باورم نمی‌شد که من تونستم آنلاین گل بفروشم


|

|

454

زمان مطالعه: 1 دقیقه

لیلا برومند کنارسری از غرفه گلکده گلدونه

سلام به تیم باسلام می‌خوام از حال و هوای روزی بگم که باسلام از نزدیک دیدم از همین الان عذرخواهی میکنم اگه طولانی شده ولی خب دوست داشتم بنویسم و دوست دارم پیام من رو گروه ٢٠ نفره ای که مهمان من بودند بخونن.

روز چهارشنبه ۲ آبان بود تو دلم گفتم بالاخره روزی که منتظرش بودی رسید یاد اولین سفارشی که از باسلام داشتم افتادم اون روزم همینقدر هیجان زده بودم باورم نمی‌شد که من یه دونه گل تونستم آنلاین بفروشم دیدار من هم با تیم باسلام دقیقا همین طور بود تو دلم تکرار می‌کردم یعنی واقعا امروز می‌بینی تیم باسلام رو از نزدیک؟ باسلامی که الان ۳ ساله هر روز همراهشی و هر روز که از خواب بیدار می‌شی میری اول از همه غرفه‌ت و چک می‌کنی اون روز حال و هوای دیگه‌ای داشتم خیلی هیجان‌زده و خوشحال بودم.

منتظر بودم همش زمان موعد برسه که تلفنم زنگ خورد جواب دادم -الو سلام سلام خانم برومند از باسلام تماس می‌گیریم خدمتتون -بله بفرمایید خوب هستین؟ همکارم باهاتون قرار‌مون رو ساعت ۲ تا ۴ هماهنگ کرده بودن خیلی شرمنده تونیم برنامه‌مون یکم جابجا شده دیرتر می‌رسیم خدمتتون -دشمنتون شرمنده من و خانواده منتظر شما هستیم. راستش بخواین چون هوا خیلی ابری بود و بارون شدیدی می‌اومد یه لحظه تو دلم فکر کردم‌ نکنه که تماس گرفتن بگن لغو شده یا نمی‌خوایم بیایم یا یک روز دیگه میایم واقعا تو ذوقم می‌خورد اگه لغو می‌شد. اون روز برام خیلی طولانی بود و همش تلفنم رو چک می‌کردم. منتظر تماس بودم بالاخره حوالی غروب تلفنم زنگ خورد و به من گفتند خانم برومند ما از کوچصفهان حرکت کردیم. تو دلم گفتم کاش هوا آفتابی بود و بارون هم نمی‌بارید من اطراف گلخونه و باغم رو هم بهشون نشون می‌دادم. از کوچصفهان تا روستای من(کنارسر) ۱۰ دقیقه فاصله‌ست. ساعت ۷ غروب هستش از پنجره آشپزخونه به جاده دید دارم بله… بالاخره دیدم یه ون سفید داره میاد داخل کوچه مون😍 خیلی هیجان زده بودم پدر و مادرم از من خوشحال‌تر بودن. از برق نگاهشون مشخص بود پدرم که در حیاط منتظر بود فورا با مهمان‌های اهل قم من سلام و احوالپرسی کرد و بعد من و مادرم راهنمایی‌شان کردیم به طرف منزل در دیدار اول چیزی که از تیم باسلام تو ذهن من برای همیشه ماند و خواهد ماند مهربانی و خودمانی بودنشان بود انگار آن ٢٠ نفر را قبلا جایی دیدم یا با آن‌ها قبلا همکلام شدم.

