ما آدمها تصمیم هایمان را در مهمانی‌ها می‌گیریم


|

|

247

ما آدمها تصمیم هایمان را در مهمانی‌ها می‌گیریم

زمان مطالعه: 1 دقیقه

این روزها، هم به خاطر اوضاع زندگی خودم و نزدیکانم، هم به خاطر اوضاع ایران و هم به خاطر اوضاع جهان، خیلی به این فکر میکنم که ما آدمها چطوری تصمیم میگیریم؟ چطوری، هم از این جهت که کِی تصمیم میگیریم و کِی بدون تصمیم گرفتن، با اتفاقات و تصمیمات و تخیلات دیگران همراه میشویم؛ و هم از این جهت که وقتی تصمیم میگیریم، چطوری و با طی کردن چه راه و مسیری به آن تصمیم خاص میرسیم. واضح است که خیلی جوابهای متفاوت و متنوعی به این سوالها میشود داد: با جمع کردن اطلاعات درباره کاری که میخواهیم انجام دهیم یا ندهیم؛ با مشورت کردن با آدمهای خبره و مجرّب؛ با آزمون و خطا؛ با رای‌گیری؛ با شیر یا خط و قرعه کشی؛ با استخاره؛ با گشتن در گوگل و اینترنت و کمک گرفتن از هوش مصنوعی؛ با تقلید از دیگران؛ با فکر و تامل و بررسی خیلی زیاد؛ با کلاس رفتن و آموزش دیدن؛ با بحث کردن‌های طولانی و مفصل و غیره و غیره.

همه این جوابها درستند و هر کدام از ما، در مسیر تصمیم‌گیری، احتمالا یا خودمان تجربه شان کرده‌ایم یا دیگرانی را دیده‌ایم که برای تصمیم گرفتن یا نگرفتن از یکی یا چند تا از این راهها عبور کرده‌اند. من اما با فکرهایی که در چند ماه گذشته کرده‌ام و با نگاهی که به اوضاع عجیب و غریب جهان کرده‌ام و تصمیمات بزرگ و کوچکی که آدم‌ها در موقعیتهای فوق‌العاده خطرناک و خاص و پیچیده گرفته اند را دیده‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که شاید مهمترین چیزی که ما آدمها را کمک میکند و به نقطه تصمیم میرساند، دور‌هم‌نشستن و دیدار و گفتگوی چهره‌به‌چهره و صمیمی و عمیق است و همه راههای دیگری که برای تصمیم گرفتن پیش روی ما هستند در مقابل این شاهراه، کوره‌راهند! کنار آدم دیگری مینشینی و با او چشم‌در‌چشم میشوی و او از عمق جانش با تو حرف میزند و از زندگی و فکرش با تو میگوید و این تجربه، با همه سادگی‌اش، مثل اکسیری معجزه‌آساست که خیلی از تردیدها و ابهام‌ها را برطرف میکند و همچون میانبری، ما را از پیچ‌و‌خم‌های بی‌انتهای راههای دیگر خلاص میکند و به مقصد تصمیم میرساند. نمیدانم تا حالا چه قدر از این جنس گفتگوهایی که دارم درباره‌شان حرف میزنم را تجربه کرده‌اید، اما خیلی وقتها میشود که یک همنشینی ساده، ما را به تصمیمی شفاف و محکم میرساند و ما حتی متوجه تاثیر عمیق و جدی این همنشینی هم نمیشویم و بعدها، وقتی از گیرودار تصمیم گرفتن یا نگرفتن رها شده‌ایم و یک روز عصر با خیال راحت در جهان بعد از آن تصمیم نشسته‌ایم و چای میخوریم، ناگهان یادمان می‌افتد که آن صحبت صمیمی آن روز عصر با فلانی چه گره‌ها که از رشته فکر من باز نکرد و چه صیقلها که به آینه فکرم نزد.

