پشت صحنه مهمونی باسلام در خرداد ۰۳


|

|

236

پشت صحنه مهمونی باسلام در خرداد ۰۳

زمان مطالعه: 1 دقیقه

به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است…



در امتداد سنگ ریزه های تقریبا مرتب شده صدران قدم میزنم و به مهمونی دوم باسلام فکر میکنم.
قراره خردادماه هم میزبان غرفه دارهایی باشیم که خیلی هاشون رو تا حالا از نزدیک ندیدم ولی روزهای زیادی باهاشون در تعامل و گفتگو بودم. دغدغه هاشون رو شنیدم و گاهی کمک حالشون بودم.


در جلسه هم فکری قبلی، قرار بر این شد که این مهمونی رو هم در صدران برگذار کنیم و 120 نفر از غرفه دارها و خانواده هاشون رو پذیرا باشیم. بعد از دعوت غرفه دارها و اشتیاقشون برای حضور در مهمونی نتونستیم بیشتر از این محدودیت ایجاد کنیم و حالا تعداد نهایی عزیزان برای حضور در مهمونی نزدیک به 135 نفر رسیده و مجموع تیم باسلام که قرار بود 40 نفر باشه با کلی محدودیت و سانسور، به حدودا 60 نفر رسیده.
و حالا دغدغه من، آقای عساکره، آقای شجاعی و آقای عیوضی این شده که فضای سالن صدران رو چطور بچینیم که فضای مناسب و محیطی در شان برای پذیرایی داشته باشیم.


در اتاق جلسات سالن 2 صدران نشستیم و داریم به این فکر میکنیم که فضا کمه. در مورد چینش میز و صندلی ها فکر میکنیم حتی به ذهنمون میرسه که تعداد بچه های خودمون رو کم کنیم ولی باز دلمون نمیاد که این فرصت زیبا رو از بچه های تیم بگیریم. بچه هایی که برای شنیدن مشکلات غرفه ها مشتاقن و راغب.
برای اینکه کمی ذهنمون آزاد بشه و بتونیم استرسمون رو مدیریت کنیم، تصمیم می‌گیریم شروع کنیم به برنامه ریزی زمانی برای مهمونی. میرم پای تابلو و با هم‌فکری شروع می‌کنیم به نوشتن زمان بندی ارائه‌ها و زمان شروع و اتمام مهمونی.


یهو آقای شجاعی میگن بچه ها نگران نباشید این سری با این تعداد پیش بریم ان‌شاالله که نتیجه خوب و متفاوتی می‎گیریم. انگار منتظر همین حرف بودیم که آروم بگیریم و مطمئن بشیم که شاید این تعداد بالا و فضای کم فرصت مناسبی باشه برای یه مهمونی متفاوت.
از چهارشنبه صبح سالن صدران در حال مرتب شدن و چینش میز و صندلی هست برای حضور غرفه دارها.
سرکی به سالن می‌کشیم و چون کارها مردونه‌طور پیش می‌رفت، با خانم شریفی و دینا میریم سراغ میوه ها و شیرینی ها.


میوه ها و شیرینی ها روی میز چیده شده و کم کم بچه های تیم دارن بهمون اضافه میشن. تقریبا کارها تموم شده و آقای عساکره منتظر غرفه هاست و نگران ِغرفه هایی که هنوز نیومدن، دونه دونه به غرفه ها زنگ میزنم و مطمئن میشم که حالشون خوبه و به خاطر گرما و جوش اوردن ماشین کمی با تاخیر بهمون اضافه میشن.
مهمونی با ارائه ها شروع شده و خداروشکر همه غرفه ها با خانواده هاشون اومدن.


صدای بازی بچه ها و ذوقشون از چرخ و فلک سوار شدن، گپ و گفت و آشنایی غرفه دارها باهم، صحبت و درد و دل غرفه دار ها با تیم باسلام، یادگاری هایی که غرفه دارها از کسب و کارشون به عنوان هدیه برامون اوردن، فضای مهمونی رو خیلی زیباتر کرده. به اقای شجاعی و اقای عیوضی میگم خداروشکربا اینکه مهمونا زیادن و سالن پر شده ولی کمبود فضا به اون معنا حس نمیشه و همه چی خوب داره پیش میره.

نفس راحتی می‌کشیم و اون استرس چندروزه از روی دوشمون برداشته میشه. بعد از پرسش و پاسخ ها یه عکس یادگاری از فضای پر از جذابیت سالن صدران می‌گیریم و خوشحالیم از حضور غرفه ها در کنار تیم باسلام با یک تجربه متفاوت.

آیا این نوشته برای شما مفید بود؟

دیدگاه ها

1 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
بلال
1 سال قبل

با سلام و درود فراوان چطور میتونیم ماهم در این دورهمی شرکت کنیم ؟

پرش به بالا
1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x