مهمان‌های من آنقدر با محبت بودن که حتی خودشون حاضر شدند روی زمین بنشینند و به من و خانواده‌م اصرار کردند که روی مبل بنشینیم البته هنوز هم باورم نمی‌شد که از قم این همه راه تا گیلان و روستای من اومدن که به من سر بزنند خودشون رو تک تک معرفی کردند هرکدام مسئول یه بخشی از این تیم قوی بودند. من هم خودم را معرفی کردم «من لیلا برومند هستم لیسانس نرم افزار کامپیوتر دارم ولی نتونستم شغلی مرتبط با رشته خودم داشته باشم من همیشه عاشق گلها و طبیعت و زندگی روستایی بودم بعد از اینکه متاهل شدم احساس کردم که تو خونه‌م دلم می‌خواد کنج سبز خودم رو داشته باشم. پس شروع کردم به خرید انواع گل‌ها البته گاهی همسرم غر می‌زد که خونه رو جنگل کردی؟ ولی من از رو نمی‌رفتم…. یک روز که گوشی به دست توی برنامه باسلام مشغول گشت و گذار بودم به این فکر افتادم چه خوب می‌شه که من هم بتونم گل‌های قشنگم رو به شهرهای دورتر بفرستم. من کارم رو با فروش قلمه شروع کردم چون لذت پرورش گل از زمانی که تو دست خودت رشد کنه یه چیز دیگه‌ست. یه جورایی مثل اینکه یه بچه بزرگ کرده باشی. کم کم تنوع گل‌هام رو افزایش دادم و سفارشات بیشتر می‌شد تا جایی که دیگه نتونستم تو خونه ادامه بدم بخاطر همین تصمیم گرفتم‌ گلخونه کوچک خودم رو توخونه پدر و مادرم بسازم. الان پدر مادرم هم به من کمک می‌کنن.»

دورهمی باسلام تو خانه ما خیلی گرم و صمیمی بود. از من در مورد گسترش کسب و کارم و چالش‌هایی که باهاش مواجه هستم سوال می‌پرسیدن حسابی گرم صحبت بودیم و خواستیم از مهمان‌های عزیزمان پذیرایی کنیم که این بار هم‌ حتی اجازه ندادن ما براشون چایی بریزیم همین‌قدر مهربان و خودمانی خودشون چایی ریختند و ازخودشان و ما پذیرایی کردند و حسابی ما رو شرمنده کردند! درست انگار سال‌های سال تو رو می‌شناسند. همینقدر با محبت و خودمانی آنقدر داشتم لذت می‌بردم ازاین گفتگو و هم صحبتی که هیچ دلم نمی‌خواست زمان بگذره. تیم باسلام با حضورش به روستای من و گلخونه کوچک من یکی از بهترین و خاطره انگیزترین روزهای عمرم رو رقم زد.

الان دقیقا یک هفته از روزی که من با تیم باسلام ملاقات داشتم می‌گذره و آیینه‌ای که باسلام به من هدیه داده قطعا یکی از دوست‌داشتنی‌ترین کادوهایی هستش که تو عمرم گرفتم چون خودم رو توش می‌بینم. خودم که بهم یادآوری می‌کنه، باید قوی باشی واسه لحظه‌هایی که تا الان جنگیدی واسه آرزوهایی که بهشون امید داری و مسیری که باید ادامه بدی. روز ۲ آبان یکی از فراموش نشدنی‌ترین روزهای زندگیم هست چون این اولین دیدار من با تیم باسلام بود. باسلامی که باعث شد من بتونم روی پای خودم بایستم و کسب و کار و درآمد خودم رو داشته باشم. خداروشکر می‌کنم که در راه پر از عشق نگهداری از گل و گیاه قرار گرفتم و تو این مسیر باسلام پشتیبان و یاری دهنده من هستش و امیدوارم با کمک خداوند و پشتیبانی تیم باسلام بتونم گلخانه کوچکم رو گسترش بدم و امیدوارم تیم خوب باسلام باز هم از نزدیک ببینم درپناه خداوند باشید من و خانواده‌م همیشه دعاگوی شماهستیم و دوستتون داریم.

گلکده گلدونه
گلکده گلدونه
74 محصول
574 فروش
استان گیلان

آیا این نوشته برای شما مفید بود؟

دیدگاه ها

3 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فاطمه
5 ماه قبل

سلام من هم یک خانم خانه دار هستم و گل‌های خانگی پرورش میدهم ممنون میشم من را راهنمایی کنید بتونم آنها رو بفروشم

سعیده
5 ماه قبل

سلام خداقوت منم گلهای خانگی پرورش میدم.میشه منم راهنمایی کنین چطوری بفروشم؟

انجم روز
1 سال قبل

درود بر شما…
اینقدر زیبا نوشتید که هر خط به دلم نشست
با ارزوی بهترینها برای شما وبچه های باسلام.
پاینده باشید…

پرش به بالا
3
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x