کنی و هیچ وقت قید خلاق بودن و تنوع محصولی و اولویت سلامت مصرف‌کننده رو نزنی‌. و همیشه بخاطر خواهم داشت که چقدر چند نفر اولی که از من خرید کرده بودن به من برای نوع بسته‌بندی ساده که با یک روبان و دست نوشته خودم تزیین میشد انگیزه میدادند؛ اون‌ها دست خدا بودن تا امید رو در دل من زنده نگهدارن و من بتونم امروز برسم به تغییر بسته‌بندی و تنوع محصول. من مثل همیشه دستانم رو در دستان خدا می‌ذارم تا منو ببره به اون سمت و سویی که منو راضی کنه؛ خداروشکر می‌کنم که هیچ‌وقت با گفته بعضی از دوستان که می ‌گفتن بدون سرمایه نمی‌تونی کاری کنی پا پس نکشیدم. مراحل تکامل کار من در باسلام اتفاق افتاد با صبر و تدریجی پیش رفتن و همچنان مراحل رشد ادامه داره؛ پس مثل همیشه روی زانوی خدا می‌نشینم و خودم رو به مسیرهای نابش می‌سپارم.

آیا این نوشته برای شما مفید بود؟

دیدگاه ها

2 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
موسوی
2 سال قبل

سلام
فیلم طنزه بود می‌گفت « آیا این داستان واقعی است»
به نظر من که نیست!

فاطمه سادات موسوی
مدیر
پاسخ به  موسوی
2 سال قبل

سلام آقای موسوی، اگه دوست داشتید میتونید با خود نویسنده ارتباط بگیرید (من وصلتون میکنم) و ازشون بپرسید :)) ممنونم ازتون.

پرش به بالا
2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x