ویژه نامه ابتکار

با لهجه‌ی درخت‌های توت گریه می‌کنم

با لهجه‌ی درخت‌های توت گریه می‌کنم

۱ این جوانک هجده‌نوزده ساله که سرش را به شیشه‌ی لرزان تاکسی تکیه داده و دلش از تماشای دویدن سگ‌ها در نور عصرگاهی روستا گرفته، مجتبی است. این هم صدای گوینده رادیو است که آرزو می‌کند حال دل شنونده‌ها در اولین جمعه‌ی فلان از آخرین ماه بهمان خوب باشد و این هم آقای راننده است […]
Image Not Found
Image Not Found
Image Not Found
پرش به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x