بازارچه‌ها

بازارچه‌ها
راسته روغن‌های خوراکی راسته شیرینی، آجیل و خشکبار راسته عسل و فراورده های آن راسته حبوبات و برنج راسته ادویه و چاشنی‌ها راسته اَرده و شیره راسته چای و قهوه و شکر راسته میوه خشک راسته پروتئین و لبنیات راسته زیتون و ترشی و مربا راسته خرما و کشمش راسته نان و غلات راسته غذای خانگی راسته میوه و سبزی راسته سرکه و آبلیمو راسته سبزی خشک
راسته گیاهان دارویی راسته روغن‌های درمانی راسته مرهم‌های گیاهی راسته عرقیات و شربت‌ها راسته سویق و قاووت راسته دم نوش‌ها راسته سبزی خشک
راسته بهداشت فردی راسته پوست و مو راسته آرایشی
راسته زیورسازان راسته کاردستی راسته بافندگان راسته فلزکاران راسته عروسک سازان راسته نجارها راسته دوزندگان راسته قالی بافان راسته چرم دوزان راسته سفالگران راسته شیشه‌گران راسته نگارگری راسته حصیربافان
راسته کیف و کفش راسته پوشاک زنانه راسته پوشاک مردانه راسته پوشاک کودکان راسته لباس ورزشی
راسته کتاب و مجله راسته بازی و سرگرمی راسته خدمات محتوایی راسته لوازم التحریر راسته خدمات و آثار گرافیک راسته اپلیکیشن و بازی رایانه‌ای
راسته لوازم آشپزخانه راسته تزئینات راسته شوینده‌های طبیعی راسته اتاق خواب راسته گل و گیاه راسته اتاق بچه
سپهر امید
سپهر امید

سپهر امید

طراحی و تولید اسباب بازی و ابزارهای کمک آموزشی
100٪
نمره غرفه
فروش کل غرفه: +70 تاسیس: 15 تیر 96 آخرین فعالیت: 19 ساعت پیش
میبد ، یزد
پیام غرفه‌دار: ابزارهای آموزشی آریو، یادگیری ریاضی را برای کودک شما جذاب تر می کند!

درباره

غرفه سپهر امید

قصه محصول

عاشق بازی کردن با بچه ها هستم، وقتی دنبال سرگرم کردن بچه هام بودم تا شاد باشن و چیز جدیدی هم یاد بگیرن با پیشنهاد همسرم چندتا پازل چوبی درست کردیم، پازل هایی که از بقیه پازل ها متفاوت بودن ...برای اون پازلها 5کارایی تعریف کردم ،حتی با بچه هام با استفاده از اون پازل ها کاردستی و کلاژ درست می کردیم. وقتی دیدم کار خوبی شد، تصمیم گرفتیم چند تا دیگه از اون پازل ها رو درست کنیم و به یک فروشگاه ببریم. تو قدم اول 1000 عدد تولید کردیم ولی کار مونتاژ و بسته بندی اونها در خانه با کمک بچه هام، همسرم، مادرم و مادر همسرم حدود دو ماه و نیم طول کشید!
دیگه آخر تابستان بود و از هدفگذاری مون برای پر کردن اوقات فراغت بچه های شهرمون خیلی عقب موندیم!! من مانده بودم و هزارتا پازل گوشه اتاقم ....بچه هام دیگه از بس پازل سر هم و مونتاژ کرده بودن از اسم پازل هم بدشون میومد!
طرح پازلم رو در شورای نظارت بر اسباب بازی ثبت کردم، برای نحوه استفاده اش یک بروشور رنگی طراحی کردم. برای فروش فکر جدیدی کردم ،پازل ها رو که در 11طرح حیوان آماده کرده بودیم در بسته های 33 تای آماده کردم و توی ماشین گذاشتم هر روز از صبح تا ظهر هر بسته ای رو توی چند تا مهد و مدرسه میگذاشتم و معرفی میکردم...
بالاخره 1000 تا پازل بعد چند ماه فروش رفت. و حالا من مانده بودم و کوله بار کوچکی از تجربه تولید، فروش و البته نیازسنجی که در این تجربه به دستم آمد... من پای صحبت معلم هایی نشسته بودم که از ضعف دانش آموزان در یادگیری ریاضی و از کمبود ابزارهای آموزش ریاضی می گفتن...
این بود که من طراح و تولید کننده شدم. عشق و علاقه من به بچه ها، ریاضی و تلاش برای آموزش آنها، مرا به سمت طراحی و تولید ابزارها و اسباب بازیهای آریو کشاند تا بچه ها با شادی از یادگیری ریاضی لذت ببرند...
برای بهبود، اصلاح و تولید محصولات از تخصص جوانان تحصیلکرده از جمله دکترای روانشناسی، کارشناس آموزشی، کارشناس گرافیک و طراحی دوخت ،مهندس مکانیک و مهندس صنایع و نظرات ارزشمند معلمان عزیز و دلسوز در مراحل طراحی تا تولید بهره بردیم. تولید این محصولات توانست اشتغالی را برای خانم های کم بضاعت و گاه سرپرست خانوار فراهم نماید.
با توجه به اینکه طرح محصولات نوآورانه بود موفق شدیم از پارک علم و فناوری یزد پذیرش بگیریم. همچنین به عنوان شرکت خلاق در معاونت علمی فناوری شناخته شدیم.
محصولاتمان موفق شدند از شورای نظارت بر اسباب بازی مجوز تولید و هولوگرام دریافت کنند و همچنین از دفتر تکنولوژی آموزشی و کمک آموزشی وزارت آموزش و پرورش اعتبارنامه دریافت کنند.

