بازارچه‌ها

بازارچه‌ها
راسته خدمات محتوایی راسته خدمات و آثار گرافیک راسته بازی و سرگرمی راسته کتاب و مجله راسته اپلیکیشن و بازی رایانه‌ای راسته لوازم التحریر
راسته زیورسازان راسته سفالگران راسته حصیربافان راسته نجارها راسته شیشه‌گران راسته بافندگان راسته نگارگری راسته قالی بافان راسته عروسک سازان راسته فلزکاران راسته دوزندگان راسته چرم دوزان راسته کاردستی
راسته پوست و مو راسته آرایشی راسته بهداشت فردی
راسته سبزی خشک راسته گیاهان دارویی راسته عرقیات و شربت‌ها راسته روغن‌های درمانی راسته مرهم‌های گیاهی راسته دم نوش‌ها راسته سویق و قاووت
راسته سبزی خشک راسته سرکه و آبلیمو راسته میوه خشک راسته شیرینی، آجیل و خشکبار راسته پروتئین و لبنیات راسته حبوبات و برنج راسته عسل و فراورده های آن راسته خرما و کشمش راسته ادویه و چاشنی‌ها راسته اَرده و شیره راسته روغن‌های خوراکی راسته زیتون و ترشی و مربا راسته غذای خانگی راسته میوه و سبزی راسته نان و غلات راسته چای و قهوه و شکر
راسته کیف و کفش راسته پوشاک مردانه راسته پوشاک کودکان راسته لباس ورزشی راسته پوشاک زنانه
راسته تزئینات راسته گل و گیاه راسته شوینده‌های طبیعی راسته لوازم آشپزخانه راسته اتاق خواب راسته اتاق بچه
ارسال رایگان ویژه سفارش‌های داخل اپلیکیشن
دریافت لینک دانلود اپلیکیشن
قفل‌های تزئینی ـ‌ هنری کیانی
قفل‌های تزئینی ـ‌ هنری کیانی

قفل‌های تزئینی ـ‌ هنری کیانی

محصول خاص برای مشتری‌های خاص
کیانی‌ها از تکرار و تکراری‌سازی بیزارند
فروش کل غرفه: کمتر از 10 تاسیس: 1 اسفند 95
غرفه‌دار: آقای کیانی
اصفهان

