به کاشمر که میرسم، آفتاب تازه دارد نیمه دوم روز را شروع میکند. مستقیم میروم سر آدرسی که پشت تلفن گرفته بودم. آقای سعیدی با یک هندای پیشکسوت اما سر زنده جلوی مصلی منتظرم ایستاده. دست به شانهاش میگیرم و مینشینم ترکش. راه میافتیم به سمت بیرون شهر.
توی راه با داد و بیداد با هم حرف میزنیم. هندای 125 همه چیزش خوب است الا سروصدای زیادش. اگر قدیمی هم باشد که دیگر هیچ. آقای سعیدی درباره اینکه قرار است چه کار کنیم میپرسد. من هم بعد از معرفی دوباره خودم شروع میکنم به تعریف کردن ماجرای کارمان.
برکههای دست ساز
بعد از کلی راهِ آسفالت و کمی هم خاکی میرسیم به مقصد. موتور میرود روی جک دو پا. اینجا یکی از مراکز فرهنگی تفریحی حاشیه کاشمر است. آقای سعیدی کنارش زمینی اجاره کرده و محل کار الانش یک سالن بزرگ گلخانه مانند است.
کلید میاندازد و وارد میشویم. هرم گرمای هوا میخورد توی صورتم. دو لاین ده تایی حوضچه تا ته سالن رفتهاند اما همان اول متوجه میشوم که انگار دوتایشان بیشتر فعال نیستند. آقامسلم میگفت: «من اینجا پرورش سنتی و صنعتی رو ترکیب کردم. هیچ جای ایران اینطوری کار نمیکنن. اکثر دوستان دیگه فقط روششون صنعتیه. زالوها رو توی بطری های 20 لیتری نگهداری میکنن ولی ما اینجا تغذیه و بخشی از نگهداری رو تو بطری داریم و بعدش دیگه نگهداریشون کاملا طبیعی میشه و میان تو این حوضچهها.»
داشتم با خودم فکر میکردم ای کاش به جای «حوضچه» اسمشان را میگذاشت «برکه». به جز توی تلویزیون و فیلمهای رازبقا هیچ وقت آبریزگاههایی با این پوششهای گیاهی ندیده بودم. تازه آن هم به طور دستساز.
فهرست:

کار اصولی و خدا پیغمبری
آقا مسلم هر چند کلمهای که بیشتر میگفت، بیشتر میفهمیدم که چقدر اینجا همه چیز روی حساب و کتاب است. وقتی پرسیدم که گیاههای توی حوضچهها رو بر چه اساسی کاشتید؟ گفت: «ببینید همه مردم فکر میکنند که خواص درمانی زالو به خاطر اون خونی هست که از بدنشون میخوره، در صورتی که یه بخش خیلی کمش اینه. مگه هر زالو چقدر اصلن میتونه خون بخوره؟ اصلش برای آنزیمهایی هست که این حیوون تو بدنش داره.»

راست میگفت. خودم هم جز همان دسته از مردم بودم. همزمان که گوشم به حرفهایش بود، چشمم ولی بین خودش و دو برکه سرسبز، رفت و برگشت میکرد. هرچه تلاش میکردم موجود زندهای توی آب نمیدیدم. حواسم را از توی آب برکهها میکشم بیرون و دوباره میگیرم سمت آقا مسلم:
_ این زالوها موقع گزشِ پوست یه آنزیم هایی وارد بدن انسان میکنن که اون آنزیم ها بشدت خواص درمانی داره. بعد زالو این آنزیم ها رو علاوه بر اینکه خودش توی بدنش تولید میکنه، از طریق پوستش هم جذب آنزیم داره. به خاطر همین به همه جا میچسبه. دیگه ما هم تحقیق کردیم که زالو از چه گیاهایی بیشتر جذب آنزیم داره چند نوع از همون ها رو توی آبشون کاشتیم.
برای این روحیه آقاسید مسلم چیزی جز عنوان این قسمت به ذهنم نمیرسد. کنجکاویام دست بردار نیست. دست آخر زبان باز میکند و سراغ کرمهای درمانگر را میگیرد.
_ الان داخل این حوضچه ها هستن دیگه درسته؟
انگار که سوالی پرسیده باشم که جوابش مثل روز روشن باشد، میگوید:
_ بله بله.
و دستش را میبرد سمت آب:
_ الان چون یکم هوا خنک شده میرن زیر، لا به لای خزهها.

