مواد غذایی
خانه و آشپزخانه
لطفا شهر و استان خود را انتخاب کنید
دست سازه و زیورآلات صحرا
دست سازه و زیورآلات صحرا

دست سازه و زیورآلات صحرا

دست سازه های صحرا داستان دختری است که از رویاهایش، قصه می بافد
و قصه ها را بر شیشه ها و سنگ ها نقش میکند.
صحرا، داستان رویاهای من است...
10 ماه در باسلام
212 محصول
+70 فروش
آخرین فعالیت
34 دقیقه پیش
خانم حبیبی
غرفه‌دار: خانم حبیبی
بافت كرمان
خانم حبیبی
كرمان، بافت
10 ماه در باسلام
212 محصول
+70 فروش
آخرین فعالیت 34 دقیقه پیش
پیام غرفه‌دار: با وارد کردن کد زیر در صفحه پرداخت، 20 درصد تخفیف دریافت کنید:
best555

محصولات

غرفه دست سازه و زیورآلات صحرا

درباره

غرفه دست سازه و زیورآلات صحرا

قصه محصول

به هم نشینی متوازن اشیا فکر کرده اید؟
به اتفاقی نبودن اتفاق های ساده زندگی هایمان؟

در خیال من اشیا روایتگر قصه های تازه اند.
هرکدام صحنه ای از یک داستان را به تصویر می کشند و کنار هم قرار گرفتنشان معنایی دارد.

آرزو های کوچک شیشه ای ام را دیده اید؟
یا جعبه های ساده یکرنگ؟
برق نگاهتان را به برق ظریف زنجیرهای طلایی و نقره ای دوخته اید؟
نگاهتان را بشویید و دوباره بنگرید.
به ظرافت داستان گونه اتفاقات اشیا...

درباره یک زندگی

دانشگاهم که تمام شد از تهران به شهر کوچک زادگاهم برگشتم و تازه آن‌وقت بود که فهمیدم همه چیز تغییر کرده.

در دانشگاه از فعال‌ترین اعضای تشکل بودم و سردبیر و عضو هیئت‌تحریریه نشریات دانشجویی.
سرم همیشه به کاری گرم بود و مشغول بودم اما حالا که درسم تمام شده‌بود و به خانه برگشته‌بودم چند سال گذشته‌بود و ارتباطم را با همه دوستانم از دست داده‌بودم.
در یک شهر کوچک دایره مشاغل انتخابی چندان بزرگ نیست؛ مخصوصا اگر یک دختر جوان باشید که به تازگی تحصیلاتش را تمام کرده و هیچ سابقه کار یا سرمایه اولیه‌ای هم ندارد و از انجام دادن کارهای تکراری و روزمره کارمندی هم فراری است.

وضعیت حوصله‌سربر و کلافه کننده‌ای بود اما باید کاری می‌کردم.
عزمم را جزم کرده‌بودم که دوباره دانشجو شوم و این بار در یک رشته متفاوت.
تا کنکور حدود یک سالی فاصله داشتم و باید سرم را به کاری گرم می‌کردم.
با شروع کرونا و قرنطینه اجباری، کار ساخت زیورآلات را که مدتی بود به صورت آماتور شروع کرده‌بودم با جدیت بیشتری دنبال‌کردم.
ساختن چیزهای ساده و خلاقانه، علاقه همیشگی من بود و دلم می‌خواست روزی فرصتی پیدا کنم تا با خیال راحت ایده‌هایی که در ذهنم بود را عملی کنم.
از طرفی همیشه هدیه‌دادن به دیگران را دوست داشتم و دلم می‌خواست هدیه‌های جالبی به دیگران بدهم که تکراری و کسالت‌آور نباشند و معنای خاصی برای من و هدیه گیرنده داشته‌باشند.
کارم را با کلیپ‌های اینستاگرام و سایت‌های آموزش زیورآلات شروع کردم.
مواد اولیه را از خرازی های شهر می‌خریدم و سعی می‌کردم با آموزش های اینترنتی و خلاقیت خودم زیورآلات جدیدی بسازم.
فروش محصولاتم را با یک پیج اینستاگرام شروع کردم.
اوایل به تقلید از سایرین عکس تولیداتم را می گذاشتم و گاه‌به‌گاه ویدئوهای اینترنتی از خلاقیت‌های ساده و جالب و با اینکه تعداد فالوئر و لایک نسبتا خوبی داشتم اما دریغ از یک فروش!
به مرور زمان فهمیدم فروش در اینستاگرام ترفندهای خودش را دارد و بیشتر از تعداد لایک و فالوئر، این اعتماد‌سازی است که اهمیت دارد.
تقریبا همزمان با قبولی در دانشگاه، با بازار باسلام آشنا شدم و از اینجا به بعد مسیر تجارت کوچک من تغییر کرد.
حالا مشتریان واقعی و بیشتری داشتم و چون محصولاتم نسبتا خلاقانه و جدید بود استقبال خیلی خوبی را تجربه کردم.
این استقبال بیشتر به من یاد داد که اگر می‌خواهم یک کسب‌وکار موفق داشته‌باشم باید به نیازهای مشتری توجه بیشتری کنم.
باید همه‌چیز را از زاویه نگاه یک خریدار اینترنتی می‌دیدم که نمی‌تواند به سادگی اعتماد کند و چه‌بسا تا به حال خریدهایی انجام داده که تصویر محصول با چیزی که به دستش رسیده فرسنگ‌ها فاصله داشته!

هر سفارش جدید نگاه مرا نسبت به کاربرد دست سازه‌هایم تغییر می‌داد و گامی بود به سمت حرفه‌ای شدن.
به وجود آوردن یک چیز تازه لذت‌بخش‌ترین قسمت زندگی من است.
و ساختن هر مدلی که مد نظر شماست ولی در لیست محصولات غرفه نیست، بی‌نهایت مرا خوشحال می‌کند.
آنچه در این غرفه می‌بینید حاصل همکاری من و دیدگاه‌های شماست که امیدوارم با نظرات و همراهی‌تان روزبه‌روز بهتر و زیباتر شود.
 

درباره یک مکان

در دل صحرا، کوهستانی است و در پای کوه مردمانی به زندگی مشغول.
ساده، سخت اما سبز...
این غرفه در سراسر اینترنت