محصولات

غرفه قفل‌های تزئینی ـ‌ هنری کیانی

قفل عقرب

فقط 2 عدد باقی‌مانده
100000 تومان

قفل خرگوش

فقط 2 عدد باقی‌مانده
100000 تومان

قفل مرغ و خروس

فقط 2 عدد باقی‌مانده
250000 تومان

درباره

غرفه قفل‌های تزئینی ـ‌ هنری کیانی

قصه محصول

در یکی از قدیمی‌ترین خیایان‌های اصفهان، خانه‌ای هست که در روزگار عجله و بی‌حوصلگی و بی‌وقتی، در آرامش و با حوصله و صبر، میزبان چند هنرمند اصفهانی است. در اتاق نه‌چندان بزرگی با دیوارهای آجری و تاقچه‌های محرابی‌ که با تفنگ، شمشیر، قفل‌های سنتی، کوبه‌ در، گلابدان فولادی و… تزئین شده، استاد حسن کیانی روی تشکی نشسته و به بالش قرمز رنگی تکیه داده است و در حالی که دور و برش ده‌ها سوهان، قیچی، اره آهن‌بر، انواع انبردست و سمبه و ده‌ها وسیله دیگر ریخته است و سندانی در میان همه آن‌ها خودنمایی می‌کند، مشغول کار است. صادق و سعید نیز در همین اتاق، هر کدام میز کاری دارند و می‌سابند و می‌کوبند و جوش می‌دهند و از لای فولاد، مس و برنز و گاهی طلا و نقره، قفل‌ها و تندیس‌هایی به شکل خروس، مرغ، پازن، عقرب، خرگوش و… وسایل تزئینی دیگری مثل سرمه‌دان، اصطرلاب، سنجاق سر و گردنبند در می‌آورند.
هنر دست این سه هنرمند، زمانی وسيله‌های مورد استفاده همه مردم بود و حجره‌ها و صندوقچه‌ها را با همین قفل‌ها می‌بستند ولی حالا دیگر به آثار هنری خاص تبدیل شده است با مشتری‌های کم‌تعداد و خاص. کیانی‌ها مغازه ندارند و کارگاهشان هم ویترین ندارد ولی هنردوستان قدیمی، کلکسیونرها (مجموعه‌داران)، موزه‌های معتبر و هنرشناسان ریشه‌دار داخلی و خارجی، ارزش و قدر کار آن‌ها را می‌دانند و پیش آن‌ها می‌آیند. گاهی حتی از آن سر دنیا مشتری عاشقی پیدا شده و با اصرار، کار آن‌ها را خریده و به کشورش برده است.
هر قفلی داستانی و معنایی دارد. قفل عقرب، نماد یکی از صورت‌های فلکی است. قفل خروس، نشان ملی فرانسوی‌هاست و مشتری‌های اصلی‌اش هم از فرانسه می‌آیند. بعضی قفل‌ها حرز دارند و بعضی دیگر به اعتقاد سنتی برخی، اگر همراه زن باردار باشد، فرزندش را از سقط شدن محافظت می‌کند. حتی یکی از قفل‌ها که در واقع گردنبند است، یک قلب فولادی است که برای باز شدنش نیاز به چهار کلید متفاوت دارد و باز کردنش هزار قلق دارد و مهارت می‌خواهد.
با این که بعضی کارها روکش طلا دارد، ولی قیمت‌ها را بر اساس وزن طلا و فلزی که به کار رفته، انتخاب نمی‌کنند. ارزش هر کار به هنری است که در خود دارد، وقت و چشم و دقتی که برای آن صرف شده، عشقی که لای حکاکی‌ها، انحناها، جوش‌ها، پیچش‌ها و اتصالات فلزی آن نهفته است. خیلی از کارها با این که تولیدکننده و خریدار می‌دانند همین امسال ساخته شده است اما مانند عتیقه خرید و فروش می‌شود و یک‌راست می‌رود سفر و توی ویترین موزه‌ای یا کلکسیون گران‌بهایی از اشیاء عتیقه می‌نشیند.
کار خانواده کیانی، تولید محصول خاص، با هنر خاص برای مشتری‌های خاص است و همیشه مشتری‌های خاص، هنر مورد پسند خود را هر جای دنیا که باشد، پیدا می‌کنند؛ حتی اگر در خانه‌ای بدون ویترین و در یکی از کوچه پس کوچه‌های دردشت اصفهان باشد. خیلی از مشتری‌ها پرسان پرسان از قاره‌ای دیگر تا این جا آمده‌اند. بعضی از مشتری‌ها مدیران موزه‌هایی هستند که اشیاء عتیقه‌ موزه‌شان را برای مرمت می‌فرستند ایران، پول خوب می‌دهند و راضی و خوشحال، عتیقه‌شان را به کشورشان بر می‌گردانند.
کیانی‌ها تولید انبوه نمی‌کنند؛ چون آن‌ها که از کیانی‌ها خرید می‌کنند، عاشق همین خاص بودن کارها می‌شوند. و جنسی که تولید انبوه شود، دیگر خاص نیست و به درد موزه، گالری و مجموعه‌داری (کلکسیون) نمی‌خورد. خیلی از کارها فقط چهار ـ پنج نسخه دارد و بعضی از کارها که خیلی خاص‌تر است، تک است و کسی که آن را بخرد، تنها کسی خواهد بود که چنین اثری را مالک می‌شود؛ مگر این که دست به دست بچرخد و از یک گالری به گالری دیگر و موزه‌ها و کلسیون‌های شخصی دیگر برود. برای همین، کیانی‌ها نمی‌توانند کارهای دیروز و پریروزشان را امروز و فردا و پس‌فردا هم تولید کنند. هر روز باید یک قدم جلوتر بروند و هنر امروزشان باید بهتر از دیروزشان باشد، تا بمانند و کسب و کارشان ادامه پیدا کند. خاص بودن، رمز بقاء و حیات هنر کیانی‌هاست.