درباره یک زندگی

چند سالی کارمند بانک بودم ولی خاطره خوبی از کارمندی مامان نداشتم، آخه مامانم معلم بود و لحظه هایی که انتظار اومدنش رو میکشیدم برام سخت بود. با تولد اولین فرزندم، لحظه های با او بودن را از کار در بانک ترجیح دادم.
دو سال بعد از استعفا به فکر ادامه تحصیل افتادم... دنبال رشته و دانشگاهی بودم که باعث اذیت فرزند دو ساله ام نشود. یک رشته مرتبط با رشته خودم(مهندسی کامپیوتر) انتخاب کردم. کلاسها به شکل مجازی و آنلاین برگزار میشد. خیلی خوب بود، لذت دوباره درس خواندن و در کنار خانواده بودن تجربه خوب و جدیدی بود.
من پایان نامه رو در حالی نوشتم که فرزند دومم تقریبا دو ساله بود، در دامانم می نشست و موقعی که من تایپ می کردم، یکی یکی برچسب حروف روی لب تابم را می کند! دیگه برای پیدا کردن یک حرف باید آزمون و خطا می کردم تا تقریبا جای هر حرف رو حفظ شدم...
بالاخره ارشد رو گرفتم، دو سالی در آموزشکده فنی تدریس کردم ... ولی تمام تلاشم این بود که فعالیتهام منو از وظیفه مادریم دور نکنه.
بچه هام رو در خانه با نقاشی و کاردستی و قصه سرگرم می کردم و همه با هم لذت می بردیم. یک روز با پیشنهاد همسرم سعی کردیم برای بچه هامون پازل درست کنیم. پازل، اسباب بازی محبوب کودکی من بود و چقدر اون روزها در مهد برای داشتنش حسرت می خوردم.
داستان اسباب بازی ما از تلاش من و همسرم برای طراحی پازل هایی چوبی شروع شد...
پایان تابستان 98 سومین فرزندم هم به دنیا آمد و من به امید روزهایی بهتر و محصولاتی بهتر همچنان در تلاشم....

درباره یک مکان

میبد، شهر عزیز و دوست داشتنی من هست. شهری با هزاران سال قدمت... و با مردمانی چونان همه مردم ایران، عاشق کار و تلاش و دین و مهربانی...

ارزشش را دارد


این غرفه در سراسر اینترنت

نظرات کاربران

غرفه سپهر امید
نفیسه پورطالبی
3 آبان 98
سلام. موفق باشید.کارتون خلاقانه و زیباست
صادقی فیروزآبادی
ممنون از لطف و محبت شما
صادقی فیروزآبادی
15 آبان 96
سلام مایل به شرکت در چند شنبه بازار هستم. غرفه سپهر امید http://basalam.ir/products/vendors/450.html
صادقی فیروزآبادی
این سوال مربوط به اینجا نیست و لازم است توسط متصدیان نرم افزار باسلام پاک شود
هدیه - صفحه اول - بازار باسلام