مواد غذایی
خانه و آشپزخانه
لطفا شهر و استان خود را انتخاب کنید
محصولات بهداشتی نبوی
محصولات بهداشتی نبوی

محصولات بهداشتی نبوی

*فروش محصولات بهداشتی پوست و مو و مشاوره تخصصی قبل از خرید*
9 ماه در باسلام
239 محصول
+100 فروش
آخرین فعالیت
1 روز پیش
جواد نبوی
غرفه‌دار: جواد نبوی
کرمانشاه
جواد نبوی
کرمانشاه
9 ماه در باسلام
239 محصول
+100 فروش
آخرین فعالیت 1 روز پیش
پیام غرفه‌دار: *مشاوره رایگان قبل از خرید انجام می شود. حتما قبل از ثبت سفارش برای دریافت پرسشنامه از قسمت پایین سمت چپ وارد بخش گفتگو با غرفه دار بشید*

محصولات

غرفه محصولات بهداشتی نبوی
تمام شد
لبو شیرین خانگی
17٪
ناموجود
تمام شد
عطر شکوفه سنجد
23٪
ناموجود
تمام شد
عطر طبیعی مریم
12٪
5 (4 نظر)
ناموجود
تمام شد
عطر طبیعی گل نرگس
25٪
5 (1 نظر)
ناموجود
تمام شد
پودر لبو
20٪
3 (1 نظر)
ناموجود

درباره

غرفه محصولات بهداشتی نبوی

قصه محصول

یه روز که توی فضای مجازی مشغول گشت و گذار بودم یه مطلبی توجه منو به خودش جلب کرد، دعوت یه خانوم فروشنده که مثل خودش که یک مشاور و فروشنده موفق بود، پا به عرصه مشاوره و فروش مواد آرایشی، بهداشتی درمانی با کیفیت بذارم و غرفه بزنم و من هم دعوت ایشون رو قبول کردم و الان محصولات آرایشی، بهداشتی درمانی با کیفیت رو با شش برند کاملا معتبر و شناخته شده برای شما عزیزان توی غرفه ی خودم به اشتراک گذاشتم و به لطف خدا غرفه کسب و کار موفقی رو اداره میکنم.
به امید خدمت به شما و رضایت پیش از پیشتون

درباره یک زندگی

زندگی مانند یک آیینه است.
انعکاس هر آنچه که هستی!
لبخند تو، تلاش تو، پشت کار تو
زندگی پر از زیبایی است یک داستان زیبا آمیخته با تلاش و کوشش تو برای زیبا تر کردنش
زندگی همانند ستاره ها و مهتاب زیباست اما گاهی ابری میپوشاند زیبایی رخ ماه را.
تلاش کردن برای دور کردن ابر سیاه از چهره ی ماه تنها وظیفه ی آدمیست
زندگی زیباست اما سخت نیز.

زندگی مانند دوچرخه سواریست
برای حفظ تعادلت باید حرکت کنی، نایستی، بدون واهمه و ترس به راهت ادامه بدهی.
آدمی گاهی پیروز میشود در بازی زندگی و گاهی شکست میخورد
اما در این نبرد
حق توست که بخندی
زیبا باشی
عاشق شوی
و...
خودت را دوست بدار
و عاشقانه زندگی کن
برای بهتر شدن حالت تلاش کن

درباره یک مکان

مردمی که هشت سال جنگ را زیر گرمای آتش و توپ و تانک زندگی کرده اند را از گرمای طاقت فرسای این شهر چه باک است.

مردمانی با اصالت و سخت کوش و مهربان دارد دیار من...
مردمی که هشت سال دفاع مقدس را جانانه و استوار پشت سر گذاشتند و تازه شهر روال عادی زندگی را آغاز کرده بود که در شبی سرد زمین تکانی خورد و شهر من ویران شد.
زلزله شد بلای جان خانه هایی که هزاران نفر دل به سقف محکمش خوش کرده بودند اما ...
شهر زیبایی که تابستان های گرم دارد و زمستان های سرد...
شهری که باغ های روستای پیرانش در فصل بهار از گوجه سبز های خوشمزه و در فصل تابستان خوشه های سیاه ِ انگور خود نمایی میکنند .

این بار اما زمین با خمیازه ای که کشید رخت سیاه بر تن مردمانش پوشانید از داغ عزیزان این شهر ...

اما کورد ها ریشه دارند، سبز می شوند حتی از زیر آوار...
کورد ها غیرت دارند، آباد می کنند هر خرابی را ...
دوباره می سازند زندگی زیبا را ...
راه می اندازند کسب و کارشان را...
دوباره صدای آواز فروشندگان میوه در بازار روز و صدای خروشیدن آب رودخانه بایک دیگر ترکیبی جالب می سازند.

بوی نان تنوری زنان شهرم دوباره کوچه ها را پر می کند
و شهرم بعد از سه سال دوباره سبز می شود.

مغازه هایی که نمای چیت های دستباف را به رخ می کشاند دوباره کرکره هایشان را بالا می کشند

و زندگی در شهر من هنوز هم ادامه دارد ....