درباره یک زندگی

استاد کیانی از کودکی با آتش و فلز، اُخت بوده است. در سنین نوجوانی، وقتی همه مردهای روستا تفنگ داشته‌اند، پدرش اجاره نمی‌داد تفنگ داشته باشد، ولی او که عشق تفنگ بوده، آن قدر تلاش می‌کند تا بالاخره از همان آتش و فلز، تفنگی برای خودش می‌سازد و با تفنگ دست‌سازش تیر می‌اندازد و شکار می‌زند و بعدها تفنگ‌سازی به کسب و کارش تبدیل می‌شود و تا مدت‌ها برای شکارچیان و خلق‌الله تفنگ می‌سازد. سال‌ها بعد وقتی یک تفنگ اروپایی برایش می‌آوردند تا تعمیر کند، متوجه می‌شود آن چه در نوجوانی‌اش ساخته است،‌ تقریباً همان سازوکاری را دارد که تفنگ‌های اروپایی دارند. ولی روزگار عوض شد و نگرانی تیرهایی که از تفنگ‌های ساخت او شلیک می‌شده است و نیز احساس مسئولیت وادارش می‌کند تفنگ‌سازی را و تفنگ دست‌ساز خودش را ببوسد و بگذارد کنار تاقچه و از آن به بعد، با همان دست‌ها و همان مهارت، می‌نشیند روی تشک و تکیه می‌دهد به دیوار و شروع می‌کند به قفل‌سازی.
امسال (1395) که ۴۷ سال از ساخت آن تفنگ گذشته است، فولاد، برنج، برنز، طلا، نقره، مس و... در دستانش مانند موم، نرم می‌شوند و قفل‌های سنتی و هنری به شکل‌های مرغ، پازن، عقرب، خرگوش، خروس، ماهی و… از دلشان بیرون می‌آیند؛ قفل‌هایی که متعلق به پرتنوع‌ترین میراث قفل‌سازی دنیا هستند، ولی امروز دیگر با صنعتی شدن قفل‌ها، کارکرد تزیینی و آیینی پیدا کرده‌اند و اغلب نظر هنردوست‌ها و کلسیونرها و موزه‌داران دنیا را به خودش جلب می‌کنند.
صادق و سعید، دو پسر استاد، شاگردان اصلی و میراث‌داران هنر او هستند و آن قدر کنار دست پدر کار کردند و زحمت کشیدند تا بالاخره کار دستشان از مرزهای ایران هم گذشت و به موزه‌های اتریش، انگلیس و آمریکا هم رسید و نه‌تنها درجه دو هنری وزارت ارشاد را گرفتند، بعدها بعضی از کارهایشان مهر اصالت یونسکو را هم دریافت کرد. حالا دیگر تندیس «همای هنر» هم هر سال در این کارگاه کوچک ساخته می‌شود.
سعید، پسر کوچک‌تر استاد، می‌گوید از درآمد کارش راضی است و پول خوبی درآورد، ولی چیزی که او را از هفت صبح به کارگاه می‌کشاند و تا ساعت ده شب مشغولش می‌کند، پول نیست؛ لذتی است که از ساختن این قفل‌ها می‌برد. کارش را آن قدر دوست دارد و آن قدر به مشتری‌هایش تعهد دارد که حتی خیلی از روزهای تعطیل را هم می‌آید کارگاه و تا شب کار می‌کند.
کیانی‌ها آن قدر با فلز کار کرده‌اند که میان همین قفل‌سازی‌ها گاهی به چیزهای دیگری هم رسیده‌اند؛ مثلاً توانستند سیستم نظارت بر اکسیژن محیط (ODS) برای بخاری‌های گازسوز بسازند و به شرکت‌های بزرگ تولیدکننده وسایل گرمایشی گازسوز بفروشند. حتی اختراعاتی مرتبط با صنعت خودروسازی ثبت کنند.
کیانی‌ها به کسب و کار خودشان مطمئن هستند و نگران رقابت نیستند. بر خلاف بسیاری از دیگران که فنون و رموز کار خود را مخفی می‌کنند تا به نفع خودشان بازار انحصاری ایجاد کنند، استاد کیانی و پسرانش با روی گشاده می‌گویند هر کسی بخواهد، به او هنر فلزکاری و قفل‌سازی سنتی ایران را آموزش می‌دهند. اما خیلی‌ها آمده‌اند و دوام نیاورده‌اند. هنر قفل‌سازی سنتی، ترکیبی از ده ـ دوازده مهارت مختلف مانند حکاکی، جوش‌کاری، منبت‌کاری، مشبک‌کاری، سوهان‌کاری، قلمزنی و… است و مسلط شدن به همه این مهارت‌ها و توانایی‌ها زمان و حوصله می‌خواهد؛ چیزی که این روزها کمتر پیدا می‌شود… .