بیشتر که دقت میکنم، میبینم ای دل غافل، زیر آب پر است از خزه های طبیعی. آقامسلم دست توی آب میگرداند، صدای شَلپ شَلپ توی سالن میپیچد. چند ثانیه میگذرد و کرمهای سبز رنگِ نقطه داری شروع میکنند زیر سطح آب به شنا کردن. با اشاره انگشتش چندتایشان را نشانم میدهد. دو سه تایشان را هم از آب میگیرد، کف دستش میگذارد تا بهتر ببینمشان. وقتی میخواهد برشان گرداند به برکهها، آرام روی برگهای بشقابی چاکدار رهایشان میکند. نمیخواهم منظره را از دست بدهم. دوربین گوشی را باز میکنم.
که «کار» آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
گرمای سالن قطرههای عرق را مینشاند روی پیشانیمان. آقا مسلم پیشنهاد میکند که برای ادامه صحبت برویم بیرون توی اتاق کناری که هوا بهتر است و باز برای عکاسی بیشتر برگردیم. اتاق ساده است اما مبلهایی را کنار همان سالن ساخته بود. نشستیم و من ضبط را شروع کردم.
آقاسید مسلم سعیدی متولد 61 است. قبل از اینکه وارد این کار بشود توی فروشگاه لوازم التحریر رفیقش مشغول کار بوده. اما یک روز اتفاقی تبلیغی از قاب جعبه جادویی خانه توجهش را جلب میکند. احتمالا توی آن موقعیت لبهاش را به دو طرف کج کرده و چند بار سرتکان داده که: «عجب! چه کار جالبی.»
خودش که میگفت توی بِ بسم الله به خاطر درآمدزایی و سود خوب این کار واردش شده. اما انگار ذوق آقاسید به خاطر چیز دیگر بوده.
خلاصه سال 96 پی کار را میگیرد و به واسطه شرکتی که تبلیغش را دیده بوده، دو روز توی تهران و شمال دوره میگذراند و پروسه تحقیقاتش 6 ماه طول میکشد. آقا مسلم میگفت: «کار زالو دو قسمت داره بحث تکثیرش جداست و بحث نگهداری و پرورشش هم جداست.»

در اولین تجربه کاری از 500 زالوی مولد، تکثیر را با موفقیت انجام میدهد و دوباره تعداد بالاتری را برای تکثیر بیشتر سفارش میدهد اما به تلفاتی میخورد که احساس میکند روش کار درست نیست.
این قسمت را از خود آقا مسلم میشنویم:
«وقتی برای بار دوم 2000 زالوی مولد سفارش دادم و تغذیه کردم، دیدم نگهداری اینها با روشی که شرکت به ما یاد داده بود امکان پذیر نبود. ببینید بحثی که شرکت داره تئوری یاد میده یه چیزه و کار موقع اجراش یه چیز دیگهست. به خاطر همین شرکت نتونست ما رو حمایت کنه و اونجا بود که من فکر تکثیر صنعتی و نگهداری سنتی به سرم زد.»
ماجرای احداث آن سالن بزرگ هم برمیگردد به همین ایده. آقاسید مسلم حرف جالبی زد:
_ زالو موجودیه که باید بشناسیش. دقیق بدونی چه شرایطی براش مناسبه و تنها موجود زندهای هم هست که خیلی دربارهاش کار و تجربه شده و اطلاعات آموزشی دقیق وجود نداره. الان کلا تو ایران 15 نفر هستیم که داریم با مجوز این کار رو انجام میدیم.
ماجرا هرچه از سال 96 دورتر میشود انگار دغدغه آقامسلم بیشتر از اینکه درآمدزایی باشد، این است که چطور بهترین روش کار را پیاده کند.

سیر شدم ممنون!
توی ذهنم دوباره کنجکاوی دیگری شروع کرد به آلارام دادن. آقاسید مسلم هی بین حرف هایش میگفت فلان قد زالو رو تو فلان روز تغذیه کردیم. تغذیه زالو کلا سه چهار مرتبه است و … . خلاصه که مانده بودم که این کرم ها را چطوری غذا میدهد تا اینکه دیگر مستقیم پرسیدم: «خب حالا این زالوها تغذیشون به چه شکل هست؟»
دوباره بشنویم از خود آقاسید:
«تغذیه زالو که کلا از خود خون هست. بهترین خون هم خون گاو هست که ما به شکل تازه از کشتارگاه میگیریم. حتما هم باید موقع ذبحِ حیوان با ظرف مخصوص خون گرفته بشه و رو زمین نریزه. باید تمیز و بدون آلودگی باشه. تغذیهاش هم واقعا کار سختیه. چون زالو باید برای غذا خوردن هم جسمی رو بگزه. به خاطر همین ما از روده گوسفند استفاده میکنیم. روده ها رو از خون پر میکنیم و یه چیزی شبیه سوسیس درست میشه و زالو ها با گزیدن سطح روده، خون رو تغذیه میکنن.

