در سفر پیدایش، در عهدِ عتیق آمده است، کشتی نوح بعد از طوفانهای بزرگ، بالاخره در کوه آرارات به خاک مینشیند. شاید اینکه کشتی، اولین نجات دهندهی انسان از نفرین است و شاید اینکه بعد از آن طوفان سخت، کشتی نوح در دل یک کوه آرام گرفت، باعث شده تا دختری در دامنههای دنا، دلش بخواهد کشتی بسازد.

وسط همان روزهایی که کرونا، زندگی را از رنگ و رو برده بود، شبیه همان پیرمردِ تنهای کشتی ساز، اسما هم، آرام آرام دکلِ کشتیهایش را میبست تا به عبور از روزهای سخت امیدوار بماند.
حالا که کمکم دارد جوانههای تازهی کسب و کارشان جان میگیرد، ما را به عنوان اولین مهمانها در کارگاه کوچکشان در دلِ روستای پدری میپذیرند.
قاب اول

اسما و داریوش آنقدر زبانِ همراهی با هم را بلدند که وقتی اولین بار اسما گفت دوست دارد کشتی بسازد، داریوش به دور از دریا، کشتی ساختنش نخندید و وقتی داریوش، کشتیای را که با چوب بستنیهایشان ساخته بودند، برای فروش گذاشت، اسما توی دلش را خالی نکرد.
حالا وقتی به آرامی و احترام اولین کشتیِ ساخته شده از چوب بستنیهایشان را نشانمان میدهند و میگویند :«اینو برای خودمون نگه داشتیم» چشمهای هردویشان از شادی میدرخشد.
قاب دوم

وسط لیوانهایی که چوبها با قطرها و اندازههای مختلف در آن تقسیم بندی شدهاند، چشمم به پاکت سیخهای کبابی میافتد! احتمالا خود سیخهای کبابی هم، از اینکه میتوانند به جای کباب شدن روی گاز، دکلِ کشتی باشند، به اندازهی من متعجب هستند.
قاب سوم

این کشتی را که با تمام جزئیات و از روی مدل واقعی ساختند، گمان میکردند چشمِ همه را خواهد گرفت اما این کشتی تنها نمونه از نوعِ خودش باقی ماند.
قاب چهارم

کسی چه میداند، شاید وقتی سهراب مینوشت: «قایقی خواهم ساخت/ خواهم انداخت به آب/ دور خواهم شد از این خاک غریب/ که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق/ قهرمانان را بیدار کند»
چنین کشتی کوچک و سادهای را برای دور شدن از غربت تصور میکرد. همین کشتی که این روزها بیشتر از همه، راهش را به خانهها باز کرده و پرفروشترین کشتی کارگاه است.
قاب پنجم

من فکر میکنم خدای ما، همان خدایی که به پروانه و آسمان به یک اندازه زیبایی بخشیده، خدای جزئیات است و هر چه ما بیشتر جزئیات را ببینیم، بیشتر به جزئیات اهمیت بدهیم، بیشتر پیدایش میکنیم.
آقای موسوی این دستگاه را به کمک تجهیزات و ابداعات خودش سرپا کرده تا…

بتواند به لبهی کشتی هایش، شبیه قایقهای واقعی انحنا بدهد.
قاب ششم

وسط خستگیهای ساخت کارگاه با دستهای خودشان، همان جاهایی که میفهمند کار به آن سادگیها هم نبوده، آقای داریوش موسوی روی دیوار یادگاری میگذارد تا یادش بماند که «ثبت است بر جریدهی عالم دوام ما»
(D:M مخفف اسم آقای داریوش موسوی)
قاب هفتم

باد شدید، به بادبان هم رحم نمیکند، روی بادبانها دوخت میروند تا از جریان شدید باد آسیب نبیند. درست است که قایقهای آقای موسوی خیلی از دریا فاصله دارند اما به قول شازده کوچولو :«آدم کفِ دستش رو که بو نکرده!» شاید روزی دریا به ملاقات کشتیها آمد.
قاب هشتم

بادبانها را که سیاه میکردند، گمان میکردند که خیلی هم به آبی دریا نیاید، اما برای کشتیهایی که تنها آشنای دریاها هستند، بادبان به هر رنگی زیباست.
قاب نهم