درباره یک مکان

استاد کیانی تا مدت‌ها در خانه کار می‌کرد؛ کنار همسر و فرزندانش. آن قدر جلو چشم خانواده‌اش کار کرد که خانواده‌اش هم هنرمند شدند و حالا همسر او و صادق و سعید هم هر کدام برای خودشان مهارتی در دستان خود دارند.
حالا ولی کیانی‌ها دیگر در خانه قبلی کار نمی‌کنند و خانه جدیدی پیدا کرده‌اند. «خانه جواهری‌ها» که از خانه‌های قدیمی اصفهان است و جزء میراث فرهنگی این شهر محسوب می‌شود، مدتی است که میزبان استاد کیانی و پسرانش و گروه‌های دیگری از هنرمندان است.
با آمدن کارگاه فلزکاری کیانی و گروه‌های دیگری که میناکاری می‌کنند یا سازهای چوبی می‌سازند و چند گروه دیگر، روح تازه‌ای در خانه جواهری‌ها دمیده شده است. هنوز خیلی از اصفهانی‌ها شاید از خانه جواهری‌ها خبر نداشته باشند، ولی همین خانه کوچک و همین کوچه‌پس‌کوچه‌های قدیمی در محله دردشت اصفهان، برای بسیاری از هنرمندان، هنردوستان و صاحبان موزه‌ها و گالری‌های هنری سراسر دنیا شناخته شده است و نشانی آن را به خوبی می‌دانند و همچنان، استاد کیانی روی همان تشک کهنه می‌نشیند، می‌تراشد، می‌سازد، شکل می‌دهد و نمی‌گذارد که شمع این هنر خاص و بی‌نظیر، خاموش شود.

ارزشش را دارد

فلزکاری هنری و ساخت قفل‌های سنتی، کار دشواری است و یادگیری‌اش سال‌ها زمان می‌برد و نیاز به صبر، حوصله و همت زیاد دارد. کیانی‌ها از کار قفل‌سازی درآمد خوبی دارند، اما آن چه بیشتر از پول و درآمد برایشان ارزش دارد، این است که به هنر دست‌های آن‌ها، نام ایران تا آن طرف این کره خاکی هم می‌رود و فرهنگ کهن ایرانی، همچنان جای خود را میان زیبایی‌های جهان حفظ می‌کند.

نظرات کاربران

غرفه قفل‌های تزئینی ـ‌ هنری کیانی
هدیه - صفحه اول - بازار باسلام