مواد غذایی
خانه و آشپزخانه
لطفا شهر و استان خود را انتخاب کنید
گالری تزیینات سرو

گالری تزیینات سرو

طرح های جدیدی از تزئینات و دکوراسیون اتاق ها،آشپزخانه، پذیرایی، سرویس بهداشتی و...
که سعی شده در کیفیت و قیمت مناسب و در دسترس تری عرضه بشه.
5 ماه در باسلام
40 محصول
+10 فروش
آخرین فعالیت
در 3 ساعت
علی پناهی
غرفه‌دار: علی پناهی
کرج البرز
علی پناهی
البرز، کرج
5 ماه در باسلام
40 محصول
+10 فروش
آخرین فعالیت در 3 ساعت
پیام غرفه‌دار: سلام دوستان،✋
شب و روز زمستونیتون بخیر⛄❄
یه نکته بگم شاید براتون سوال باشه.یا تو غرفه های دیگه هم دیده باشید.
شرکت پست، پست سفارشی رو جمع کرده و ارسال محصولات ناچاراً فقط با پست پیشتاز انجام میشه.
آره
همین دیگه...😐
برید ادامه بازار گردی مجازیتون.👏🙋
گالری سرو😊

درباره

غرفه گالری تزیینات سرو

قصه محصول

🔹محصولات به دقت و وسواس خودشون ساخته میشن.
🔸در غرفه سعی شده مشخصات محصول از قبیل حجم واقعی و سایر جزئیات کار رو، در قالب عکس های متعدد نشون بدیم.تا شما هم انتخاب مطمئن تری داشته باشید.
🔹در ضمن اگر درباره دکوراسیون و محصولات تزئینی سوالی دارید،میتونید از بخش «گفت و گو» بپرسید و ما هم در حد تجربه مون کمکتون میکنیم.فرقی هم نداره که محصول غرفه ما باشه یا نه.
اینم آدرس صفحمون در اینستاگرام:
@gallery_sarv1
فعلا یاعلی✋

درباره یک زندگی

یه زندگی معمولی، که صبح بری دانشگاه تا شب. سرما و گرما، مواقعی هم که خونه ای یا تو کتابی یا تلویزیون یا گوشی و شب هم از بس در طول روز خوابیدی، خوابت نمی‌بره.
🔹ولی الان شب ها خسته ترم.{خدا رو شکر}
🔸ذهنم پر از کارا و برنامه هایی که میخام انجام بدم.{به شرط حیات}
🔹درسام به اندازه، یه کم با کتاب، تلویزیون به اندازه، فضای مجازی هم فعلا زیاده البته به خاطر این کار، ولی کم تر میشه.و خیلی از وقتای مرده که الان با این کار پر شده.
ولی همه این کارا یه شرط داره، ⬅️ { ان شاء الله}

درباره یک مکان

این باسلامم یه چیزایی داره هاا !!
آخه چی بنویسم اینجا🙄
یه چی مینویسم یه کم نمک دار. به بزرگیتون ببخشید دیگه.

💠این داستان، غیر واقعی است و همه اسامی وشخصیت ها خیالی و حاصل بافته ذهن نویسنده ی محترم (مدیر محترم غرفه😊) میباشد. و هرگونه تشابه اسامی، به ما ربطی نداره. 🙈
❇️با تشکر از غرفه {گالری تزئینات سرو} حامی هنر این سرزمین.😉
]]
به نام خدا

- همه چی از هیچی شروع شد(چی گفتم خودم حال کردم😅)
صفره صفر.0️⃣
بعد از ورشکستگی و کلی بدهکاری، هر روز دربه در و فراری از این شهر به اون شهر از دست طلبکارا
یه روز که دیگه پول خرید بلیط اتوبوس برا فرار رو هم نداشتم. تصمیم گرفتم ین زندگی مارکوپولویی تموم کنم.
ته جیبم یه هزار تومنی بود خواستم برم یه یه دونه گوجه بگیرم🍅 تا بفروشم با پولش دوتا گوجه بگیرم🍅🍅 و بعد بفروشم سه تا گوجه بگیرم🍅🍅🍅 و بعد یه میدون میوه بزنم.
آخ ببخشید یادم رفت نیسانو بنویسم قبل از میدون میوه تره بار باید یه نیسان آبی بگیرم.😉
وبا سودش گوجه بیشتری بگیرم، ولی شانس من فصل زمستون بود و قیمت گوجه کیلو 12 شده بود شانس نداریم که😕
نامید نشدم و رفتم اندازه هزار تومن پیاز گرفتم ولی وقتی به ساعتم نگاه کردم دیدم وقته ناهار منم که پولی نداشتم مجبور شدم همون چند تا پیاز رو بخورم اونم با گریه🌰🥴😩
اینم از بیزینس ما. 😏
گفتم بابا باز برم زندان حداقل شام و ناهارم تعمینه. و پیاز خور نمیشم.
به خاطر همین رفتم خودمو معرفی کردم.🚶‍♂️
بعد یه دفعه یه ارث کلون از یه عموی پیر و پولدار که هیچ کسی رو نداشت و یه دفعه یاد برادر زاده ی عزیزش افتاد. بهم رسیدوو پول دار شدم.
این داستان ادامه ندارد.... ✖️
❇️با تشکر از غرفه {گالری سرو} حامی مالی این داستان.]]
این غرفه در سراسر اینترنت