این مهمانی‌ها، به خاطر همین ربطی که میان همنشینی و تصمیم کشف کرده‌ام، برای من خیلی مهم و عزیزند و فکر میکنم، ورای ظاهر ساده و آشنا و بی‌آلایش و آرایش‌شان، باطن عمیقی دارند و منجر به تصمیم‌های مهم و ماندگاری میشوند؛ تصمیم‌هایی که شاید بدون این دیدارها و گفتگوهای چهره‌به‌چهره و صمیمی، هیچ وقت شفافیت و شجاعت کافی برای گرفتن‌شان را پیدا نکنیم. این روزها، شاید اغلب فکر میکنیم اگر با انواع و اقسام ابزارها، هر چه بیشتر اطلاعات و داده جمع کنیم و هر چه بیشتر با کارشناسان حرفه‌ای و معروف دمخور شویم و هر چه بیشتر جدول و نمودار و برنامه و طرح بنویسیم، تصمیم‌های بهتری میگیریم اما غافلیم که این راهها، خیلی از اوقات، اصلا قدرت تصمیم گرفتن را از ما میگیرند و در واقع تصمیم نگرفتن‌مان را پشت انبوهی از داده‌ها و سندها مخفی میکنیم؛ و حتی اگر، تصمیم هم بگیریم، معلوم نیست تصمیم‌مان بیرون از جلسات ارائه و بیرون از جمع هم‌قطاران خودمان، چه قدر موثر و مفید و واقعی باشند.

برای من مهمانی، محل تصمیم‌سازی است و برای همه حاضران مهمانی میتواند چنین خاصیت شفابخشی داشته باشد. مهمانی، محل تصمیم‌سازی است چون هم‌صحبتیِ نزدیک و صمیمی با آدم‌ها، ما را با گوشه‌هایی از واقعیت رو‌به‌رو میکند که از هیچ راه دیگری نمیتوانیم به آن گوشه‌ها برسیم. این دنیا، گویی طوری ساخته شده که واقعیت، همیشه دنبال مخفی شدن از ما آدم‌هاست و معمولا هم تا حد زیادی موفق میشود اما در جایی مثل مهمانی، انگار دست واقعیت برای پنهان شدن از ما آدم‌ها خیلی باز نیست و ناچار، در خلال گفتگوهای ظاهرا شلخته و بی‌نظم و بی‌برنامه مهمانی، لو میرود و دستش برای ما رو میشود و همین مواجهه بی‌پرده با واقعیت است که قدرت و تمرکز تصمیم‌گیری را در ما به وجود می‌آورد. مهمانی و حضور در جمع آدمهای مهمانی، چشم و گوش ما را به واقعیت‌ها باز میکند و چشم و گوش باز، راه را برای تصمیم گرفتن و خلاص شدن از بی‌تصمیمی هموار میکند. برای همین است که اتفاقا، برخلاف رویدادها و همایش‌هایی که برای دقیقه‌به‌دقیقه و قدم‌به‌قدم‌شان برنامه‌ریزی میکنیم، مهمانی مسیر دقیقتر و موثرتر و همینطور زیباتر و دلنشین‌تری برای دیدار با آدمها و به تبع ایشان، دیدار با واقعیت است.

آدم، به پشت‌گرمی دوستان و برادران و خواهرانش تصمیم میگیرد و چه جایی بهتر از مهمانی برای دوست شدن و دلگرم شدن و تصمیم‌های جدید و شجاعانه و مبتکرانه گرفتن. مهمانی‌های ما، البته هنوز در کش‌و‌قوس‌اند تا به یک مهمانی ایرانی تمام‌عیار تبدیل شوند اما ما دلمان خوش است که لطف و محبت و گرمای حضور مهمان‌ها، کم‌کم، صداقت و سخاوت و صمیمیت ما میزبان‌ها را آنقدر زیاد و عمیق کند که اگر یک روز مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌هایمان را هم به مهمانی دعوت کردیم، آخر مهمانی مقابل‌شان خجالت زده نباشیم؛ اگر به ایشان خوش بگذرد و راضی باشند، یعنی بازی‌بازی را کنار گذاشته‌ایم و مهمانی‌مان، واقعا مهمانی بوده است.

آیا این نوشته برای شما مفید بود؟

دیدگاه ها

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
پرش به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x