ظرافت و دقتی که کشتیها را از هر فاصلهای دیدنی کرده، به راحتی به دست نمیآید. این صفحهی چوبی یکی از ابداعات زوج کشتیساز است تا فاصلهی تیرکهای بادبانها یکی باشد.
قاب آخر

نخکشیهای بادبانها بیشتر کارِ اسماست. حوصله و صبوریِ یک زن را میخواهد که آرام و با دقت، نخِ دورِ چوبها را تاب بدهی. دست را که شل بگیری، نخ بدقواره میایستد، کمی که سفت بکشی پاره میشود و همه چیز از اول! همان وقتهاست که آقای موسوی دلش میخواهد قایق نیمهکاره را بردارد و پرت کند، اما لحظهی آخر، ظرافت قایق و زحمتی که برایش کشیده، پشیمانش میکند، صبورترش میکند. درست مثلِ زندگی!


استان کهگیلویه و بویراحمد
لذت بردم از نوع داستان سرایی و جذابیتی که تو نگاهشون بود خسته نباشن
سلام و خسته نباشید به شما و همکاران ،از کارهای زیباتون دیدن کردم و چون لنج ماهیگیری برام جالبه و ما را بیاد مردم عزیز و زحمت کش جنوب مخصوصا” بندرعباس، دوست دارم ماکت زیبایی در ابعاد کوچک جلوی چشمم باشه،حالا طرح با شما چوبی و دست ساز آیا توی برنامه ساختتون هست؟اگه ۳۰ سانتی بسازید چقدر می فروشید؟
قشنگن
سلام چه طور میشه هنر هاتون را در قالب کشتی مشاهده کرد.
سلام قسمتی ک نوشته (مشاهده غرفه) رو بزنین،وارد غرفه کشتی آرت میشین
سلام توی باسلام غرفه کشتی آرت
یاسوج مرکز محروم ترین استان کشور البته محروم از نظر مادیات باید بگیم مرکز یکی از ثروتمندترین استانهای جهان سادگی و بزرگی مردمانش انسانیت و درستی صداقت و معرفتشون بزرگترین ثروت دنیاست
بدون شک یاسوج مرکز زیباترین طبیعت استانی کشوره که از بی کفایتی و کم خردی مسئولین این مملکت ناشناخته و بی توجه مونده البته اینکه هجوم گردشگران طبیعت ویران کن ما کمتر باشه خودش لطف محسوب میشه براشون
توی دل این طبیعت زیبا که شاید دریا نداره اما مردم دریا دل فراوون داره مابین اون همه چشمه و رودخونه قشنگ این دو عزیز با قلب مهربونشون زیبایی رو به خونه های مردم هدیه میدن
من کیف کردم و لذت بردم اما چرا انقدر ارزون میفروشید کارهای قشنگتون رو بخدا ما مردم قدر لطفتون رو نمیدونیم اینهمه زحمت ابزار مواد اولیه بسته بندی این قیمت چرا
شما توی دو سال کمی بیشتر از صد عدد فروختید با همین قیمت حساب کنید همه زحماتتون بدون در نظر گرفتن مواد اولیه حتی بدون ابزار و کارگاه بدون همه اینها در ماه شده حدود دو میلیون تومن
این لطف شما رو میرسونه اما ما قدرشناسی بلد نیستیم شما پول یه پیتزای معمولی رو میگیرید برای یه کار با اون زحمت
نکنید این کارو نتیجه زحماتتون رو به حداقل ممکن هم که بگیرید باز قیمت رو باید خیلی بیشتر حساب کنید
کمی هوای خودتون رو هم داشته باشید نمیخواد فقط هوای بقیه رو داشت.
آرزوم و دعام سلامتی خودتون و خانواده عزیز و مهربون شماست
دمتون گرم سرتون سبز
داریوش. بهرامی پور
کرج
سلامت باشین ممنون از متن زیباتون.
.سلام ممنون از متن زیباتون
سلام و تبریک به شما،آیا لنج ناخدا هم دست ساز می کنید؟
سلام ممنون،در گفت و گو با غرفه دار مدلی رو ک میخواین عکس بفرستین.
بسیار زیباست
برای این زوج جوان و غرفه ی پر ستاره شون آرزوی موفقیت دارم
سلام نحوه خرید این محصولات رو بفرمایید
از فروشگاه کشتی آرت ،در باسلام
روی نوشته ها عکس است نمیشه خوندشون