حالا اینم بگم به شما بد نیست. خب زالوها از ابتدایی که از تخم بیرون میان تا وقتی بالغ میشن و حالت طبی پیدا میکنن 18 ماه طول میکشه. تغذیشون هم تو فاصله های هر سه چهار ماه انجام میشه و سختی این کار دقیقا توی اینه که دیر بازده هستش. دوستان میان توی این کار صبر ندارن، میخوان زود هم به نتیجه برسن به خاطر این که یه کم اولش به تلفات می خورن زود از کار میان بیرون.
ولی ما تلاش کردیم که این مشکل رو حل کنیم. دو سال پیش که یک پروژه پژوهشی با جهاد دانشگاهی داشتیم متوجه شدیم که با فرآوری و سبک کردن خون میتونیم فاصله تغذیه ها رو کم کنیم و بازدهی زودتر اتفاق بیوفته. چون خون گاو و کلا خون خیلی سنگینه. سرشار از پروتئین و چربی و املاح مغذیه. خب وقتی حیوون 5 سیسی از این خون بخوره معلومه تا چند ماه دیگه لب به غذا نمیزنه. خداروشکر تونستیم با این کار توی وقت صرفه جویی کنیم و من الان زالو ها رو طی 4 ماه تغذیه، آماده مصرف میکنم.»

این قسمت از حرفهایش که تمام شد، اصلا انگار نه انگار که توی حاشیه یک شهرستان کوچک نشستهام روی مبل قدیمی یک اتاق نقلیِ کاری. آقاسید مسلم تا ته ماجرا را درآورده بود. اگر پایش بیوفتد جا دارد یک کتاب تالیف کند بنام: «علوم پرورشی زالو»
مثل بچه کوچیک
آقا مسلم من را فرستاد توی سالن برای عکس گرفتن و خودش گفت که میرود چای بگذارد و زود برمیگردد. دوباره وارد سالن شدم. از زاویه های مختلف چند قاب برداشتم. میخواستم بروم سر سورژه اصلی. ترفند روی آب آوردن زالوها را فهمیده بودم اما با سیستمی که آقامسلم برایم تصویر کرده بود، ترسیدم دستم تمیز نباشد و آب را آلوده کنم و سر کرمهای زبانبسته بلا ملا بیاورم.
همینطور با خودم درگیر بودم که خودش از راه رسید. انگار که زالو ها را با دست صدا کند، آوردشان بالای آب و من دست به کار شدم. همزمان دوباره شروع کردم به پرسیدن: «خب الان اینا تقریبا بالغ شدن درسته؟ کوچیکتر هاشون کجان؟»
_ کوچکترهاش رو بردم خونه برای تغذیه. میدونی زالو رو باید عین بچه کوچیک مراقبت کنی. تغذیه یه جور، نگهداری یه جور.
با دست اشاره میکند به یک دانهشان که دارد زیرآبی میرود.
_ نگاه الان داره چه کیفی میکنه. زالو دوست داره اینور و اونور بچرخه بازی کنه. به خاطر همین از یه جایی به بعد دیگه توی بطری نگهشون نمیدارم. تا الان هم بهترین نتیجهها رو گرفتم. خیلی هم تو کار تبلیغ و اینا وارد نشدم. تنها جایی هم که برای فروش گذاشتم باسلامه و هرکس هم تا الان سفارش داده راضی بوده.
زالوها کمی ادا در میآورند و توی ژست درست گرفتن همکاری نمیکنند. مدام از برگهای روی آب خودشان را لیز میدهند و فرو میروند لای خزه های ته برکه. صحبتمان رفته رفته کوتاه میشود و سرگرم شکار لحظه ها میشویم.


استان خراسان رضوی
درود بر شما, خیلی باظرافت و پشتکار، این کارها هنر میخان
سلام
درود بر شما و صداقت و پشتکارتون
سلام وخدا قوت.
آموزش هم میدید؟چطور میتونم از شما اطلاعات بگیرم.ممنونم.
خیلی خوب بود
سرود ودرود برشما،واقعا این بحث زالوپروری۱مقوله جالبه همینکه میگن درمان میکنن چون درطب سنتی خیلی اینکارشروعشده وجوابمیده،یادم میادبچه که بودم سرچاهی که مخصوص آب گوسفندهابودمیرفتیم ازاین زالوها توبرکه واب چاه بودن ومابرمیداشتیم میکشتیم چون تو دماغ گاو وگوسفندوخرو قاطرهامون میرفتن،الان باخودم فکرمیکنم که ای وای نکنه اون زالوها درمانی بودن ومردم ماخبرنداشتن،زیادحرفزدم این اولین مطالبی بود وخیلی مفیدبودکه راجع به زالوهای درمانی میخوندم
سلام ،بحث زالو خیلی برام جالب بود
بسیار عالی و مفید واقعا مطالب آموزنده ای بود آرزوی موفقیت های بزرگ برای آقا سید مسلم همشهری عزیز
سلام خدا قوت،جالب بود”
پرورش زالو ، فوق العاده برام جالب بود تازگی داشت. خدا قوت آقای سعیدی
خسته نباشین. بسیار عالی بود. مخصوصا نحوه تغذیه این حیوونای درمانگر از خون گاو . برام تازگی داشت